امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


به یک جمله بده بر قلب این دلداده تسکینی

به لبخندی خلاصم کن ازین هجران و غمگینی

 

تمام عمر با فکر و خیالت رفت، تا شاید

دمی هم صحبتت باشم، عجب رؤیای شیرینی

 

کنار من نشستن کسر شأنت بود اما گاه

نمی افتد مگر راه کریمان سوی مسکینی

 

جوانی رفت و گفتم وقت پیری محضرت باشم

ولیکن زنده می مانم، نمی دانم، چه تضمینی؟!

 

همه نوکر شدیم و روضه برپا کرده ایم آقا

به این امید تا شاید میان روضه بنشینی

 

"شنیدن کی بود مانند دیدن" آن چه را یک عمر

شندیم از مصیبت های این ایام، می بینی

 

علی مأمور بر صبر است و زهرا راهی میدان

چه صبر سخت و دشواری، عجب اندوه سنگینی

 

تصور کن ولی الله با چشمان خود باید

ببیند می خورد بر روی گل، سیلیِ گلچینی

 

سقیفه ریشه بود و نینوا محصول آن ریشه

شهید جهل امت شد، امام و پایه ی دینی

 

صدای تشنه ای از گودی گودال بالا رفت

میان هجمه ی سرنیزه های رو به پایینی




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آیا "در" و "دیوار" …حقیقت دارد؟

برخورد "گل" و "خار"…حقیقت دارد؟

ای صاحب عزای فاطمیه …آیا

این روضه "مسمار"…حقیقت دارد؟




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


قسم به جلوه ی ایمان و عصمت زهرا

بیا که شاد شود قلب حضرت زهرا

 

گناهکاری ما را ببخش آقا جان

به حرمت نظر لطف و رحمت زهرا

 

دعا برای محبین خود به لب داری

میان نافله ات، طبق عادت زهرا

 

شعاع نور بصیرت به ما عنایت کن

از آفتاب رفیع بصیرت زهرا

 

رسیده ایم که ما را علی شناس کنی

به پای مکتب درس ولایت زهرا

 

کمی به ما بچشان مزه ی عبادت را

قسم به گریه ی وقت عبادت زهرا

 

هزار شیر، چنان قاسمِ سلیمانی

گرفته اند شجاعت، ز غیرت زهرا

 

به خون خویش تپید و به شعله سوخت ولی

رسید با پرِ خونی به خدمت زهرا

 

اجازه هست شریک غم شما بشویم؟

برای ناله زدن در مصیبت زهرا

 

چه شد که اهل مدینه پس از رسول خدا

عوض شدند و شکستند حرمتِ زهرا؟!

 

چرا مصیبت خود را به بیت الاحزان بُرد؟!

چه بوده علت اصلی غربت زهرا؟!

 

چه شد که چهره ی خود را ز حیدرش پوشاند؟!

مگر چه بوده عیان، بین صورت زهرا؟!

 

چرا همیشه پر از لاله بود پیرهنش؟!

چگونه بوده به دیوار اصابت زهرا؟!

 

غلاف را به چه وضعی زدند بر بازو؟!

چه شد که خوب نشد این جراحت زهرا؟!  




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


باغ و بهارم، در خزانی زرد، برگرد

گرمایِ عمرم، در هوایی سرد، برگرد

 

عمر گران، بی دیدنِ رویت هدر شد

هجران، چه خاکی بر سر ما کرد، برگرد

 

از معصیت ها، عاقبت رنگِ سیاهی...

سایه به روی شهرمان گسترد، برگرد

 

دوریِ از خورشید، در دوران تاریک

غم را میان سینه ها پرورد، برگرد

 

خسته شدی از دست ما؟! العفو، العفو

خسته شدیم از دوری ات، برگرد، برگرد

 

برگرد تا یاری کنی خیرالنسا را

زهراست تنها و چهل نامرد... برگرد

 

آقا قسم بر ناله ی " فِضه خُذینی"

آقا قسم بر سینه ی پر درد برگرد

****

ای شاهِ لب تشنه که در گودال ماندی

زهرا برایت ظرف آب آورد، برگرد




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


رزق حلالِ فاطمی از آسمان نخورد

هر کس که غصه ی غمِ صاحب زمان نخورد

 

با بدترین گناه، تفاوت نمی کند

آن طاعتی که مُهر ولی پایِ آن نخورد

 

باید که شک کند به مسیرِ تقربش

عاشق اگر که طعنه و زخم زبان نخورد

 

سگ شهره شد به خوی وفا، چون تمام عمر

از دستِ غیرِ صاحب خود، استخوان نخورد

 

خوشبختِ واقعی است گدایی که لحظه ای

از پشت خانه ی گلِ نرجس تکان نخورد

 

زاهد به زُهد محض به جایی نمی رسد

دودِ چراغ اگر درِ این آستان نخورد

 

شیعه نخوان هر آن که به نعمت قرین شد و...

اندوهِ جیب خالیِ یک ناتوان نخورد

 

هر دل که سوخت پای غریبی مرتضی

جز مُهر عشقِ فاطمه، مُهر و نشان نخورد

 

باید دروغ روضه بخوانیم، چاره چیست؟!

خیرالنساء... سیلیِ نامحرمان نخورد

 

وقتی که رنگ از رخ زردِ بتول رفت

با صورتش به چوبه ی در، بی گمان نخورد

 

ضربِ غلافِ قنفذ ملعون، به بازوی...

حوریه ی امیر عرب، آن زمان نخورد 

*** 

اصلا که گفته؟! قاری قرآن و خیزران؟!

کامِ حسین بین طبق خیزران نخورد




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


قبول کن تو مرا تا که مستجاب شوم

دوباره گریه کنِ مادرت حساب شوم

 

مرا خرابِ خودت کن، خرابِ غیر نکن

ز محضرت بروم هر کجا، خراب شوم

 

به هر دری که زدم قبل تو جواب شدم

به هر دری بزنم بعد تو جواب شوم

 

خودت کشیدی ام از چاه معصیت بیرون

نخواستی که زمینگیرِ منجلاب شوم

 

بیا که سوختم از درد دوری ات عمری

بگو چقدر، بگو تا به کی عذاب شوم؟

 

به برکت نظرت، در عزای فاطمیه...

دوباره نوکر این خانه انتخاب شوم

 

زمان روضه ی سخت بتول، چون اسپند

میان شعله ی آتش پر التهاب شوم

 

چه عاشقی است که با درد، فاطمه می گفت:

فدای غربت و اشکِ ابوتراب شوم

 

برای اینکه نبندند دست حیدر را

به خون سینه ی خود پشت در، خضاب شوم

 

سریع فضه بپوشان رخ کبودم را

علی خجل بشود، از خجالت آب شوم

 

حسین تشنه نمانَد، حسین را دریاب

فدای تشنگی اش زیر آفتاب شوم




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


ای بی نیاز، وصف مرا جز نیاز نیست

جز رحمتت، گناه مرا چاره ساز نیست

 

آلوده آمدم... چه کسی گفته یا کریم

بابِ انابه رو به گنهکار باز نیست؟!

 

ناشُکر بوده ام همه ی عمر، عفو کن

دیگر زبان من به جهالت دراز نیست

 

می خواستی که بنده و هم صحبتت شوم

شرمنده ام اگر که نمازم، نماز نیست

 

آرامشی که در نجف و خاک حیدر است

در خاک هیچ ناحیه حتی حجاز نیست

 

بر سر درِ دلم که پر از مهر حیدر است

غیر از لوای فاطمه در اهتزاز نیست

 

وقتی که نان سفره ی ما نان فاطمه است

دیگر به نان مردم عالم نیاز نیست

 

در هیچ مسلکی، زدنِ دختر رسول

در روزهای سخت فراقش، مُجاز نیست

 

بر قلب زار و زخمی زهرای مرضیه

چون ذکرِ یاحسین، دمی دلنواز نیست

 

هر قدر هم که روضه بخوانیم، روضه ای...

مانند سوز تشنگی اش، جان گداز نیست

 

تشنه لبی که تابِ تکان خوردنش نبود

با سنگ و نیزه زخم زدن، امتیاز نیست 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...

... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا

 

چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده

عقده ها می شود آزاد به امّید خدا

 

دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم

تا که از ما بکند یاد به امّید خدا

 

با دعای «فرج» و «ندبه» ی او مأنوسیم

کِی اثر می کند «اوراد» به امّید خدا ؟

 

باید از گندم بد بوی گنه دور شوم

تا شوم یار قلمداد به امّید خدا

 

گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود

فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...

 

... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم

یک به یک با همه اولاد به امّید خدا

 

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید

می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا

 

منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً

می شود فاطمه دلشاد به امّید خدا

 

حرم خاکی خورشید و قمرهای بقیع

عاقبت می شود آباد به امّید خدا

 

مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم ...

... دو سه تا پنجره فولاد به امّید خدا

 

لذتی دارد عجب تا که به ما می گوید:

آفرین! دست مریزاد! .... به امّید خدا ...

 

.... وعده ی بعدی ما «شارع بین الحرمین»

دم بگیریم همه با «لک لبّیک حسین»




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


بیا محله ی غم کوچه ی بنی هاشم

به پای دل بروم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که راوی غم های مادرت باشی

بیا قدم به قدم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که با تو مگر فاطمیه پر شود از

کتیبه پرچم علم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که روضه بخوانی مگر به خود بیند

نوای نوحه و دم کوچه ی بنی هاشم

 

بقیع را کنی آباد و منتهی بشود

به درب صحن حرم کوچه ی بنی هاشم

 

قد رشید تو را از مصیبتش بکند

شبیه فاطمه خم کوچه ی بنی هاشم

 

خلاف میخ در شعله ور شده سرد است

هم آه فاطمه هم کوچه ی بنی هاشم

 

گمان کنم که شبیه تو هم خبر دارد

ز چشم کرده ورم کوچه ی بنی هاشم

 

برای غربت حوریه می خورد سوگند

به گوشواره قسم کوچه ی بنی هاشم

 

چقدر خون به دل شیعه کرد عرض کمش

همین محله ی غم کوچه ی بنی هاشم




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


یابنَ الحسن، ما هر چه داریم از شما داریم

پس هر چه ما داریم، بر پای تو بگذاریم

 

هر داغ و دردی در رهِ عشق شما زیباست

واللهِ دست از دامنِ تو بر نمیداریم

 

رخصت بده جانِ جهانی را رها سازیم

از دشمنِ پَستی که با تو مشترک داریم

 

ایران تماماً سرزمینِ مادرت زهراست

ما خاکِ خود را دستِ صاحب مِلک بسپاریم

 

چیزی نداریم از خود، ای صاحب لوای دین

دنیای خود را پای دین، چون ابر میباریم

 

خونی که در رگهای ما جوشد، ز گودال است

این خون و این جان هدیه اَت، ما نذرِ دلداریم

 

ما مالِ تو ، تو مالِ ما، هشتاد میلیون نَه

ما یک جهان قاسم سلیمانی سپهداریم

 

ما دولتِ زهرای اطهر، امتِ حیدر

اهلِ جهاد، اهلِ شهادت، اهلِ ایثاریم

 

هرگز بخواب غفلت و عزلت نمیمانیم

پشتِ سر رهبر بصیرت دار و بیداریم

 

وقتِ سکوت، از ما کلامی نشنود دشمن

وقتِ جهاد، از آسمان مانندِ رگباریم

 

روزی شبیهِ ذوالفقارِ در غلافستیم

روزِ دگر شمشیر برّانِ علمداریم

 

امروز یک تَن نیستیم ای حیدرِ دوران

یک امتِ واحد برای نسلِ کراریم

 

نسلی پُر از همت، پُر از احمد، پُر از قاسم

نسلی پُر از میثم، پُر از مالک و عمّاریم

 

دشمن شود با عزممان از منطقه اخراج

با لشکرِ فرعون، چون موسای رهداریم

 

سرمایه ی شور حسینی، هدیه ی زهراست

با فاطمیه پرچمِ دین را نگهداریم

□ □ □

یکبار سیلی خورده مادر ، تا قیامت بس

دیگر امامِ خویش را بی یار نگذاریم

 

دیگر قضایای فشار در نخواهد شد

زیرا هنوزم، ناله دار از زخمِ مسماریم

 

از پشتِ آن در ، تا مسیر کربلا ، تا قدس

لشکر به لشکر، صف به صف، زهرای بسیاریم

 

دیگر علی را ریسمان بسته نخواهی دید

تا پای جان، پای علی، همواره هشیاریم

 

دیگر مصیبت بر یتیمانِ علی سخت است

مثلِ تو ما هم، در غمِ مادر عزاداریم




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


به خواب غفلت خویشم!  زهم پاشیده سامانم

من بیچاره یک عمرست     اسیر این زمستانم

 

به سمت این و آن بردم  نگاهم را ولی افسوس

تورا دیگر نمیبینم!  چه سنگین است تاوانم!

 

خجالت میکشم اقا    بگویم شیعه ات هستم

اگر اذن شما باشد    بگویم از محبانم

 

برایم گریه ها کردی! ولی من فکر خود بودم!

پرشانم شدی العفو     نفهمیدم! پشیمانم!

 

من آلوده را آخر    چرا تحویل میگیری؟!

چه دیدی از من آخر که    خودم حتی نمیدانم؟!

 

علی این روزها دیگر    به خانه دیر می آید

ز تنهاییش میسوزم     ز حیرانیش حیرانم

 

گمانم نیمه شب زهرا    صداکردست حیدر را

که ای یار غریب من    حلالم کن! نمی مانم!




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دلا خو کن به دلداری که از مهرش وفا خیزد

رها کن این و آنها را ز بیگانه جفا خیزد

 

برای یاری دلدار باید با صفا باشی

بیا بو کن نسیمی را که از عطرش صفا خیزد

 

نشان آشنا بودن رضای یوسف زهراست

خوش آنروزی که از کارم ز قلب او رضا خیزد

 

محرم رفت و دنبالش صفر بار سفر بسته

کنون من ماندم و هجری که از دورش بلا خیزد

 

اگر دست مرا گیرد دلِ خسته نمی میرد

وگر سازد رها ما را ز دلها مرگها خیزد

 

مرا دست گنه مسپار ای دلدار ای دلدار

که بی تو از منِ بی یار ، تنها ادّعا خیزد

 

خوش آن سفره که در ماه صفر بار مرا بندد

دلم تا فاطمیه پر زند و ز آن نوا خیزد

 

همین ایام بود آغاز غمهای دل زهرا

غم خانه نشینیِ علی از این عزا خیزد

 

سیاهی ها خداحافظ غم زهرا غم مخفی است

هنوز از قبر مخفی نالۀ مهدی بیا خیزد

 

بیا مهدی برای انتقام مادرت زهرا

که از درد و غم سیلی هزاران ماجرا خیزد




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی

 

صدای هق هق ات آقا طنین چاووشی

دوباره در غم مادر سیاه می پوشی

 

بلند گریه کنی در عزای فاطمیه

روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی

 

به چای روضه گلو تازه کن کمی امشب

به غیر خون دل آقا چرا نمی نوشی؟

 

دعا برای ظهورت همیشه یادم رفت

مرا ببخش برای همین فراموشی

 

خودت بگو چه جوابی به مادرت بدهم؟

که سالیان درازی ست خانه بر دوشی

 

دو چشم مهدی زهرا که خیس اشک شده

نگاه خشک من از غم چرا نمی جوشی ؟؟

 

خودت بگو اثر ضرب دست سنگین نیست؟

زمین می افتد اگر گوشواره از گوشی 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دوباره در دلم آشوب عالم آمده است

قیامت آمده یا که مُحرّم آمده است

 

عزای کیست که حتی خود مُحرّم هم

به سر زنان و پریشان و درهم آمده است

 

عزای اشرف اولاد آدم است آری

عزای بنت نبی مکرم آمده است

 

تمام خلق دچار مُحرّمند ولی

برای فاطمه دل‌های مَحرم آمده است

 

دوباره فاطمیه آمد و یقین داریم

در این حسینیه صاحب عزا هم آمده است

 

وضوی گریه بگیر و بیا که در روضه

عزیز فاطمه با قامت خم آمده است

 

رواست مردن از این غم که پشت درب بهشت

برای سوختن گل جهنم آمده است




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


ای مسافر بیا ، سفر تا کی ؟

منتظِر پای منتظَر تا کی ؟

 

نظری سوی ما کنی بد نیست

دور مانی تو از نظر تا کی ؟

 

بهر لیلا چقدر صبر کند

دل مجنون در به در تا کی ؟

 

سیزده قرن منتظر بودن

این دعاهای بی اثر تا کی ؟

 

به فدای تو مادر و پدرم

گریه ی مادر و پدر تا کی ؟

 

غربتت را کسی نمیفهمد

غربت شام بی سحر تا کی ؟

 

جمع باید شوند اصحابت

سیصد و سیزده نفر تا کی ؟

 

باز هم فاطمیه ای دیگر

صبر این داغ ، بر جگر تا کی ؟

 

منتقم بهر انتقام بیا

صبر آن تیغه ی دو سر تا کی ؟

 

کاش می آمدی ز جاده ی نور

کاش نزدیک بود صبح ظهور 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

متن شعر اجرا شده توسط  سیدرضا نریمانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران تاریخ 27 دی ماه 98:

 

جمعه ی دیگری رسید از راه

باز با عشق بسته ام عهدی

با تمام وجود میگویم‌

السلامُ علیکَ یا مهدی

 

پسر فاطمه!نگاهی کن

فاطمیّه است و دل پر از غوغاست

دلمان خون شد از ندیدن تو

دل ما خوش به ذکر یا زهراست

 

دوره ی آخر الزمان شده است

فتنه ها باز قد علم کردند

شمرها باز هم در این میدان

دست عباس را قلم کردند

 

یابن زهرا ! مقابل دشمن

شیعه این‌بار هم مقاوم بود

پرچم کربلای این جبهه

همه جا دست حاج قاسم بود

 

سرد و گرم چهل بهار و خزان

درس آمادگی به ما داده ست

مرد میدان علم و ایمانیم

لشکر حاج قاسم آماده ست

 

گام دوم شروع شد با خون

حاج قاسم به شاهدان پیوست

چِقَدَر آشناست این قصه

یک زمینی به آسمان پیوست

 

دشمنان بی هوا زدند او را

رفتنش نیز مثل فاطمه بود

دست افتاده ی دلاور ما

راوی روضه های علقمه بود

 

تشنه ی انتقام بودیم و

باز با داغ امتحان دادیم

با شهیدان آسمانیمان

همه جا لحظه لحظه جان دادیم

 

بین آغوش یک هواپیما

هم وطن‌های ما شهید شدند

ما که شرمنده ی شهیدانیم

ولی آنها چه روسفید شدند

 

به خدا امتحان سختی بود

وسط این همه پریشانی

چه بگویم که در دل ما نیست

داغشان کمتر از سلیمانی

 

 داغ‌ اگر هست یادمان نرود

نقشه‌ی جبهه‌ی مقبال چیست؟!

خونِ هم‌نوع ماست روی زمین

خوب دقت کنیم! قاتل کیست؟

 

گیرم آن اشتباه هم رخ داد

ما نباید که اشتباه کنیم

ما نباید سپیدی حق را

با ذغال عدو سیاه کنیم

 

جبهه‌ی خصم را بکوب ولی

جبهه‌ی بچه‌های خود را نه

ریشه‌ی خصم را ببُر اما

شاخه‌ی زیر پای خود را نه

 

زلزله، سیل، جنگ، آبادی

امنیت، اقتدار، آرامش...

هرکجا کار بر زمین مانده

هم سپاه آمده‌است هم ارتش

 

گرچه غمگین داغ هموطنیم

گرچه این داغ، سخت و جانفرساست

آتش جنگ را که روشن کرد؟

بانی این جنایت آمریکاست

 

بوی بال فرشته می آید

این نفسهای آخر دیو است

سیلیِ محکمی زدیم اما

هدف بعدمان تلاویو است

 

سیلیِ آبدارِ آن شب، بود

تازه آغازِ باءِ بسم الله

انتقامی که گفته شد یعنی

شرّتان از زمین شود کوتاه

 

راهتان جز فرار ازینجا نیست

با سپاه علی در افتادید

آی سگ‌های هار! این دفعه

گیر شیران حیدر افتادید

 

خون فرمانده کار خود را کرد

همه جای جهان پر از غوغاست

کوریِ چشم دشمنان وطن

روزهای زوال آمریکاست

 

روزگار افول شیطان است

آخرِ قصه این نخواهد بود

مطمئنیم شیعه خواهد دید

این جهان را بدونِ آل سعود

 

کور شد چشم دشمنان امروز

انقلاب از همیشه پویاتر

پرچمی که همیشه بالا بود

می‌رود لحظه لحظه بالاتر

 

سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم

زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم

حرف قوم و نژاد و مذهب نیست

ما به یک انقلاب دل بستیم

 

عده‌ای از خواص همواره

نان این انقلاب را خوردند

در بزنگاه فتنه‌ها اما

سر از اردوی کین در آوردند

 

هم وطن! یاور علی ! برخیز

لحظه ی انتخاب را دریاب

انقلابی بمان و با هر رأی

جبهه ی انقلاب را دریاب

 

حیف از این آسمان آبی که

در پسِ ابر آفتابی نیست

زخم‌ها خورده‌ایم پی در پی

از مدیری که انقلابی نیست

 

ما علیه فساد جنگیدیم

باید این نکته را به یاد آورد

انقلاب امام سالم بود

انتخاب غلط فساد آورد

 

با تمام فسادها اما

مانده است انقلاب پاینده

اندکی صبر، صبح نزدیک است

بی‌گمان مال ماست آینده

 

نکند باز یادمان برود

همه در بیعت ولی هستیم

قاتل دشمن است وحدت ما

همه فرمانبر علی هستیم

 

 نهضتی که به ما رسید امروز

از مدینه شروع شد، از در

پشت در مادرم زمین افتاد

تا بماند قیام پیغمبر

 

فتنه گرها به صحنه آمده اند

آی یاران مسیر گم نشود

در دل هرم آتش فتنه

خُنکای غدیر گم نشود

 

فتنه از هر طرف هجوم آورد

خانه‌ام باز در خطر افتاد

شیعه هربار بی تفاوت ماند

آتش آمد به جان در افتاد

 

گفتم از در ، چه شد که چشمانم

مثل ابر بهار می بارند

شهدا روزیِ شهادت را

از همین فاطمیه ها دارند

 

غم از این بیشتر؟! که جان رسول

دلش از جور دشمن آزرده ست

دست حیدر طناب پیچ است و

فاطمه پشت در زمین خورده است

 

چه بگویم که بغض ، سنگین است

آنچه باید نمیشد آخر شد

غم از این بیشتر؟! که در خانه

رو بگیرد زن از محارم خود

 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، شهید حاج قاسم سلیمانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/10/30 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


در لجن زار معاصی، از بها افتاده ایم

دور از مولای خود در تنگنا افتاده ایم

 

راه را گم کرده و بیراهه دائم می رویم

در غل و زنجیرِ اوهام خطا افتاده ایم

 

کیست بیچاره تر از ما بندگان بی پناه؟!

از امام عصر، از مولا جدا افتاده ایم

 

برکت از اموال مردم رفت، مشکل از کجاست؟!

گیرِ مال شبهه و مال ربا افتاده ایم

 

رنگ ایمان رفته از این شهر، تقوا رفته است

وای بر ما... شاید از چشم خدا افتاده ایم

 

منتقم، خون شهیدان ریخت، دیگر العجل

با امید فتح در راه شما افتاده ایم

 

با تمام غصه ها، از رحمت صاحب زمان

در پناه خیمه ی خیرالنسا افتاده ایم

 

هیچ کس ما را زمین افتاده در دنیا ندید

در نجف تنها به پای مرتضی افتاده ایم

 

فاطمیه آمد و ما هم به حالِ گریه بر...

چادری که ماند زیر دست و پا افتاده ایم

 

یاد آن ساعت که در افتاد روی فاطمه

یاد مظلومیت آل عبا افتاده ایم

 

یاد درد سینه ی زهرا میان بسترش

یاد آن مظلومه بر حال بکا افتاده ایم




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


ای سحر خیز مدینه سحرت را قربان

از غم فاطمه چشمان ترت را قربان

ای خوش آنکس که گدای سر راهت گشته

سائل هرشبۀ پشت درت را قربان

هرکه دارد هوس دیدن تو آواره است

عاشق خسته دل ودربه درت را قربان

وای برمن که دلم نیست گرفتار غمت

سینه چاکان نشسته به برت را قربان

حاجتی نیست مرا غیر دمی دیدارت

رخ زهرائی همچون قمرت را قربان

فاطمیه است بیا روضه زهرا بشنو

دل پر از غم و سوز جگرت را قربان

هرچه داری همه ارثیۀ زهرا وعلیست

شال سبزی که تو بستی کمرت را قربان

ای به دوش تو عبای علی وپیغمبر

رنگ عمامۀ بسته به سرت را قربان

نقش انگشتریت چیست...؟ اباعبدالله

بهر مظلوم دل نوحه گرت را قربان

کربلا می روی اما گل من باچه کسی

پسر خون خدا همسفرت را قربان




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


بیا كه گنبد خضراست دیده بر راهت

بیا كه حیدر تنهاست دیده بر راهت

چقدر منتظران تو بی صدا رفتند

نگاه مضطرب ماست دیده بر راهت

به هر دیار عزادار مادرند همه

بیا كه عترت طاهاست دیده بر راهت

قسم به خاك نشسته به چادر مادر

سكوتِ غربتِ دنیاست دیده بر راهت

هنوز نالة مادر به گوش می آید

ببین كه حضرت زهراست دیده بر راهت

میان كوچه به دنبال گوشواره حسن

شهید سیلی اعداست دیده بر راهت

كنار بستر غرق به خون مادرتان

هنوز زینب كبراست دیده بر راهت

میانِ گویِ مقتل حسین افتاده

هنوز زیر لگدهاست دیده بر راهت

به ناله های بُنَیَّ كنار آن گودال

زنی كه غرقِ تماشاست ، دیده بر راهت

نشسته بی ادبی دیده رویِ سینة ماهش

ببین كه مادرت  آنجاست دیده بر راهت

زمان كشتن لب تشنه آب می خوردند

لباس های تنش را یكی یكی بُردند




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


در طالع ما وعده ی دیدار بود ای کاش

بخت وصالت با دل ما یار بود ای کاش

این هفته ها راوی تکراری هجرانند

این هفته پایان بخش این تکرار بود ای کاش

دیدند خیلی ها هزاران بار رویت را

سهم نگاهم دست کم یک بار بود ای کاش

بوسیدن خاک کف پاهای تو یک روز

روزی این لب های بی مقدار بود ای کاش

مانند چشمان تر تو در غم زهرا

چشمم غریق گریه ی بسیار بود ای کاش

بی شک میان گریه هایت آرزو کردی

شهر مدینه بی در و دیوار بود ای کاش

یا دست کم روزی که در مابین آتش سوخت

وقتی که می افتاد بی مسمار بود ای کاش




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


شوریده دلیم و سر سوداى تو داریم

با این دل سر گشته تمنای تو داریم

با خون جگر دیده بشوئیم که عمرى

اى پرده نشین میل تماشاى تو داریم

سوگند به یک موى سرت هر چه که داریم

از دولتى خاک کف پاى تو داریم

ما زنده بر آنیم گرفتار تو باشیم

دل بسته به گیسوى چلیپاى تو باشیم

اى کاش که بر نامهء اعمال همه عمر

بینیم که خوشنودى و امضای تو داریم

ما روضه گرفتیم که تشریف بیارى

این گرمى روضه ز نفس هاى تو داریم

دیگر  تو بیا روضه بخوان صاحب روضه

ما حسرت آن صوت دل آراى تو داریم

قدرى بگو از غربت جان دادن مادر

ما چشم تر از ماتم عظماى تو داریم

کم کم کفن فاطمه را پهن نمایند

دلشوره ای از شدت غمهای تو داریم

امشب شب غمهاست امان از دل حیدر

ذکر لب زهراست امان از دل حیدر




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


فراق تو درد است و درمان ندارد

چرا قصه ی هجر پایان ندارد

تو جان جهانی تو صاحب زمانی

بدون تو جسم جهان جان ندارد

بیا ای که در سال های ظهورت

پر است از بهار و زمستان ندارد

خودت را مگیر از دل بیقرارم

که بودن بدون تو امکان ندارد

تو این روزها باز هم غرق اشکی

و اشک تو را چشم باران ندارد

خدا را دوصد شکر آقا تو هستی

اگر زائر آن قبر پنهان ندارد

در این روزهای غریبی سپاهی

بجز همسرش شاه مردان ندارد

و بستند دستان خیبرگشا را

شنیدند و گفتند امکان ندارد

یهودی در آن کوچه دادش درآمد

مگر که مدینه مسلمان ندارد




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


رو به ویرانی ام خرابم كن

باز با بخششت عذابم كن

رود نه چشمه نه كه مُردآبم

در كویر غمت سرابم كن

قلب من در گناه یخ زده است

گرمی ات را بده مذابم كن

شمع بی غیرت فراق توام

در غمت قطره قطره آبم كن

بنده ای هستم ای عزیز خدا

سر بازار انتخابم كن

خاك پای تو سرمه ی چشمم

خاك پای ابوترابم كن

بدحسابم ولی در این شب ها

جزء سینه زنان حسابم كن

و اگر شد مرا مدینه ببر

زائر صحن آفتابم كن

مثل پهلو دل مرا بشكن

مثل قلب علی كبابم كن




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


وقتی برای مادر ما گریه می کنید

با درد و آه و شرم و حیا گریه می کنید

آری درست مثل خجالت کشیدنِ

چشمانِ مجتبی بخدا گریه می کنید

کی دیده اشکِ مادرِ خود را به کوچه ها

این قصه را ندیده چرا گریه می کنید

مسمار را شنیده ، ولیکن ندیده اید

اما چه خوب داغ مرا گریه می کنید

زیبا برای مادر ما ضجّه می زنید

خیلی شبیه با شهدا گریه می کنید

با این حساب مرهم غمهای ما شوید

گویی کنار آل عبا گریه می کنید

یک لحظه غافل از غم یاران نمانده ایم

با اینکه با هراس ، بما گریه می کنید

عمری به سوگِ ماه مدینه نشسته اید

عمری برای کرب و بلا گریه می کنید

آخر ، زمانِ روز فرج می رسد ز راه

از بس شما به سوز و دعا گریه می کنید




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


یک نظر کن به دل دربه در نوکرها

دست خود را بکش آقا به سر نوکرها

سر به زیریم و گرفتار ز بس خم کرده

معصیتهای فراوان کمر نوکرها

پر زدیم و نرسیدیم به تو افتادیم

مرهمی باش به هر زخم پر نوکرها

با وجودی که دلت خون شده از ما اما

در همه حال تو بودی سپر نوکرها

کاش در روضه ببینیم که هستی آقا

تو خریدار دو چشمان تر نوکرها

پیش تو هرکه زمین خورده ز جا برخیزد

لطف کن باز بیا دور و بر نوکرها

با دعای پدر و مادرمان اینجاییم

ای به قربان تو مادر پدر نوکرها

رخصتی باز بده تا که بیوفتد آقا

یک شبی صحن حسین جان گذر نوکرها

مادری خورد زمین صورت او زخمی شد

سوخت از روضه ی مادر جگر نوکرها




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


از باغ نشسته در خزان آقا جان

حرفی بزن و کمی بخوان آقا جان

زهرا به زمین خورد و علی را بردند

این جمعه خودت را برسان آقا جان




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/11/13 | 09:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بازهم تنها شدم خیلی دلم را غم گرفت

بازهم معصیتم من را ز آقایم گرفت

هر زمانی دور ماندم از هوای روضه ها

زندگی ام را سراسر غصه و ماتم گرفت

بهر دیدار جمال یار بی همت شدیم

یوسف زهرا دلش از عالم و آدم گرفت

وای بر آنکه سرِ این سفره نان خورده ولی

با غریبه رفت و آن را مونس و همدم گرفت

راه ظلمت رفتم و در بین راه آقا رسید

داشتم گم میشدم دست مرا محکم گرفت

خوش بر احوال گدایی که دم جان دادنش

یک نفس ذکر حسین بن علی را دم گرفت

از همان روزی که آمد مادرم در روضه ها

با دلی محزون به دستانش دو تا پرچم گرفت

پرچمِ نام حسین و پرچمِ نام حسن

آه با نام حسن جان گونه هایم نم گرفت

زخمیِ یک کوچه بود و ناله میزد زیر لب

مادرم را ضربه ای سیلی از این عالم گرفت




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 01:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان

به صد امید هر سحر سلام می دهیم تان 

بهار می شود دل خزان برگ ریزمان

صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان

خودت به فکر ما همیشه از قدیم  بوده ای

دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان 

مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام

به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان

همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی

اگرچه کوچکم برای منصب ندیم تان

اگر تو را قسم دهم مرا قبول می کنی؟!

به اضطراب زینب و به مادر کریم تان... 

به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین

سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان 

میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی

جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-روز شهادت


باز عطر یار آمد و دنیا به کام شد

یعنی دوباره موقع عرض سلام شد

این لطف هیئت است که حتی کسی چو من

با تو میان روضه فقط همکلام شد 

شکر خدا که سایه ی الطاف مادرت

با دست تو به روی سرم مستدام شد 

باز آمدم که گریه کنم شاید اشک من

بر زخم های مادری ات التیام شد 

روضه بخوان ز غربت مولا که بعد از این

خورشید عمر فاطمه اش روی بام شد 

تازه مصیبت دل حیدر شروع شد

هرچند درد پهلوی مادر تمام شد

ای منتقم به پهلوی زخمی مادرت

دیگر بیا، بیا که زمان قیام شد 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دیدگانم لایق دیدار دلدارم نشد

عمر من طی شد ولی آقا خریدارم نشد

نیستم آن بنده ی خوب و به دور از معصیت

وای بر من صاحبم راضی ز کردارم نشد

بدتر اینکه من بدانم ناظرم بود و ولی

بر بدی اصرار کردم ، خوب رفتارم نشد 

رو به این و آن زدن ، غیر از ضرر چیزی نداشت

بارم افتاد و کسی گرمی بازارم نشد

کاش آقای خودم را میزدم از دل صدا

هیچ کس غیر از عزیز فاطمه یارم نشد

بین مردم عزتم داد و گناهان مرا

پیش خود مخفی نمود و فاش اسرارم نشد 

من مریضم به دوا محتاجم و جز تربتِ

کربلا مرهم به قلب زار و بیمارم نشد 

اربعین یادش بخیر ایوان طلا زانو زدم

من بدهکار آمدم آقا طلبکارم نشد

روضه ها را خواندم اما ماجرایی بدتر از

درد پهلو باعث اندوه بسیارم نشد 

یک پسر در بین کوچه ناله میزد آمدم

گوشوار مادرم از خاک بردارم نشد 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic