بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

 

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

 

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری زخاک تربت مادر بگیرم

 

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

 

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا و امام زمان(عج)-شب قدر-روضه شب نوزدهم


ای خدا، ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

ای کریم ذوالعطا و فضل وجود

ای به سمتت کلَّ شیٍ فی السجود

ای مناجات شب شبگردها

همنشین مهربان دردها

ای نوای بی نوایان، ای اله

روسیاهم، روسیاهم، روسیاه

روسیاهم ای کریم دستگیر

دست خالی آمدم، دستم بگیر

دست خالی آمدم ای جان پناه

کوله باری دارم از جرم و گناه

هیچ می دانی چرا دورم ز تو

سالهای سال مهجورم ز تو

نفس با ابلیس تا همدست شد

بنده ی تو از گناهان مست شد

هی گنه پشت گنه پشت گنه

پیش تو واشد دگر مشت گنه

یارب امشب جرم و عصیانم ببخش

من پشیمانم، پشیمانم ببخش

تا که با جرم و گنه آمیختم

آبرویی از امامم ریختم

از من آلوده دامن هر گناه

خنجری شد بر دلش بنشست، آه!

یوسف زهرا ببین چاه مرا

بشنو از چاه گنه، آه مرا

گوشه چشمی کن به من، آقای من

سیّدی، یابن الحسن، مولای من

با دعای آتشینت کار کن

بهر این آلوده استغفار کن

ای پناه انس و جان، صاحب زمان

الامان و الامان، صاحب زمان

ماه، ماه روزی داری و دعاست

شب شب قدر و دل من در کجاست؟!

شب شب قدر و ز اشکم منجلیست

من دلم در کوفه همراه علیست

کوفه امشب با دلم بد تا نکن

خون به قلب دختر زهرا نکن

آی کوفه! دختر خیرالنسا

امشبی شد میزبان مرتضی

بود از افطار تا وقت سحر

میهمان دختر زهرا پدر

آفتابی میهمان ماه شد

ام کلثم سفره دار شاه شد

آن امام مهربان ساده زیست

سفره ی افطار را دید و گریست

در دلش انگار یاد یار کرد

باز با نان و نمک افطار کرد

در دلش آشوب بود و زمزمه

بارها گفت: "ادرکینی فاطمه"

شد دل دختر دوباره غرق خون

تا شنید " انّا الیه راجعون"

شد سحر، حیدر کمر را بست باز

تا رود مسجد به محراب نماز

می شنید از درب ها، دیوارها

از لب مرغان، لب مسمارها

امشب ای شیر خدا، مسجد نرو!

مرتضی ای مرتضی! مسجد نرو!

حیدر اما راهی کوچه شد و

با دلی شیدا به مسجد آمد و

خویش را آماده بهر یار کرد

قاتلش را هم خودش بیدار کرد

سمت کعبه، کعبه ی اهل نیاز

گفت اذان و شد مهیاّی نماز

تا که او را دشمنش در سجده دید

ناگهان شمشیر جهلش را کشید

ابن ملجم آن لعین بی حیا

ضربتی زد بر سر شیر خدا

باز قلب آفرینش آب شد

مقتل شیر خدا محراب شد

ناله ی محراب را مسجد شنفت

مرتضی فُزتُ وربّ الکعبه گفت

" قد قتل" از عرش می آمد بگوش

نالۀ جبرییل آمد در خروش:

"اهل عالم! رشته شد ارکان دین

کشته شد دیگر امیرالمومنین"

مجتبی این را شنید و دلپریش

باز هم در کوچه ها افتاد پیش

کوچه ها را پابرهنه می دوید

تا به محراب علی؛ آقا رسید،

صبحدم در پیش چشمش تار شد

گفت داغ مادرم تکرار شد

ناگهان در آن دم پر شور و شین

درب مسجد وا شد و آمد حسین

وای از وقتی که شاه کربلا

دید غرق خون سر شیر خدا

آه از چشمان بر در دوخته

دختری در داغ  مادر سوخته

دید وقتی دختر شیر خدا

مرتضی را غرق خون با مجتبا

از سویدای جگر آهی کشید

گفت یارب باز فصل غم رسید

داغ روی داغ، یارب صبر ده

بر دل بریان زینب صبر ده

دلخوشی هایم همه رفته ز دست

از برایم دو برادر مانده است

آه اگر یک روز از غم تا شوم

بی حسین و بی حسن، تنها شوم

آه اگر روزی به صحرایی عجیب

بی برادر گردم و گردم غریب

آه اگر در قتلگه با شور و شین

بین قاتل ها شود تنها حسین

آه اگر بر حنجرش خنجر رود

از تنش بر روی نیزه سر رود  ...




✔️ موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر

 

در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

بیت هایم همه قرآنْ روی سر آوردند

چارده مرتبه... آن گاه دلم مَحرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرهٔ رویایی

چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آن قدر دور حرم سینه زدم تا دیدم

کعبه شش گوشه شد آن گاه دلم مَحرم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد به محمد که میسّر هم شد

من مسلمان شده ی  مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توأم شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروانِ دل من بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی  ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود هم دم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد...




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


ای كاش كه نوری به نهادم برسد

زاد سفری بهر معادم برسد

با این همه كوله بار عصیان شب قدر

من آمده ام خدا بدادم برسد




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


الهی سائلی پشت در آمد

فقیر آمد  فقیرِ حیدر آمد

باذن الله  تا در می زنم من

دم از آقام حیدر می زنم من

علی مشکل گشای هر غم ما

علی در اصل اسم اعظم ما

علی آئینۀ ذات و صفات است

بَدَل گردان لوح سیئات است

علی با سائلانت همنشین است

علی با بی کَسان یار و معین است

صدایت می زنم یا حیِّ سرمد

بنام حیدر و نام محمد

شب تقدیر چون با نور آیم

تو گویی سوی کوه طور آیم

شب قدر تو چون بی نور باشم

من از آل پیمبر دور باشم

اگر با روسیاهی تمامم

رسد پرونده ام دست امامم

چه حالی می شود آقای خوبم

اَلا ای ربِ غفار الذّنوبم

اگر امشب مقدر شد بمیرم

چه خاکی بر سرم باید بریزم

به خاک کربلا سوگند یا رب

به احوال صبور قلب زینب

به حق مجتبی نور دو عینش

به گودال پر از خون حسینش

به اشک چشم بارانیِ عباس

به قلب پاک و نورانی عباس

به محراب علی و سجده گاهش

که در وقت سحر شد قتلگاهش

بحق کوثر قرآن الهی

به این پروندۀ ما کن نگاهی

مبادا آبروی ما بریزد

که اشک مهدی زهرا بریزد

به یک العفو درد ما دوا کن

بیا و خاک ما را کربلا کن

که شاید پاک قرآن سر بگیرم

پس از آن یار را در بر بگیرم

الهی دوست راضی گردد از ما

به لطفت بعد از این یاریم او را

ندای یا لثاراتش چو آید

نگاه تازه ای بر ما نماید

اگر مهدی قیامش راه افتد

بسیج انتقامش راه افتد

قیام کوچه را امداد سازیم

در و دیوار را آباد سازیم

اگر آلوده دامن پاک گردد

به زیر پای اکبر خاک گردد




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


من اومدم بگم خدای حیدر

گرچه بدم جونم فدای حیدر

من اومدم بگم تو این دل شب

در می زنه بازم گدای حیدر

من اومدم قرآن به سر بگیرم

با زینبش برا شفای حیدر

من اومدم امشب دیگه بمیرم

برای درد و غصه های حیدر

من اومدم بگم آقام بیادش

به پای ذکر روضه های حیدر

من اومدم یه ذره نور بگیرم

از نوکرای با صفای حیدر

من اومدم بگم منو بشوری

با اشک چشم بچه های حیدر

من اومدم بگم منو ببخشی

به حق ناله ی شبای حیدر

من اومدم بگم شبیه زینب

سیاه پوشیدم تو عزای حیدر

من اومدم بگم اگر چه پستم

ولی دلم داره ولای حیدر

من اومدم بگم که خیلی مردی

مارو خریدی به وفای حیدر

من اومدم بگم اگه سیاهم

نذار بدی هامو به پای حیدر

من اومدم بگم که زندگیمو

جونمو بچه هام فدای حیدر

من اومدم بگم به جون زهرا

مارو ببر صحن و سرای حیدر

من اومدم دیگه ازت بگیرم

برات ایون طلای حیدر

من اومدم بگم اگه خدائیش

علی نبود کی بود به جای حیدر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت

 

میثم مومنی نژاد

تابیدن انوار جلی دیدن داشت

روئیدن حسن ازلی دیدن داشت

آن لحظه که فاطمه به طفلش خندید

لبخند محمد و علی  دیدن داشت

***

 جواد هاشمی تربت

در روزه اگر مرد و زن افطار کنند

با آب، رطب یا لبن افطار کنند

امشب علی و فاطمه و پیغمبر

با بوسه ز روی حسن افطار کنند

***

سید مهدی حجازی

ای مظهر صبر و حلم و ایمان و صفات

در روز جزا شفیع  اندر عرصات

از صبح ازل تا به ابد بی کم وکاست

بر تربت بی شمع وچراغت صلوات

 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


اگر ربنا ربنا کرده ام..

سحرها خدا را صدا کرده ام..

خودم را بر این سفره جا کرده ام..

دراین پانزده شب دعا کرده ام..

 

خدایا به چشمان مست حسن...

بده دست من‌ را بدست حسن

 

من امشب برآنم که مثل قدیم

دلم را ببندم به راه نسیم

دراین ماه با یاعلی، یا عظیم

بیوفتم بدست و به پای کریم

 

کریم کریمان عالم حسن!

دمت گرم! دردت به جانم حسن!

 

تو سبحان ربّی الاعلای من

تو والتین و یاسین‌ و طاهای من

تو دیروز‌ و امروز و فردای من

تو یاربّ و یاربّ شبهای من

 

به کوری آن دو زن فتنه گر

بگو یا حسن یا حسن تا سحر

 

درآن شب که عالم قمردار شد

درخت نبوت ثمردار شد

علی نذر کرد و پسردار شد

زمین پیش پایش خبردار شد

 

چه بهتر ازینکه به هر انجمن..

به زهرا بگویند ام الحسن!

 

حسن‌ اسم اعظم حسن کل دین

حسن حق مطلق حسن بی قرین

حسن کیست ایاکِ هر نستعین

حسن کیست گردن زن ناکثین

 

به حلم حسن دشمن اقرار کرد

معاویه را صلح او خوار کرد

 

منی که شدم مبتلای حسین

زمین خورده ام پیش پای حسین

شدم وقف دولت سرای حسین

چه بهتر که محض رضای حسین...

 

بپا خیزم و باز طوفان‌ کنم

دوباره‌ حسن‌ جان حسن جان کنم

 

حسین است مست وقار حسن

حسین است هرجا کنار حسن

حسین است است دنبال کار‌ حسن

حسین است در اختیار حسن

 

حسینی ‌که سرها کف پای  اوست

امیری حسن روی لبهای اوست!

 

برو طوس صحن رضا را ببین

نجف باش و ایوان طلا را ببین

شلوغی کرببلا را ببین

خودت غربت مجتبی را ببین...

 

دم‌ گنبد شاه عبدلعظیم...

بگو یا حسن ای غریب کریم

 

بزودی همه چشمه ها جاری است...

بقیع حسن پر ز معماری است

و هر‌نوکری گرم یک کاری است

تمام ضریحش طلاکاری است

 

براین غصه با عشق حاکم شویم

همه وارد صحن قاسم شویم..

 

به این فکر کردی چرا شد سپید؟!..

مویی که بر آن شانه زهرا کشید

غمی که حسن دید را کس ندید

حسن درهمان کوچه هاشد شهید

 

اگر صبر او حرف هر منبریست!

بدانید مردم! حسن مادریست..




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تو کریمی و کرامت همه زیبنده ی توست

و ردای کرم و جود برازنده ی توست

 

نیمه ی ماه خدا ماه رُخت جلوه نمود

ماه در نزد مه روی تو شرمنده ی توست

 

نور تو مظهر انوار الهی و جهان

روشن از آن رُخ نورانی و تابنده ی توست

 

بیت زهرا و علی گشته گلستان  ولا

نوگلی خانه پُر از عطر فزاینده ی توست

 

نغمه ی یا حسن از عرش برین می آید

حضرت روح الامین نغمه سراینده ی توست

 

سرمه ی چشم ملک خاک کف پات حسن

روشنی بخش فلک گوهر رخشنده ی توست

 

خنده ات دل ببرد،جان بدهد شاه کرم

فاطمه محو تماشای تو و خنده ی توست

 

تو خودت کوثری و ساقی کوثر پدرت

جام مستان ولایت، پُر و آکنده ی توست

 

ز دمَت مُرده، نه، جان تازه کند صد چو مسیح

تو که هستی که مسیحا ز دمَت زنده ی توست

 

جدّت احمد،پدرت حیدر و مامت زهراست

بی سبب نیست که سلطان و گدا بنده ی توست

 

تو خدای کرم استی،به خدا دشمن تو

ز کرامات تو پیداست که شرمنده ی توست

 

فضل و جود وکرم و بخشش و احسان و عطا

نَمی از بحر کریمانه و بخشنده ی توست

 

و گدائیِ سر کوی حسن ما را بس

فخرِ ما سائلی دولت پاینده ی توست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کنج دنجی در هیاهوی جهان داریم ما

تا میان سینه از مهرت نشان داریم ما

 

خانه ی ویران دل با مهر تو قیمت گرفت

در خراب آبادمان، گنج نهان داریم ما

 

ما نمک پرورده ی خوان کریم عالمیم

شامل لطفیم اگر در سفره نان داریم ما

 

خاک سرد مرده ایم و تشنه ی یک جرعه نور

دست بر دامان لطف آسمان داریم ما

 

ما کبوترهای قبر خاکی صحن تواییم

کنج ایوان خیالی آشیان داریم ما

 

تا گذر کرد از مزارت باد صحرا، گریه کرد

چون نسیم از داغ تو اشک روان داریم ما

 

از غم تشییع سرخت، ذره ذره سوختیم

تا ابد درسینه مان، داغ گران داریم ما

 

 

واژه حیران مانده بین مدح و اشک مرثیه

در بهار شوق، اندوه خزان داریم ما




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


 نرفته است کسی نامراد از در او

فدای او که کریم است نام دیگر او

 

هر آنکه خواست ببیند جمال عقل به چشم

بگیرد آینه ای صاف در برابر او

 

به خانه ای که حسن داشت، هر زمان رد شد ،

سلام داد به صوتی رسا پیمبر او

 

چه خانه ای؟ که بهشت است هر کجا حسن است

علی الخصوص که باشد حسین در بر او

 

به خانه ای که حسن دارد و حسین، بگو

کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او

 

برای مدح امام کریم ما کافیست

که حیدرست پدر، فاطمه ست مادر او

 

اگر به جنگ درآید کجاست خصمی که

به در برد سر و دست از جلای خنجر او؟

 

اگر به صلح رود باز حق به جانب اوست

که فتح و عزت و عشق است نام لشگر او

 

در این طرف حسن ابن علیست در میدان

در آن طرف زر و تزویر در برابر او

 

خوشا به من حسن ابن علی امام من است

سلام ما به محمد به سبط اکبر او

 

قرار جمله ی عشاق سال آینده

شب تولد او  مرقد مطهر او... . .

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


باز هم بنده ی تو گریه کنان می آید

بر من این دوریِ آقام گران می آید

همه جا جار زدم صاحبمان می آید

ای أجل صبر کن امّید جهان می آید

آخرش یار سفر کرده می آید از راه

آید از راه شبی منتقم ثارالله

یارب العفو که این بنده ی فرّار آمد

از گنه خسته شد و بر در تو زار آمد

شب قدر است ببین عبد گنهکار آمد

عاشق و در به در حیدر کرار آمد

ای خدا با همه ی جرم و خطا آمده ام

به امید کرم و لطف و عطا آمده ام

معصیت آخرِ سر نان مرا آجر کرد

باید امشب به برت توبه ای همچون حُر کرد

نام حیدر صدف سینه ی ما را دُر کرد

رحمت واسعه اش ظرف مرا هم پر کرد

امشبی را خودِ الله عزادار علیست

هرکه را می نگرم بنده ی دربار علیست

سر او تا دمِ ابرو چه به هم ریخته است

چشمهایش شده کم سو چه به هم ریخته است

دلش از خاطره ی کوچه به هم ریخته است

یاد خونابه ی پهلو چه به هم ریخته است

فکر و ذکرش دم آخر شده زهرای بتول

شکوه ها می برد از امت خود پیش رسول

درد و دل با پسرش کرد دم آخر خود

کربلا جان تو و زینب غم پرور خود

قتلگه دور کن او را تو ز دور و بر خود

و بگو خوب ببندد گره معجر خود

کوفیان در دلشان کینه ی من را دارند

بعد تو شمر و سنان رو به حرم می آرند




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


و امّا و امّا و امّا علی

غریب است و مظلوم و تنها علی

 

سحر شد - منادی - شنیدم که گفت

دریغا دریغا دریغا علی

 

به یک ضربه ارکان دین شد خراب

جدا شد به یک لحظه از ما علی

 

شب قدر ، آیا چه باید سرود؟

به جز یاعلی یاعلی یاعلی؟

 

کجا می توان رفت ؟ غیر از نجف؟

مگر می توان بود جز با علی

 

مناجات ، دیدی به جز ذکر او؟

غزل خوانده ای شاعر ! الّا علی؟

 

علی گفتم و خواندم از فاطمه

که مولاست زهرا و زهرا علی

 

گرفته است قرآن به سر مصطفی

حسن گفته در حال احیا علی

 

الهی الهی الهی حسین

خدایا خدایا خدایا علی  




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت داده

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!

شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


پانزده شب سر سجاده تورا خواسته ام..

در مناجات؛ خدا را ز خدا خواسته ام...

لیلة القدر مرا زودتر آماده کنید..

قدر را در شب میلاد شما خواسته ام..




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت-صلوات


همراه نسیم کز جنــان می آید

عطر علوی به باغ جان می آید

با آمــدن کــریم آل یـاسین

بانگ صلوات از آسمان می آید




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


خرم از بوی گلی دام کوه و چمن است

هر کجا می نگرم رشک بهشت عدن است

بر لب بلبل و گل از لب زهرا سخن است

نیمه ماه خدای احد ذوالمنن است

خبر از هلهله و شادی هر انجمن است

سخن از ماه رخ و جلوه حسن حسن است

دل شب ، طلعت خورشید هدا پیدا شد

نیمه ماه خدا ماه خدا پیدا شد

 

آمد آن ماه که خورشید کمین بنده اوست

نور حق جلوه گر از حسن فروزنده اوست

فیض صد باغ بهار از گل یک خنده اوست

عقل کل واله مهر رخ تابنده اوست

صبر و صلح و کرم و لطف و عطا زنده اوست

دوست مات کرم و دشمن ، شرمنده اوست

این گل سرسبد باغ پیمبر حسن است

پای تا فرق حسن بلکه حسن در حسن است

 

روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید

امشب از جام تولای وی افطار کنید

چشم ، گردیده تماشای رخ یار کنید

سجده بر آینه طلعت دلدار کنید

گل رخسار حسن را همه دیدار کنید

ناز با آن گل و رو بر گل و گلزار کنید

باغبان خنده بزن یاسمنت را بنگر

یا محمد (ص) گل روی حسنت را بنگر

 

این همان است که لب هاش پیمبر بوسید

نه پیمبر که علی ساقی کوثر بوسید

نه علی فاطمه صدیقه اطهر بوسید

روی او حضرت جبریل مکرر بوسید

دست او را لب سلمان و ابوذر بوسید

قاسم و اکبر و عباس دلاور بوسید

طوطی وحی خدا را سخن از این حسن است

کینه شیر خدا ابوالحسن ، از این حسن است

 

این حسن کیست که چون خصم دهد دشنامش

حلم پیش آرد و با خنده کند آرامش

برهاند ز کرامت ز غم و آلامش

بدهد برد یمانی و کند اطعامش

با دلی شاد فرستد سوی شهر شامش

ای فدای وی و آن مرحمت و اکرامش

به خدائی که غفور است و حکیم است و رحیم

این کریم است کریم است کریم است کیم

 

به رسول و به گل یاسمنش باد سلام

به علی و به مه انجمنش باد سلام

به بتول و به جمال حسنش باد سلام

به جمال حسن و جان و تنش باد سلام

به نسیمی که وزد از وطنش باد سلام

به چنین لاله باغ و چمنش باد سلام

مهر او از همه طاعات بود حاصل ما

حرم محترم اوست بقیع دل ما

 



ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


انگار بنا نیست گرفتار نباشیم

باشیم ولی اینهمه بیمار نباشیم

آنقدر خدا داد به ما از درِ این بیت

تا جز به همین خانه بدهکار نباشیم

آنکه دلِ شب شمع برافروخت در این بزم

پروانه‌ی‌مان کرد که سربار نباشیم

ما پشتِ درِ خانه‌ی یک مردِ کریمیم

ای شُکر گدائیم که بیکار نباشیم

بی ما به غذا لب نزند آب ننوشد

وقتی سرِ آن سفره‌ی افطار نباشیم

او آمده تا سر بکشم جامِ علی را

او آمده تا نعره کشم نامِ علی را

 

 

حیرت زده‌ام از دمِ دیوانه‌ی حیدر

هِی در زده‌ام بر درِ میخانه‌ی حیدر

در بحث  مقامات ، مقامش چه رفیع است

خاکستر جامانده‌ی پروانه‌ی حیدر

تقصیرِ شرابی است که خوردیم از اول

روزی که خدا ریخت  به پیمانه‌ی حیدر

وقتی که حسن آمده در خانه‌ی زهرا

انگار علی آمده در خانه‌ی حیدر

زهرا به دلِ کعبه نرفت اینکه  بدانند

هرگز نرسد کعبه به کاشانه‌ی حیدر

سوگند به زهرا پسرِ صف شکن اوست

از تیغ دودَم  تیغه‌ی اول حسن اوست

 

 

برخیز که مهتاب هم از خواب پریده است

برخیر که خورشید در این خانه دمیده است

یکبار نبی گفت و دگر بار علی گفت

یک صبح اذان از دو موذن که شنیده است

کعبه به دلش ماند چه میشد که دوباره

می‌دید که در پایِ حسن سینه دریده است

تو آمده‌ای تا که ببینیم پس از این

هر کوچه‌ی این شهر به بن بست رسیده است

"مارا چه تماشاست که خورشیدِ جهانتاب

گردن به تماشای تو هر صبح کشیده است"

ما از تو نوشتیم بخوانند علی کیست

تو آمده‌ای تا که بدانند علی کیست

 

 

بگذار که دلها پِیِ احوالِ تو اُفتند

بگذار که سرها همه پامال تو اُفتند

بردار نقاب از رُخَت ای سبز قبایم

تا کعبه پرستان همه دنبالِ تو اُفتند

هربار که در زلفِ تو پیچید نسیمی

یک شهر به دنبالِ پرِ شالِ تو اُفتند

حق میدهی ای عینِ علی اینهمه موسی

از جذبه‌ی یک جلوه‌ی تمثال تو اُفتند

جبریل کجا جمع رسولان همه جمع است

تا اینکه فقط زیرِ پر و بالِ تو اُفتند

سوگند که با خود حَسنینی و حسینی

تو قبله‌ی بین‌الحرمینی و حسینی

 

 

گفتم که بخوانیم احدایثِ شما هست

این بند نوشتم سخنت پیشه‌ی ما هست

گفتید که دروازه‌ی ایمان پدرِ توست

یعنی که علی هست اگر قبله‌نما هست*

گفتید که جهل است نداری و فقیری

گفتید که با عقل ادب هست غنا هست**

اخلاق خوشَت گفت که بهتر زِ همین خُلق

عِیشی نبود خُلق تو از خُلق خدا هست**

از کِبر و حَسد حرص و ولع نهی نمودی

گفتی که هلاک است اگر این سه خطا هست***

روح‌القدس امشب به لبم قالَ حسن گفت

از صبرِ حسن صلح حسن حال حسن گفت

 

 

سوگند محال است که غم داشته باشی

تا سر به درِ اهل کَرم داشته باشی

از حسرتِ ما بود که گفتیم یکی نه

باید که شما چند حرم داشته باشی

در کشورم اولادِ شما غرقِ ضریحند

باید که به گِردِ خود عجم داشته باشی

خط می‌خورد امشب همه‌ی بارِ گناهم

وقتی که به دستت تو قلم داشته باشی

من از دل خود نامِ تو گفتم جگرم سوخت

باید که حرم در جگرم داشته باشی

از غربتِ تو پُر شده‌ام تا بگذاریم

چون چار امامید چهل گوشه بسازیم

 

 

من که بلدم کارگری می‌کنم آقا

تا صحن شما باربری می‌کنم آقا

وقتی که حرم ساخته شد کار زیاد است

با پلکِ خودم رفتگری می‌کنم آقا

خادم شوم و با پَرِ جبریل به دستم

زوارِ تو از غصه بَری می‌کنم آقا

پایینِ ضریحت بنشینیم و بسوزیم

یاد از پدرِ بی پسری می‌کنم آقا

در کربلا نَه شبِ جمعه به کنارت

با یادِ علی نوحه گری می‌کنم آقا

باید که جگر جمع کنم یا پسرم را

باید که پسر جمع کنم یا جگرم را

 

 

قال ابامحمد حسن ابن علی علیه السلام:

*إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافِرًا.»

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر كه داخل آن شد مؤمن و هر كه خارج از آن شد كافر است. ریاص الابرار ج ۱ص۱۱۵

 

**لا غِنى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»

هیچ بى نیازى اى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سخت تر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست. بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ،

 

**لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد. بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ،

 

***هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیلَ.

هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد. تكبّر كه به سبب آن دین از بین مى رود.




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


به خنده می رسد از مهر بامداد ندا

که ماه فاطمه شد در مه خدا پیدا

 

به بوستان رسالت گلی شکفت امشب

که آفتاب به لبخند گفت صل علی

 

مه ضیافت الله و چشم میهمانان

زآفتاب رخ میزبان گرفت صفا

 

یسبحون له الحمد روی خویش امشب

گشود حضرت سبحان ربی الاعلی

 

قسم به قدر که برتر ز شام قدر بود

شب ولادت او از برای اهل ولا

 

به شکر مقدم او عاشقان حق دارند

صلوة و صوم و مناجات و شور و حال دعا

 

از آن مه رمضان شد مه هدی للناس

که جلوه کرد در آن آفتاب برج هدا

 

ازآن به فضل و شرف اول است ماه صیام

که پا نهاد در آن پیشوای دوم ما

 

مهی که گشته کتاب خدا در آن نازل

گشود سینه به شوق جمال آن مولا

 

فرشته خنده بزن فاطمه شده مادر

ملک به وجد در آن مرتضی شده بابا

 

خدا به فاطمه و مرتضی حسن داده

حسن که آیینه مصطفی است سر تا پا

 

حسن که روح دو گیتی به مهر او زنده

حسن که جان دو عالم شود ورا  بفدا

 

حسن وجود و حسن خلقت و حسن طینت

حسن خصال و حسن سیرت و حسن سیما

 

به خورد سالی از سر غیب گفت سخن

به شیرخواری در مهد ناز خوانده دعا

 

نسیم مشک برای فرشتگان می برد

دمی که موی ورا شانه می زدی زهرا

 

پدر چو حیدر و مادر چو فاطمه باید

که این چنین پسر آید به عرصه دنیا

 

پسر کدام پسر ؟ بر تمام خلق پدر

پدر کدام پدر ؟ باب آدم و حوا

 

علی به چهره او خنده می زند همه دم

رسول بر لب او بوسه می نهد همه جا

 

به اهل درد و دوا ، چو غبار بی درداست

اگر ز خاک بقیعش طلب کنند شفا

 

چراغ روشن دل هاست قبر خاموشش

اگر چه در دل ظلمت نهان بود شب ها

 

مگو در حرمش بسته ، کو بود شب و روز

به عالمی ز همین باب بسته عقده گشا

 

مگو که نیست به گرد مزار او زائر

که انبیا همه در بر گرفته اند آن را

 

اگر اجازه بوسیدن درش گیرند

ستارگان همه ریزند بر زمین ز سما



ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


شاعر به هر شعر ترش دارد علاقه

آری به میز و دفترش دارد علاقه

 چون با ارادت می نشیند می نویسد

از خط و خال دلبرش ؛ دارد علاقه

من دلبری دارم که بعد قرن ها هم

دنیا به ذکر اطهرش دارد علاقه

عمری به دیدار تماشای جمالش

تنها نه ما پیغمبرش دارد علاقه

آنقدر سبک خطبه هایش حیدرانه ست

اصبغ به فیض منبرش دارد علاقه

او را به جان فاطمه باید قسم داد

از بس به شخص مادرش دارد علاقه

یارب نکن بیرون مان از خانه ی او

خیلی به روضه نوکرش دارد علاقه

کی میرویم از محضر او دست خالی

وقتی به مسکین درش دارد علاقه

هر نام پاکش می برد دل را به نوعی

موسی به اسم شبرش دارد علاقه

 

مشغول مداحی او در عرش جبرییل

میخواند از تورات و میخواند از انجیل

 

هر سائلی یک دفعه شد مهمان شبر

سیراب شد از چشمه ی احسان شبر

پلکی زد و رزق خلائق را فرستاد

روزی ما می ریزد از مژگان شبر

معنای رحمانیت حق را ندیدیم

جز در میان مهر بی پایان شبر

هرگز به چشم نوکری ما را ندیده

آقا شدیم از لطف استحسان شبر

حاجت به دندان نیست وقتی می گشاید

از کار ما صدها گره دستان شبر

بعد از حدیث منزلت باید بخوانیم

موسی ست محو صورت خندان شبر

جای صفورا خالی است امشب بگیرد

گلبوسه ای از گونه ی تابان شبر

ما هم به قربان همان خال سیاهش

وقتی که هارون می رود قربان شبر

سنگین تر از ایمان کل انبیاء است

در وقت میزان کفه ی ایمان شبر

با دست تقدیر خدا پیوند خورده

از ابتدا جان شبیر و جان شبر

 

مضمون به این خوبی فقط جایش همین جاست

عشق برادر به برادر بیش از اینهاست

 

دُر علی دردانه ی طاها حسن بود

قبل از حسین آیینه ی زهرا حسن بود

چشمان او تنها تجلی گاه توحید

پر می شد از عطر خدا هر جا حسن بود

یوسف کمی تا قسمتی از حُسن رویش

زیباتر از زیباتر از زیبا حسن بود

جبرییل هم در سایه سارش قد کشیده

روزی رسان عالم بالا حسن بود

شاگرد پای درس پیکارش ابوالفضل

آموزگار حضرت سقا حسن بود

گفتند کوه صبر زینب را ولیکن

الگوی ناب زینب کبری حسن بود

یاد خدا یاد امام عصر باشد

تسبیح قاسم یاحسین و یاحسن بود

صلحش قیامی همچو عاشورا رقم زد

بنیانگذار کربلایی ها حسن بود

در کربلا هم با حسینش دم گرفتیم

در هر زیارت ذکر پایین پا حسن بود

از اولین اجدادمان بر ما رسیده

انگیزه ی ماندن در این دنیا حسن بود

دل نازکی که هر شب خود را سحر کرد

در همنشینی با جزامی ها حسن بود

هر کس که پیدا کرد توفیق زیارت

ورد لبانش ما رایت الا حسن بود

از پاکی دامان مادر فیض برده

تا وقت جان دادن هر آنکس با حسن بود

مردی که تا پایان عمر غصه دارش

خیری ندید از کوچه ها تنها حسن بود

 

از غربت او دم به دم باید بخوانیم

یک بیت روضه دست کم باید بخوانیم

 

فرقی ندارد بزم اشک و بزم شادی

باید که باشد گفتمان اعتقادی

باید گریزی زد به افکار مدرس

در بیت هایی هم سیاسی هم عبادی

دشمن به خود آرایش جنگی گرفته

شاید نظامی نه ولیکن اقتصادی

فردا سرافرازی نصیب ملت ماست

با رونق تولید ؛ تولید جهادی

از دست رنج خویش سفره پهن کردیم

بر لقمه ی دشمن نداریم اعتمادی

ما وارث ایثار گردان کمیلیم

با اقتدا کردن به ابراهیم هادی

از مرد بودن یک کت و شلوار دارند

بر هر چه نامرد است دارم انتقادی

گفتند از اخراج مهاجر یا مجاهد !!؟؟

چشم دلم روشن... غلط های زیادی ...

 

تاریخ از ابناء ایران می نویسد

از غیرت مردان افغان می نویسد

 

تا فتنه ای نسل ابوسفیان علم کرد

شمر زمان فکر جسارت بر حرم کرد

با یک اشاره ابرهه زیر و زبر شد

با فجر صادق شام ظلمانی سحر شد

امروز ناموس پیمبر در خطر نیست

جز لکه ای ننگ از دواعش بیشتر نیست

امروز هم آماده ی اذن جهادیم

محکم به پای آرمان ها ایستادیم

خاری به چشم شور عمال یهودیم

خود شاهد جان کندن آل سعودیم

سردار و سرباز مجاهد بی شمار است

انگیزه ی لشگر نشان ذوالفقار است

با این طریقت در مسیر اقتداریم

از جنس سرویم و چهل سال استواریم

رمز بقا قطعا به دست مردم ماست

این اولین تحلیل گام دوم ماست

بر نفس سرکش راه طغیان را ببندیم

با معنویت در دو عالم سربلندیم

در فصل سختی چشم تهران هم به طوس است

چون ملک ایران بیمه ی شمس الشموس است 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امشب از محبوب میخوانند اهل آسمان

تا سحر مجذوب میمانند اهل آسمان

یک خبر از غیب میدانند اهل آسمان

روی لب این ذکر میرانند اهل آسمان

این خبر از لطف داور بر پیمبر آمده

سبط احمد، شبل حیدر، نسل کوثر آمده

 

 

بال و پر گم کرده جبرائیل هوهو میکشد

خویش را خوشحال میکائیل هر سو میکشد

تا دمد در صور اسرافیل ابرو میکشد

بر در فردوس عزرائیل هی بو میکشد

دل ربوده از ملائک این کمان ابروی سبز

خوی سبز و بوی سبز و خال مشکی روی سبز

 

 

مژده ای عشاق آقای کریمان آمده

معدن جود و سخا دریای احسان آمده

در جهان آفرینش پای سلطان آمده

پادشاه پادشاه پادشاهان آمده

هم سلامش هم کلامش از خداوند جلیست

سکّه و دربار و مُهر و تخت و تاجش از علیست

 

 

نیست این کاشانه را خاموش، مشعل هیچگاه

کس در این خانه نمیگردد معطل هیچگاه

کار مضطر را نمیسازد محول هیچگاه

پاسخ سائل  نمیگوید به مُجمَل هیچگاه

 بر در این خانه صد حاتم گدایی میکند

نوکر کوی حسن آری خدایی میکند

 

 

دور افتاده، مقرب میشود پیش حسن

لاابالی هم مهذب میشود پیش حسن

بی ادب اینجا مؤدب میشود پیش حسن

مثل من، نوکر ملقب میشود پیش حسن

 در جواب مرد اعرابی سلامش میدهد

پیش چشم دوستان، شأن و مقامش میدهد

 

 

در صف پیکار، او مانند حیدر میشود

خود به تنهایی چنان هفتاد لشگر میشود

چون بسر سربند میبندد، پیمبر میشود

در صف صفین، خود الله اکبر میشود

سر نمی ماند رها از تیغ رستاخیزی اش

یل یلان، یکدم دو نیمه میشوند از تیزی اش

 

 

کیست آقایم حسن، وجه خدای عالمین

کیست آقایم حسن، بهر نبی نور دو عین

کیست آقایم حسن، والا  شفیع نشأتین

کیست آقایم حسن، او هست آقای حسین

هر که میگردد حسینی از حسن دارد نشان

داده این قلب حسینی را حسن آتشفشان

 

 

رازدار کوچه هست و رازدار گوشوار

شاهدِ آن روی سیلی خوردۀ ٱم الوقار

محرمِ اسرار مادر در هجومِ نابکار

صاحبِ سِرّ علی و هم غلاف و ذوالفقار

او نه تنها شد عصای مادرش با چشم تر

پهلوی بشکسته راهم جمع کرده پشت در

 

 

غصه های مادرش زهرای اطهر خورده است

غصۀ تنهاییِ یک عمر حیدر خورده است

در میان لشگر خود زخم خنجر خورده است

تیر بر تابوت و نعش او مکرر خورده است

با وجودی که غمی از عمر او مخفی نبود

عاقبت «لایوم» در وصف حسین خود سرود




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


تا شود راضی ز اعمالم  خدا گفتم حسن

مادرش بر سینه زد! آرام تا گفتم حسن

 

خود گرسنه ماند و سگ را با غذایش سیر کرد

هرکسی گفت از کرم گفت از سخا گفتم حسن

 

یاکریم و یارب وقت‌ کمیل من شده

من هم از سوز جگر وقت دعا گفتم‌ حسن

 

ناامید کوچه ها کی ناامیدم کرده است؟!

زود حل شد مشکل من‌ هرکجا گفتم حسن

 

نام اورا میبری زهرا تفضل میکند

تا بگیرد فاطمه دست مرا گفتم حسن

 

در شلوغی حرم ناله زدم ای بی حرم!

هرزمان رفتم‌ به پابوس رضا گفتم حسن

 

کربلاییها همه ذکر حسین گفتند و من

با حسین بن علی در کربلا گفتم‌ حسن

 

فکر‌کردم در بقیعم گوشه ای کز کردم و

بی صدا مرثیه خواندم بی صدا گفتم‌ حسن

 

کوچه های تنگ یکروزه حسن را پیر کرد

رد شدم‌ با گریه از این کوچه ها گفتم حسن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-دعای مجیر


هرچه عمرم رفت و شد مویم سپید

چشم تو از من به جز غفلت ندید

قصه ی من هم به پایانش رسید

ناامیدم ناامیدم ناامید

 

آمده عبد فراری سر به زیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

گرچه من نان علی را خورده ام

دل به دست او، ولی نسپرده ام

صاحبم را سالها آزرده ام

آخر کارم شده افسرده ام

 

شرم بر من!توبه کردم دیر دیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

رفت از یادم که نوبت میرسد

این شلوغیها به غربت‌ میرسد

لحظه مرگم به سرعت میرسد

نوبت آن قبر خلوت میرسد

 

دوملک هستند آنهم سختگیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

دیگر این پرونده پیش قاضی است

حضرت صاحب ز من ناراضی است

من‌نماز و روزه هایم بازی است

سالها کارم فقط لفاظی ست

 

تو بزرگی و من آن عبد فقیر

یا مجیر و یا مجیر و یا مجیر

 

آخر از امروز و فردا کردنم

بوی معصیت گرفته این تنم

دوستی ها میکنم با دشمنم

آنکه عمرش را هدر داده منم

 

حضرت باران بزن بر این کویر

یامجیر و‌یا مجیر و یامجیر

 

غصه دارم غصه های بی حساب

مستحقم تا بسوزم در عذاب

مانده بهر من فقط یک انتخاب

ناله از دل میکشم یا بوتراب

 

من علی دارم!امامی بی نظیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

مستم و هشیار میگویم علی

هرکه گفت از یار میگویم علی

یکصدو ده بار میگویم علی

جای استغفار میگویم علی

 

او گرسنه نوکرانش سیر سیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

گرچه ما خاریم گلشن کربلاست

خاک ما گفته ست میهن کربلاست

جنت عشاق اصلا کربلاست

راه آدم گشتن من کربلاست

 

کربلا راهم بده ای دلپذیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

در شلوغی های آن گودال تنگ

گیسویی از پشت سر میخورد چنگ

نیزه بود و تیغ بود و چوب و سنگ

پیش زینب خورد طبل ختم جنگ

 

ماند بی سر پیکری بین حصیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

 

 

مفاتیح الجنان :

هر كه دعای مجیر را در «ایام البیض» (روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم ماه رمضان) بخواند گناهش آمرزیده مى‌شود،هرچند به عدد دانه‏ هاى باران و برگهاى درختان و ریگهاى بیابان باشد. و خواندن آن براى شفاى‏ بیمار و اداى دین و بی نیازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات در ماه مبارک رمضان


آغاز می کنم سخنم را به یا حسین

در می زنم به خانه ی معبود با حسین

 

کاری به خاطر رمضانم نکرده ام

اما گرفت دست تهیِ مرا حسین

 

مثل همیشه آبرویش را وسط گذاشت

شد باعث رفاقت ما با خدا ، حسین

 

در قتلگاه یک یک مارا صدا زده

ما را خرید زیر همان نیزه ها حسین

 

آنقدر عاشقیم که حتی سر نماز

گفتیم در قنوت بجای دعا، حسین

 

ما روزه دارها همه یاد لب توییم

ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین*

 

آخر مرا برای خودش می خرد شبی

من می شوم مسافر کرب و بلا حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به امید بازگشایی حرم مطهر امام رضا(ع)

امام رضا(ع)-مناجات-امام حسن(ع)قبرستان بقیع


یه روزی تو ازدحام حرمت

دنبال یه جا می‌گشتم بشینم

باورم نمیشد اصلا که یه روز

حرمو بدون زائر ببینم

 

دل من چجوری طاقت میاره

بمونه پشت درای حرمت؟

با خودم گندم آوردم آقاجون

پس کجان کبوترای حرمت؟

 

آسمون هرچقدم که با صفاس

با هیاهوی کبوترات خوشه

قوربون صفات برم! امام رضا

شبای حرم با زائرات خوشه

 

آی نسیمی که الان تو حرمی!

یه نفس برای من روضه بخون

حرم مشهدو خلوت می‌بینی

برای امام حسن روضه بخون

 

بخون از غربت اون آقایی که

نه یه زائر، که ضریحم نداره

چلچراغ حرمش ستاره‌هان

آسمون سر روی خاکش می‌ذاره

 

خودمونیم تا حالا دیدی یه بار

زائری از خادما شاکی باشه؟

یا ببینی مثلا فرش حرم

نامرتب باشه یا خاکی باشه؟

 

حالا فکرش رو بکن یه بار بیای

ببینی صحن و حرم ریخته به هم

ببینی سقاخونه خراب شده

گرد و خاکه روی فرشای حرم

 

آی نسیمی که الان تو مشهدی

چه بوی عطری میاری همیشه

اما از بقیع اگه رد شی یه بار

بوی گرد و خاک ازت جاری میشه

 

یا امام رضا خودت یه کاری کن

که حرم پُر بشه باز از زائرات

باز میون جمعیت یکی بگه

برای ظهور مهدی صلوات!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(علیهم السلام)-مناجات


مستحقّم به من پناه دهید

حال و احوالِ روبراه دهید

 

بینِ خوبانِ خود مرا هم نیز-

بپذیرید و باز راه دهید

 

ببَریدم سریع تر به حرم

پای بوسیِ دلبخواه دهید

 

کربلا، مشهد و نجف، یا قم...

آبرویی به روسیاه دهید

 

زیر ایوان مرا نگاه کنید

سر سپردم که سرپناه دهید

 

در کنارِ امید و آمرزش

ترس از هر چه اشتباه دهید

 

وسطِ روضه ها به دستانم

یک امان نامه از گناه دهید

 

رزق اشکِ مرا زیاد کنید

جانِ من را به قتلگاه دهید! 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


یا حسن ای که تو را منصب لطف و کرم است

قطره در کوی نکوی تو برابر به یم است

 

تا که هستم همه دم سائل کوی تو ، مرا

ز غم برزخ و از ماتم دوزخ چه غم است

 

تو کریمی و همه عالم هستی همه دم

ز سر خوان تو محتاج عطا و کرم است

 

همه از غربت تو گفته و گویند ولی

هر چه از غربت تو گفته و گویند کم است

 

بی حرم خواندن تو در همه احوال خطاست

زان که عالم همه جا بهر تو مولا حرم است

 

گر که عباس علی گشته علمدار حسین

در سپاه تو حسین است که صاحب علم است

 

کعبه یک سنگ نشان است ، تویی مقصد آن

کعبه از یمن وجود تو چنین محترم است

 

بی تو و نام تو باطل همه دم هر نفس است

با وجود تو دوصد نور دم و بازدم است

 

تو علمدار علی هستی و آقای حسین

تو کریمی و امیری و دلارای حسین 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


به شُکر آنکه تو هستی مرا امام، حسن

نشستـه ام بنویسـم کـه ٱلسَّـلام، حسن

 

چگونه واژه بـه اوصافت اختیار کنم

کمـالِ حُسـنِ تو آقـا کجا..؟ کلام، حسن

 

کجـا به درکِ مقـام تو پی بَـرَند اوهـام؟!

به مدح تو چه بگویم در این مقام، حسن

 

مرا به نامِ "گدای حسن" صـدا کـردند

به انتساب شمـا دیـدم احتــرام، حسن

 

به جای جور و جفایی که دیدی از یاران

بخـوان تـو ایـل و تبـارِ مـرا غلام، حسن

 

اَلا کـه عـزّت هــر مـؤمـنِ خــداجویی،

زبان به مدحِ تو وا می کنم مُدام، حسن

 

بـه نـامِ نامی تـو إلتجــا کنـم هـــر روز

تویی تو حُسنِ هر آغاز و هر خِتام، حسن

 

به لطفِ مَقدم تو ماهِ حقّ، فضیلت یافت

که جلوه ی دگـری داده بـر صیام، حسن

 

تویی که خنده به لب های مادر آوردی

تویی نبی صفـت و احمــدِ تمـام، حسن

 

تو سفـره دار علـی در مدینـه بـودیّ و

گـدا گـرفته ز دستانِ تـو طعـام، حسن

 

سکوت و صبـر تو رونق به دینِ حقّ داده

وَ داشت صلحِ تو صدها هزار پیام، حسن

 

امــامِ کـرب و بـلا اقتــدا بـه تـو دارد

به یُمنِ صلح تو کـرده حسین قیام، حسن

 

کسی که جنگِ جمل، کفر را ز پا انداخت

وَ روز خصـمِ علـی را نمـوده شـام، حسن

 

تمـامِ لشگـرِ کوفـه بـه یادت افتـادند

به روز واقعه قاسم چو کرد قیام، حسن

 

فتـاده لـرزه بـر انـدام أَزْرَق و آلـش

چو بُرده نامِ تو و داده تا پیام، حسن

 

ز جـور همسـرِ ملعـونه، ای ولـیّ خـدا

تو را نشد که شود زندگی به کام، حسن

 

میانِ کوچه ی غم، بس که روضه جانسوز است

نیـافتْ زخمِ غمت یکـدم التیـام، حسن

 

غُبارِ قبر تو داروی دردِ مسکین است

که مانده در هوس عطر آنْ، مشام، حسن 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


رسیده نور تو از آسمان به خانه ی مولا

رسیده نور تو از آسمان به دامن زهرا

میان بال ملائک شکفته ای گل طاها

تمام عالم هستی شده ست غرق تماشا

تویی که معنی آرامشی ، شبیه به دریا

 

حسن شدی و تجلی حُسن ذات خدایی

تو کعبه نیستی اما همیشه قبله نمایی

خدای جود و عطایی ، کریم آل عبایی

امیدِ آخرِ هرچه نیازمند و گدایی

نموده حاتم طایی به سفره ی تو تمنا

 

گرفته معنی از این سفره،جود ‌و رحمت‌و احسان

چقدر مور نشسته ست در کنار سلیمان

تبسم تو همیشه دلیل بارش باران

بگیر دست گدا را میان راه ، حسن جان

به دست توست عطا ای عزیز حضرت زهرا

 

میان خاک نشسته ست بارگاه عظیمت

ولی به عرش الهی رسیده است شمیمت

فرشته های خداوند زائران حریمت

کبوترانه ، وفادار دست های کریمت

که سفره ی کرم تو رسد به عالم بالا

 

گره زدم دل خود را به آن ضریح خیالی

چه شوکتی چه شکوهی چه عزتی چه جلالی

طواف صحن شما نیست آرزوی محالی

خوش آن دمی که رسیده ست عاشقی به وصالی

زیارت حرم توست آرزوی دل ما




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 551 :: ... 7 8 9 10 11 12 13 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic