امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه و محرم


لطفی نما غلام به لب جان رسیده را

بشنو فغان این دل در خون تپیده را

چشمی دگر بده صنما تا كه بنگرم

آن خال گوشۀ لب تو آرمیده را

روح لطیف تو نفس پاك و حق تو

در بند خود كشیده صفای سپیده را

صف بسته اند سرو و صنوبر به راه تو

تا خم كنند پیش تو قد كشیده را

امشب بیا كه سینه پراز شور عشق توست

تا فرش پای تو بنمایم دو دیده را

جانا... دلم هوای تو كرده تفضّلی

وقف تو كرده ام دل از غم رمیده را

پرده بكش ز چهره ببینم دمی تو را

بر من نشان بده وجنات ندیده را

شد فاطمیه و دل ما مست فاطمه است

بر ما عیان نما حرم آن شهیده را

اشك مرا بگیر و ببر نزد فاطمه

مرهم گذار زخم تن قد خمیده را

ما را ببر به علقمه یا اینكه خود بیا

تشریح كن قصۀ چشم دریده را

تیغ دو سر بكش ز نیام و بریز سر

بستان تقاص خون سرِ  سر بریده را




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


عاقبت دردم دوا خواهد گرفت

دامنت دست مرا خواهد گرفت

هر شب "اللهم عجل..." خوانده ام

روزی آخر این دعا خواهد گرفت

من اگر مردم غبارم عاقبت

روی دامان تو جا خواهد گرفت

ای ز مادر مهربان تر خوب تر

کی دلت از دست ما خواهد گرفت

چشمت این ایام خون خواهد شد و

قلبت از این روضه ها خواهد گرفت

تو اگر یک بار روضه خوان شوی

روضه ی ما تازه پا خواهد گرفت

روشن است از حال و روز مادرت

زود بیمارت شفا خواهد گرفت

بعد از این همسایه راحت می شود

حیدر از فردا عزا خواهد گرفت

**

فاطمیه عاقبت از دست تو

دست من یک کربلا خواهد گرفت




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


غم هجران ز پی اش وصل نگاری دارد

هر زمستان ز پی خویش بهاری دارد

ظلمت شب به سپیدی سحر ختم شود

عمر عشاق بسا لیل و نهاری دارد

به طواف گل روی تو جهان مفتخر است

گردش نُه فلک پیر ، مَداری دارد

بی نیاز از همه خلق است به فرمایش تان

هر کسی چشم تری و دل زاری دارد

چهارده قرن سپاه سحر عشاقت

چشم بر تاختن یکه سواری دارد

آنکه خودکامه شد امروز به مهتاب قسم

روز پر حسرت محشر ، شب تاری دارد

گو بر آن خائن خود کیش که در خانه ی ما

خادم آن است که با ما سر و کاری دارد

مطرب است آنکه پی عافیت و دولت رفت

میثم است هر که هوای سرِ داری دارد

هر کسی مانده به پای تو ، به پایش هستی !

چه غمش آنکه ز عشق تو حصاری دارد ؟

مادرت گفت : علی ، هیزم خشک آوردند

حق طلب ، جانِ مهیای شراری دارد

پسر یاس مدینه ، دل ما را دریاب

آخرین مرهم سینه ، دل ما را دریاب




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 04:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بگیر دست گرفتارهای راهت را

مگیر از دل دلدادگان نگاهت را

غیاث مضطر مسکین جناب کهف وری...

ببخش بر سر آوارگان پناهت را

شکسته ایم در این عصر سخت وانفسا

بیا که با تو ببینیم روز راحت را

نگاه کن به یمن... نیجریه و بحرین

به روی خاک شهیدان بی گناهت را

کجاست صبح سپید عراق و سوریه ... آه...

طلایه دار عدالت بخوان سپاهت را

بگیر قبضه شمشیر بر کف و برخیز

بگیر عِمامه و... بر سر بنه کلاهت را

دلم گرفته کجایی به هر کسی گفتم...

خبر نداشت نشانی خیمه گاهت را

بیا که با تو بسوزیم در غم مادر

بریز در دل ما نیز سوز آهت را

پری که سوخته بود و! شکسته و! زخمی!

گرفته بود از او وقت استراحت را

**

به گریه گفت علی: فاطمه! عزیز دلم

مپوش از نظرم زخم روی ماهت را

وباز مادر خسته به فکر مولا بود

چگونه غسل دهد جسم پر جراحت را




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


مادری دارم به نام بانوی روز الست

دست و بازوی خدا را اوست چون بازو و دست

مادری دارم که شأنش در حدیث قدسی است

او همان سرلوحۀ لوح و قلم بود از الست

مادری دارم که هستی هست زیر چتر او

در هدایت شیوه ای دارد جهان را ، چیره دست

مادری دارم که با فتح المبینِ کوچه اش

نقطۀ عطف دفاعش از علی پشت در است

انقلاب فاطمی دست علی را باز کرد

ورنه محکم ریسمانِ جهل را ابلیس بست

بازوی زهرا شکست و دست مولا بسته شد

شد از اینجا کوثرِ قرآن به عالم سرپرست

کوچه را گفتم که سیلی نور چشمش را گرفت

آنقدر گویم که حتی از حسن هم دیده بست

آشناتر از همه با مادرم ، دیوار شد

چادرش خاکی شد و رویش از آن دیوار خست

گوشواری که جدم هدیه بر او داده بود

پیش من شد پاره پاره ،لالۀ گوشش شکست

بسکه اهل کذب تکذیبش نمودند ای دریغ

تار و پود آرزوهای علی از هم گسست

آنکه نور سجده اش روشن تر از خورشید بود

یک تنه جنگید با خفاشهای شب پرست

مادر من با چهل نامرد جنگید آشکار

ای بنازم همتش را یک زن و این ناز شَست

نور را با تارِ بی پروا چکار ای اهل درد؟!

هیزم آوردند مردم ! مردم آتش پرست

مادری دارم که پشت در سپر شد بر علی

سینۀ گنجینۀ اسرار پشت در شکست

بی امان ضرب لگد آمد به درب سوخته

ضربه ها از بسکه سنگین بود او از پا نشست

مادرم از زیر در می خواند مولا را به خویش

پایکوبان حمله ور بودند و مادر پای بست

جانشین وحی ، شد خانه نشین امّا نشد

بعد پیغمبر دمی دین خدا بی سرپرست

خود تسلی می دهم خود را در این داغ بزرگ

نالۀ مادر به گوش آید هنوز از دوردست




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


حسرت اینبار مرا از نفس انداخته است

شوق دیدار مرا از نفس انداخته است

از فراقت چه بگویم؟که نگفتن بهتر

زخم بسیار مرا از نفس انداخته است

آمدم جمعه ی این هفته نفس تازه کنم

دیدم انگار مرا از نفس انداخته است

ندبه های سحری شاهد غم هایم شد

دوری از یار مرا از نفس انداخته است

روضه خوان روضه بخوان...مادرسادات چه شد؟؟

خون مسمار مرا از نفس انداخته است

یاد زهرا که می افتم دل من می لرزد

در و دیوار مرا از نفس انداخته است

وسط روضه ی زهرا غم سنگین علی

صد و ده بار مرا از نفس انداخته است

با دل خسته ی خود مادر ما مهدی گفت

درد خود را همه شب فاطمه با مهدی گفت




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 03:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(ع)-مناجات فاطمیه


"دل شکسته" مرا صدا کنید، کافی است

نظر بر این سرای بی بها کنید، کافی است

قبول... لایقِ زیارت شما نبوده ام

فقط کمی برای من دعا کنید کافی است

کسی که تحبس الدعا شود، غریب می شود

کمی به این غریبه اعتنا کنید کافی است

بس است در به در شدن، بس است خون جگر شدن

به روی من در انابه وا کنید... کافی است...

دوا نخواستم، همین هم از سرم زیادی است

مرا فقط همین که مبتلا کنید، کافی است

به دستْ پخت نان فاطمه عزیز می شود

حقیر را دخیل این سرا کنید، کافی است

قسم به ربنای فاطمه به این شکسته دل

کمی حلاوت دعا عطا کنید، کافی است

فدای مادری که با دل شکسته ناله زد

بس است حیدر مرا رها کنید‌... کافی است...

صبور شهر را چرا به دست بسته می برید

ز روی دختر نبی حیا کنید... کافی است...




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/6 | 07:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(ع)-مناجات فاطمیه


با "محبت" آمدی، صید کمندم کرده ای

با همین ترفند ساده، پایبندم کرده ای

بی بهاتر از همه هستم ولی با لطف خود

در میان عاشقانت ارجمندم کرده ای

بار سنگین گناهانم ذلیلم کرده بود

با نگاه رحمت خود سربلندم کرده ای

در پناه گرم آغوشت مرا جا داده ای

در پناه خود مصون از هر گزندم کرده ای

بیشتر از دیگران دارم صدایت می زنم

بیشتر از دیگران چون دردمندم کرده ای

راستش این است آقاجان اگر می خواهی ام

چون محب مادرت بودم، پسندم کرده ای

تا قیامت روزی ام از خوان زهرا می رسد

شاکرت هستم که بر او مستمندم کرده ای




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/12/3 | 07:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


پای دعایم با گنه زنجیر گشته

«آقا بیا» هایم چه بی‌تاثیر گشته

من خواب دیدم ماه پشت ابر مانده

خوابم به هجر روی تو تعبیر گشته

هر جمعه که خورشید در حال غروب است

در چشم من غمگین‌ترین تصویر گشته

لیلای من کم کم تو را افسانه خوانند

مجنون به راه عشق تو تحقیر گشته

آقا بیا تا عشق رنگ و بو بگیرد

دنیا بدون روی تو دلگیر گشته

از نوجوانی انتظارت را کشیدم

حالا دگر چشم انتظارت پیر گشته

ترسم که من هم با غم هجرت بمیرم

از بس که در امر فرج تاخیر گشته

امروز دنیا در پی موعود باشد

شکر خدا عشق تو عالم‌گیر گشته

باید بیایی تا بگیری انتقامِ

آن سوره‌ای که با لگد تفسیر گشته

آقا الهی بشکند دست کسی که

در کوچه‌ها با مادرت درگیر گشته




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/23 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


من گریه می كنم سحر انتظار را

تا كه به سینه ام برسانی قرار را

دارد بدون تو سپری میكند دلم

این جمعه های پرغم و ناسازگار را

وقتی كه با قدوم تو ما زنده می شویم

باید به پای تو بنویسم بهار را

دارم غروب جمعه به این فكر میكنم

این هفته هم گذشت ندیدم نگار را

من مطمئن شدم كه دلت را شكسته ام

وقتی شكستم آن همه قول و قرار را

من را به پایبوسی خود مفتخر كن و

من هم به چشم می كشم این افتخار را

پیراهن سیاه تنم بیرق عزاست

از من نگیر این سند  اعتبار را

ای كاش صحن حضرت زهرا پس از ظهور

روزی ببیند این  همه خدمتگذار را

امن یجیب كیست كه میخواهد اینچنین

از حق شفای مادر در احتضار را




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/11/20 | 10:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


از هر چه به غیر تو رها، می‌آییم

با عشق تو در شور و نوا می‌آییم

می‌آیی و پشت سرت ان‌شاء‌الله

از صحن نجف به کربلا می‌آییم




موضوع: اربعین حسینی،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 11:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


حق دوباره کرمی کرد که بیدار شوم

با نگاه تو گل فاطمه هشیار شوم

از ازل گر دل من بر تو ارادت کردست

مادرت خواست که من بر تو گرفتار شوم

همۀترس من از باقی عمرم این است

باز بر پیش نگاه تو گنهکار شوم

به خدا حاجتم از سفرۀ زهرا این است

دور از اهل سقیفه به علی یار شوم

حق آن چادر پر وصله و خاک آلوده

محرم اهل کسا با دل بیمار شوم

همچو مقداد هماهنگ شوم با رهبر

جان نثار تو چو میثم به سر دار شوم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/01/13 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


باز در شهر رسیدی و نفهمید کسی

آشنایی طلبیدی و نفهمید کسی

درد این است که ما مدعی هجرانیم!

درد هجران تو چشیدی و نفهمید کسی

غافل از چشمِ خدابین تو مستیم همه

فعل ما را همه دیدی و نفهمید کسی

بی حیاییم و به جای همه ی ما آقا

لبت از شرم گزیدی و نفهمید کسی

هر سحر توبه به جای همه ی ما کردی

جور یک شهر کشیدی و نفهمید کسی

بارها وقت زمین خوردن ما با عجله

بهر امداد دویدی و نفهمید کسی

چه شد آخر وسط روضه ی ما غوغا شد؟

به گمانم که رسیدی و نفهمید کسی

هر زمان روضه گرفتیم برای زهرا

سرمان دست کشیدی و نفهمید کسی

صبح و شب گریه برای غم مادر کردی

مثل یک شمع چکیدی و نفهمید کسی

دیده ای واقعه را... آجرک الله آقا

شاهد قتلِ شهیدی و نفهمید کسی

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/23 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه شام غریبان

 

ما آمدیم امشب كه حیران تو باشیم

 آشفته ی حال پریشان تو باشیم

 تقصیر هجران است، تقصیر فراق است

 امروز اگر پاره گریبان تو باشیم

 مثل كویر تشنه می مانیم و باید

 روزی خور الطاف باران تو باشیم

 از دردهای ما طبیبان نا امیدند

 انگار باید تحت درمان تو باشیم

 شكر خدا این روزها توفیق داریم

 هم ناله ی چشمان گریان تو باشیم

 شاید خدا قسمت كند یك فاطمیه

 اندازه ی یك روضه مهمان تو باشیم

 صاحب عزای فاطمیه باید امشب

 گریه كن شام غریبان تو باشیم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/23 | 12:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دریاب این حال بد دنیای ما را

بی تو گرفته دلهره دل های ما را

ای کاش هر کس هم نشینت هست امشب

خالی کند در محضر تو جای ما را

هستیم کمتر یاد تو چون که گرفته

بار گناه و معصیت تقوای ما را

بی خود به دنبال کس دیگر نباشید

کم دارد این عالم فقط آقای ما را

یک روز می آید که این عالم ببیند

بین الطلوعین شب یلدای ما را

ممنونم از این قدر لطفت باز کردی

در روضه های فاطمیه پای ما را




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


میان باید و شاید، همیشه درگیر است

کسی که پایِ دلش در حصارِ زنجیر است

نخورده غصهی روزی، گدایِ این خانه

که لطفِ صاحبِ خانه، بدون تاخیر است

نبرده رنج، چه گنجی به ما عطا کردند

که عاشقِ تو شدن، بهترین تقدیر است

به دل وصال تو را وعده دادهام هر دم

ظهورت آرزوی هر جوان و هر پیر است

زبان ز شرحِ فراقِ تو قاصرست، آری

حدیث هجر تو را، خون دیده تفسیر است

گناه بین من و تو جدایی افکنده

همیشه نامهی من، پر ز جرم و تقصیر است

خودت برای ظهورِ خودت دعایی کن

که نالههایِ دلِ من، بدون تاثیر است

بیا و بند بزن چینی دل من را

دل شکسته ی من مستحق تعمیر است

نگو که از من آلوده ناامید هستی-

برای نوکرِ خوبی شدن، نگو دیر است

کسی که در وسط کوچه قد عَلَم کرده

چه شد که گوشهی خانه چنین زمینگیر است؟

چه آمده به سرش بین آن در و دیوار؟

که در سنین جوانی ز زندگی سیر است

شبیه عاشقِ چشم انتظار می گرییم

به حال مادرتان زار زار می گرییم

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 12:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


عمری دل از زمانه بریدیم ... بس نبود ؟

چون شمع سوختیم و چکیدیم ... بس نبود ؟

آقا تو را قسم به در سوخته به عشق

برگرد.... هر چه بی تو کشیدیم... بس نبود ؟

آرام از مقابلمان رد شدی ، دریغ

روی چو ماهتان که ندیدیم ... بس نبود ؟

در غفلت و هوا و هوس عمرمان گذشت

تا اوج پرتگاه رسیدیم ... بس نبود؟

گفتند کو نشانی اربابتان که نیست...!

زخم زبان و طعنه شنیدیم ... بس نبود؟

آنقدر دیر کردی و ما ... در نبودنت

زهر فراق یار چشیدیم ... بس نبود ؟

یک عمر راه گم شد و در حسرت وصال

بیراه رفته و نرسیدیم ... بس نبود؟

امسال هم گذشت در اندوه انتظار

رنج و بلا و ظلم که دیدیم ... بس نبود ؟




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


روز درگیرم که شب نایی نمیماند بجا

شب ک غفلت باشد احیایی نمیماند بجا

آه وقتی میکشم،سوزی میان سینه نیست

از دل ناساز آوایی نمیماند بجا

گریه دادی تا گناهان مرا پاکش کنی

قطره میریزم، ودریایی نمیماند بجا

سایه ات را کم نکن که بی حضورت از دلم

هیچ چیزی غیر رسوایی نمیماند بجا

در مسیرت بودم اما نیتم با تو نبود

این شده از من رد پایی نمیماند به جا

مثل زهرا باید از گمنامی استقبال کرد

میدهد جان و از او جایی نمیماند به جا

تا  نیایی رد آن شلاقها که میزدند

همچنان بر صوت آیینه میماند به جا




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دوباره گرد یتیمی نشسته بر مویت

و رود رود عزا جاری است از رویت

به یاد مادرت امشب نشسته میخوانم

نماز صبر به محراب طاق ابرویت

گمان کنم که شمیم مدینه را دارد

اگر به ما رسد امشب نسیمی از کویت

دوباره دست گدایی دراز خواهم کرد

برای گریه به غم های مادرت سویت

شبیه قامت زهرا شکسته است قدت

شبیه زانوی حیدر خمیده زانویت

به یاد زینبی و گیسوی پریشانش

اگر دوباره پریشان شده است گیسویت

برو مدینه و از مرتضی بپرس چه شد

که رفت نیمه شب از آشیان پرستویت




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


ای داغدار ساقی عطشان... نیامدی

سوز دعای خضر و سلیمان ... نیامدی

یکسال هم گذشت امام غریب من

دل بی قرار از غم هجران... نیامدی

حافظ که گفت ؛ یوسف گشته می رسد ...!

نگذشتی از حوالی کنعان...! نیامدی

تنها بهانه ی دلِ تنگ و شکسته ی

این جمعه های بی سر و سامان... نیامدی

ما بی وفا شدیم و دلت را شکسته ایم

بشکسته ایم عهد و پیمان ... نیامدی !

خنجر برید لاله به لاله سر از قفا

سرها به روی نیزه پریشان ... نیامدی

این روز ها کوچه پریشان شد از غمِ

یاسی شکسته و درِ سوزان ... نیامدی

شبگرد کوچه... شال عزا روی دوشتان

ای روضه خوان کوثر قرآن ... نیامدی

کشتی بساز نوحِ زمان و قیام کن

ما دل سپرده ایم به طوفان ... نیامدی

پیراهنت به دست کدامین نسیم ماند

حسرت نشین شدند غریبان ... نیامدی

این خشکسالی از غم و اندوه مهدی است

ای لحظه تبسم باران نیامدی




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


آخر سال است و بی جیره مواجب مانده ایم

باز هم در کار خود از هر جوانب مانده ایم

هر چقدری که صلاح ماست آن را لطف کن

دست خالی در پی لطفی مناسب مانده ایم

غالبا با گریه ما احساس سیری میکنیم

چند وقتی می شود بی قوت غالب مانده ایم

پای ما امسال هم در خیمه ی تو وا نشد

عذر می خواهیم اگر جزو اجانب مانده ایم

تو تماما سیزده قرن است حاضر مانده ای

ما تماما سیزده قرن است غایب مانده ایم

روز و شب بازار در بازار دنیا می خریم

جای تو درگیر عید و این مطالب مانده ایم

لطف مستاجر شدن دیدار صاحبخانه است

آه ما محروم از دیدار صاحب مانده ایم

چه بهاری مانده وقتی مادر ما را زدند

پا به پای تو به سوگ این مصائب ماندهایم

تا قباله پاره شد بند دل ما پاره شد

تا به الان در غم سیلی غاصب مانده ایم

این سه ماهه دم به دم دلواپسش هستیم ما

در کنار بستر مادر مراقب مانده ایم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


برکه ای خشکیده ام دریا به دردم می خورد

جام من خالی شده صهبا به دردم می خورد

سوی هر کس می روم، فورا رهایم می کند

بنده ای زارم فقط مولا به دردم می خورد

فتنه ها می آید و هر کس به سویی می رود

لحظه های امتحان تقوا به دردم می خورد

شرط توبه در رضای حجت الله است، پس...

... رخصت صاحب زمان تنها به دردم می خورد

سائلم... دار و ندارم این دل ویرانه است

ظاهرا بی ارزش است اما به دردم می خورد

گرچه فردا بیشتر محتاج لطف مادرم

مادری اش از همین حالا به دردم میخورد

مطمئنم بیشتر از هر عمل، روز جزا

نوکری خانه ی زهرا به دردم می خورد

مُهر و امضایی که بر روی دلم زد فاطمه

بیشتر از هر زمان فردا به دردم می خورد

عرش حق لرزید وقتی فاطمه با خنده گفت:

طرحِ تابوتی که گفت اسماء به دردم می خورد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-زبانحال امام زمان(عجل الله فرجه(


عرش را اوجی اگر باشد مقام فاطمه است

نه فلک، فرشی مرصع زیر گام فاطمه است

حرمت دین خدا در احترام فاطمه است

راه و رسم مادری، الحق مرام فاطمه است

اشک ما، در فاطمیه خود دلالت داشته

لفظ "مادر" گفتن شیعه اصالت داشته

ذکر صدیقه، دهان ها را معطر می کند

خطبه اش را شیعه ی بیدار از بر می کند

نور او قبر و قیامت را منور می کند

رنج هایش دیده ی ایوب را تر می کند

ناله ی کروبیان از غصه های مادر است

گریه ی صاحب زمان امشب برای مادر است

مادرم از داغ حیدر در جوانی پیر شد

بعد هجده سال از این زندگانی سیر شد

در دفاعِ، از علی، با چل نفر درگیر شد

حرف حق زد، پاسخ او قبضه ی شمشیر شد

ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا

مادرم را زد مغیره پیش چشم مرتضا

داغ مظلومیت حیدر مرا آتش زده

گریه های زینب مضطر مرا آتش زده

آتشِ افتاده پشت در مرا آتش زده

ناله ی وامحسنت؛ مادر، مرا آتش زده

در تکانی خورد و از جسمت توان از دست رفت

با لگد، یک سوم ساداتمان از دست رفت

مادرم! یک روز آن مسمار را می آورم

هیزم جامانده ی کفار را می آورم

گوشوار و چادر گلدار را می آورم

ذوالفقار حیدر کرار را می آورم

آن دو را از قبر بیرون می کشانم عاقبت

انتقام سیلی ات را می ستانم عاقبت

فاطمه! رفتی و شد روز علی چون شب سیاه

می کشد آه فراق و می گذارد سر به چاه

تا تو را کشتند شد خون عزیزانت مباح

روز عاشورا، همین که آمدی در قتلگاه

دیدی آنجا، روی صحرا دست و پا می زد حسین

از حرم تا قتلگه، زینب صدا می زد حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/12/18 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


روزی ام را روزگارم تا که آجر می کند

ظرف خالی مرا صاحب زمان پر می کند

من کمی سختی که می بینم شکایت می کنم

آدم عاقل ولی اول تفکر می کند

مدعی عاشقی هستم ولی تنها دلم...

...روز و شب بر عاشقی کردن تظاهر می کند

آبرو بردم ولی آقا مرا بیرون نکرد

آدم از این نوع برخوردش تحیر می کند

سنگ دل هستم، ولی دارد نگاه رحمتش...

... سنگ این قلب مرا با گریه ها دُر می کند

یک زمانی هم بنا باشد که تغییرم دهد

در میان روضه ی مادر مرا حُر می کند

نوکری فاطمه محشر به دادم می رسد

از غلام مادرش آقا تشکر می کند

سینه ام می سوزد این ایام تا ذهنم کمی

چادری را زیر دست و پا تصور می کند

مطمئنم زیر دست پا که می افتد زنی

بازویش را ضربه ها همرنگ چادر می کند




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


امسال هم نوکر حسابم کردی آقا

بد بودم امّا انتخابم کردی آقا

در مجلس روضه مرا هم راه دادی

یک بار دیگر مستجابم کردی آقا

اصلاً نگفتی که برو ، برگرد ، جا نیست

آه از خجالت خیسِ آبم کردی آقا

کوهِ گناهم را تو نادیده گرفتی

با لطف خود غرق ثوابم کردی آقا

مثل همیشه آبرویم را خریدی

پیش همه عالی جنابم کردی آقا

از اولش کارِ تو ذرّه پروری بود

در آخرش هم آفتابم کردی آقا

بالِ فرشته فرشِ راهِ عرشی ام شد

تا «خادم الزّهرا» خطابم کردی آقا

زهرا نوشت و پای آن را مُهر کردی

با این قباله کامیابم کردی آقا

یک «آه مادر» گفتی و آتش گرفتم

از میخ در گفتی کبابم کردی آقا




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من

شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را

پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه

ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا

اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا

منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه

مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید

شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه

روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی

رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرم و فاطمیه


دستم بگیر تا که بهشتم بنا شود

شاید سرم قبول کنی خاک پا شود

بالی بده که بال بگیرد اسیر تو

شاید کبوترِ حرمِ کربلا شود

بی تو میان غفلت خود غوطه خورده است

نوری که با مسیر شما آشنا شود

زنگار بسته سینه ام از عمر رفته ام

اشکم بریز خانه ی آئینه ها شود

پیراهن سیاه من از جنس شال توست

امشب نشسته ام نفسی خرج ما شود




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


تا فکر و ذکر من همه دیدار دلبر است

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

من در میان جمع و دلم سمت سامراست

آنجا که اشک زائرش از آب کوثر است

دیری است رفته است و دگر و برنگشته است

دیری است آسمان دلم بی کبوتر است

او پیش رو نشسته و من کورم از گناه

او می زند صدایم و ما گوشمان کر است

آواره ایم در هیئات و شنیده ایم

در روضه احتمال حضورش قوی تر است

شاید صدای گریه ی آقا بلند شد

چون روضه های مادر او گریه آور است

در فاطمیه پهلوی او تیر می کشد

او نیز زخمی غم دیوار و آن در است

آقا سری بزن به مدینه نگاه کن

کوچه بدون تو صحرای محشر است

آقا بگو چگونه تحمل بیاورم؟

یک زن که در مقابل یک فوج لشکر است

انگار در گلوی شما بغض می شود

آن ریسمان که بسته به دستان حیدر است

اینجا برادران همه در فکر خنجرند

شکر خدا که یوسف ما بی برادر است

گرچه پر از گناه ولی در رکابتان

آخر شهید می شوم ، این حرف آخر است




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بیدار نشد این دل غفلت زده تا چند

هشدار بر این دیدۀ حسرت زده تا چند

از نفسِ خطاکار و ز ابلیسِ جفاکار

تبریک بر این قلب مصیبت زده تا چند

من غایبم از محضر نورانی اَت ای یار

غایب ز تو این حاضرِ غیبت زده تا چند

گاهی تو کنار من و من در پی دیدار

گم گشته در این وادیِ غربت زده تا چند

ای وای از این چشم و از این قلب گرفتار

گمراهیِ این دیدۀ صورت زده تا چند

ایکاش که من هیئتیِ فاطمه باشم

هم صحبتیِ مَردمِ هیئت زده تا چند

ما را تو مگر کرب و بلایی بنمایی

ای منتقم کوچه و گودال کجایی




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی

شد گریه ام باب فیوضات الهی

هر روز و شب کارم سلامِ برحسین است

با این امیدی که کنی سویم نگاهی

من بار ها دیدم که با یک قطره ی اشک

با آبرو گردید ، عبدِ رو سیاهی

شرمنده ام یک عمر قلبت را شکستم

در زندگی ام نیست روزِ بی گناهی

اصلاً محبت های تو بد عادتم کرد

تنبیه کن این بی ادب را گاه گاهی

دردِ دلم را جز شما با که بگویم

تنها تو هستی که برایم تکیه گاهی

پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم

واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی

آقا قسم بر صورت نیلیِ مادر

آن چهره ای که دارد از سیلی گواهی

آقا قسم بر خانه ای آتش گرفته

آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی

ای انتقامِ کشته ی مسمار بر گرد

جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو