بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

آرزوی شهادت


یا رب نکند که رو سفیدم نکنی

من آمده ام که ناامیدم نکنی

حسرت به دلم مانده! خدایا نکند...

مرگم بدهی، ولی شهیدم نکنی!




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


به سیم و زر چه حاجت بود؟! از  اینها فراتر داشت

پر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشت

 

زنان از بی حجابی ها سر تسلیم افکنده....

ولی کنز الحیا از چادر خود تاج بر سر داشت

 

بزرگان عرب رایک به یک دیروز پس میزد

که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت

 

زمانی که همه خورشید را تکذیب میکردند

خدیجه، چشم های مصطفی را خوب باور داشت

 

میان قوم خود شان و مقام او فراوان بود

ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت

 

نبی افلاک را می دید از غار حرا اما

جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت

 

نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند

شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت

 

کنار مرتضی دین خدا را حفظ میکرده

که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت

 

دوبازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند

خدیجه چون علی را داشت درواقع برادر داشت

 

لبالب بود از قرآن و آن روزی که مادر شد

به جای طفل در آغوش خود آیات کوثر داشت

 

همینجا میشود بر پاکی دامان او پی برد

فقط این زن وجودی لایق  زهرای اطهر داشت

 

علی داماد او شد کاش بود آن روز را می دید

که زهرا در نبود مادر خود دیده ای تر داشت

 

خدیجه در مسیر دین شترها داد بی منت

زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت

 

حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد

به یاد خاطراتی که مروری زجر آور داشت

 

کمک میخواست پشت در صدا زد خادم خود را

فدای فضه اما فاطمه ای کاش مادر داشت...




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 07:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


حیا در چشمهایش بود غیرت داشت همت داشت

چنان آسیه و هاجر چنان مریم نجابت داشت

 

لباس کهنه میپوشید روی خاک میخوابید

تماما خرج دین میکرد هرچه مال و مکنت داشت

 

تجارتخانه های مکه از اموال او پر بود

ولی او با خدای خود فقط میل تجارت داشت

 

بجای مرغ بریان دانه ی خرما غذایش بود

به رعیت ها شباهت داشت آن بانو که رعیت داشت

 

وجودش را فدای راه حق میکرد بی وقفه

برایش پیشرفت دین همیشه ارجحیت داشت

 

به رغم آنهمه تبلیع که ضد پیمبر بود

کنارش ماند در هرحادثه از بس بصیرت داشت

 

گواهی میدهد شعب ابیطالب به ایثارش

گواهی میدهد این شیربانو استقامت داشت

 

چه ایمانی چه اخلاصی که بین بستر مرگش

خدیجه از رسول الله احساس خجالت داشت

 

کفن برتن نکرد و با لباس پاره ای پر زد

عجب این لحظه آخر به اربابم شباهت داشت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


با نام "خدیجه" هر لبی وا بشود

خشنود دل حضرت زهرا بشود.

درباره او رسول اکرم فرمود

هیهات که چون "خدیجه" پیدا بشود

***

مارا شده زمزمه… بفرما روضه

امید دل همه…بفرما روضه

ما روضه ی حضرت خدیجه داریم...

ای یوسف فاطمه…بفرما روضه

***

دنیا به شما چه بی وفاشد آخر

پاداش شما چه طعنه ها شد آخر

سهم کفن شما بهشتی...اما...

سهم "نوه ی" تو بوریا شد آخر

***

از یاد رود همت بی بی؟ هیهات

تکرار شود غربت بی بی؟ هیهات

تا نوکر حضرت خدیجه ماییم..

کم رنگ شود رحلت بی بی؟ هیهات




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


از غصه های تو نفس آسمان گرفت

در ماتم تو حال دل عاشقان گرفت

 

ای باغ و بوستان پیمبر! نگاه کن

رو به خزان شدی و دل باغبان گرفت

 

بانو! بمان که پشت و پناه نبوتی

تو سوختی که شمع رسالت توان گرفت

 

تا پای مرگ رفت پیمبر هزار بار

هر بار هم به لطف نگاه تو جان گرفت

 

تنها تویی که عشق محمد شدی و بس

دلداده ی تو بود و دل از دیگران گرفت

 

آنقدر گریه کرده ای از ترس قبر که

جسم تو را عبای نبی در میان گرفت

 

گفتم عبا چرا غزلم روضه خوان شده؟

زهرا رسید و با غزل من زبان گرفت _

 

ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین

ای وای بی عبایی و بی پیرهن حسین

 

شکر خدا که قسمت تو یک عبا شده

مادر! حسین من کفنش بوریا شده

 

زهراست روضه خوان و خدیجه است گریه کن

آرام چشم تر شده را بست گریه کن

 

می سوخت در حرارت دستان فاطمه

گفت ای رسول! جان تو و جان فاطمه

 

زنهای این قبیله همه بد تر از همند

دلسوزهای فاطمه در بینشان کمند

 

می ترسم از کنایه و زخم زبانشان

مردانشان، که پست ترند از زنانشان

 

می ترسم ابر تیره بیفتد به روی ماه

زهرای من تحمل سیلی ندارد آه

 

برگ گل است مثل نسیم است دخترم

نگذار حس کند که یتیم است دخترم

 

در عمر خویش هرچه بلا بود دیده ام

جانانه جور فاطمه را هم کشیده ام

 

نگذار حال و روز گلم مثل من شود

دیگر مباد قسمت او سوختن شود!

 

چون چاره نیست می روم و می گذارمش

بعد خدا و تو به علی می سپارمش




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


اولین بیت شد این مصرع بسم الله است

قلم از آنچه در افکار من است آگاه است

پُر مضمونم و بیت الغزلی در راه است

صحبت از حضرت خورشید، سخن از ماه است

 

باز کرده ست اذان حنجره ی مأذنه را

تا شب و روز بخوانم پسر آمنه را

 

باغ در رویش خود فصل بهاری دارد

عشق در اوج جوانی است، قراری دارد

نور در حجله ی عشق آمده کاری دارد

پسر آمنه تنهاست؟ نه، یاری دارد

 

بَه به این وصلتِ فرخنده پی و ختم به خیر

در خورِ همسری عشق، خدیجه ست نه غیر

 

همسر بی بدل حضرت طاها او بود

لایق مادری اُمِ ابیها او بود

نور را آینه هرآینه تنها او بود

مصطفی آن همه تنها شد اما او بود

 

با وجودش به نبی هیچ غمی غالب نیست

تا خدیجه است غم از شعب ابیطالب نیست

 

السلام ای که در این شعر سرانجام تویی

مصطفی را تو دلارامی و آرام تویی

دینم از اوست ولی پایه ی اسلام تویی

ای غریبی که پر از نامی و گمنام تویی

 

به مقام تو چه اندازه حسادت بردند

لقب خاص تو را نیز به سرقت بردند

 

ما کجا و سخن از مدح تو با این دل پُر

شرمگینم که نداریم کلامی در خور

ما که گوهر نشناسیم چرا سُفتنِ دُر

خرج دین شد همه ی مال تو اُشتر اُشتر

 

وای برما و بر این شیوه ی مهمانی ما

شده سرمایه ی تو خرج مسلمانی ما

 

گفتم از مدح تو از روضه ات اما کمتر

رفتی و ماند غمت روی دل پیغمبر

دخترت فاطمه جان داد پسِ آتشِ در

مجتبی آه کشید از دلش از سوز جگر

 

آمد از عرش برای تو کفن، طیب و پاک

نوه ات کرببلا بی کفن افتاد به خاک




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


همینکه مادر زهرا شدی، تو یکتایی

نشانِ بندگیِ توست، ٱم زهرایی

 

ز دامن تو چو حَوراءُالانسیه آمد

دلیل شد که تو هم خود، ز جنسِ حورایی

 

که میتوان به مقام تو  دست یابد که

تو زوجةُ النَّبوی ، رازدار طاهایی

 

تویی تو مادر کوثر، تویی تو شاهد وحی

تو افتخار زمین، فخر آسمانهایی

 

تو مَحرم همۀ آیه های قرآنی

تو اولین زن مؤمن به ماه بطحایی

 

چه میتوان ز شباهات تو به مولا گفت

تو سِرّ ٱم ابیها تو یارِ مولایی

 

به کوری دگران ٱم مؤمنین هستی

تو مادر همۀ شیعیان دنیایی

 

به اوج غربت اسلام و غربت احمد

تو پشتوان رسول خدا به غمهایی

 

میان آن همه دشمن ز مشرکین قریش

تو یار دین پیمبر شدی به تنهایی

 

دلت به شِعب ابیطالب آزمایش شد

نشان به فاطمه دادی که اصل تقوایی

 

تمام کرب و بلا را به تجربه دیدی

تو آشنای عطش، غصه دارِ فردایی

 

تمام هستیِ خود را نثار دین کردی

براستی که کنیز خدای یکتایی

 

به وقت رفتن تو، دستِ خالی اَت میگفت:

نیازمندِ عبای رسول عظمایی

 

کفن برای تو از جانب بهشت آمد

حسین، شد کفنش بوریای صحرایی

 

کنار پیکر پاره نبودی، ای مادر

که داشت زمزمۀ یابُنَیَّ غوغایی

 

هزار و نهصد و پنجاه زخم را زینب

در آن قیامت گودال، دید زیبایی




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ای نور در شب تار  یا حضرت خدیجه

مهر سپهر دوار   یا حضرت خدیجه

 

بر تو سلام جبریل  بر تو سلام احمد

بر تو سلام دادار    یا حضرت خدیجه

 

ای بانوی بهشتی  از دامن زلالت

کوثر شده پدیدار   یا حضرت خدیجه

 

در مادران امت   آن گوهری که خاتم

یاد تو بود بسیار  یا حضرت خدیجه

 

مکه گواه باشد   در یتیم او را

تنها تویی خریدار   یا حضرت خدیجه

 

غار حرا چهل شب   طعم محبتت را

بر لب نمود اظهار  یا حضرت خدیجه

 

پیراهن گل سرخ   جای کفن به تن کن

ای روح سبز گلزار    یا حضرت خدیجه

 

سالی که رخت بستی   کعبه شده سیه پوش

مکه شده عزادار  یا حضرت خدیجه

 

نوحه سرا علی و   افلاک سینه زن شد

چشم نبی است خونبار  یا حضرت خدیجه

 

جای تو بود خالی  شد دختر تو مادر

در بین درب و دیوار  یا حضرت خدیجه

 

جای تو بود خالی   که فضه را صدا زد

خون ریخت چشم مسمار  یا حضرت خدیجه




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ماهی و دلگرمی خورشید از تو بوده

پشت و پناه وحی و توحید از تو بوده

توفیق دین بی شک و تردید از تو بوده

کمتر سخن در مدح و تمجید از تو بوده

بانوی با خیر و فضیلت یا خدیجه!

ای دست و بازوی نبوت یا خدیجه!

 

تو اولین بنیانگذار عشق بودی

عشقت محمد بود و یار عشق بودی

پروانه ای دور مدار عشق بودی

از جان و از دل پای کار عشق بودی

سرمایه ات را در دکان عشق دادی

عاشق شدن را تو نشان عشق دادی

 

زن بودی و "مردی" به مردان یاد دادی

بانو! به زنها دین و ایمان یاد دادی

عاشق شدن را به جوانان یاد دادی

آدم‌شدن را هم به انسان یاد دادی

گویند شغل انبیا آموزگاریست

شأن شما هم کمتر از پیغمبران نیست

 

درظلمت شب می شدی مهتاب بانو

مادربزرگ حضرت ارباب، بانو!

بعد از تو عالم می شود بی تاب بانو

از داغ تو دردانه ات شد آب بانو

بعد از شما دختر شدن هم دردسر داشت

خواهر شدن، مادر شدن هم دردسر داشت

 

رفتی و "عام الحزن" شد هر سال بی تو

احمد شده یک بلبل بی بال بی تو

زهرای تو هی می رود از حال بی تو

روزی همین زهرا ... ته_ گودال... بی تو...

آتش به جان ها می زند با شور و شینش

عالم به هم ریزد از داغ حسینش

 

گودال و زهرا و حسین و شمر و خنجر

یک گام عقب تر چشم های خیس خواهر

شمشیر دارد می برد... الله اکبر

ناگاه بالا می رود از نیزه ها، سر

زینب کنار قتلگاه از دور می دید

از بس تنش را زیر و رو کردند پاشید

 

سر رفته و از این بدن چیزی نمانده

بر پیکرش از پیرهن چیزی نمانده

بس نیزه خورده از دهن چیزی نمانده

جز بوریا جای کفن چیزی نمانده

دار و ندار خیمه ها رفته به غارت

این بچه ها ماندند و یک رخت اسارت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ای زن که سزاوارترین روی زمینی

هیهات که بالاتری و عرش نشینی

 

هم‌سنگر پیغمبر و سرچشمه کوثر

الحق و الانصاف چنانی و چنینی

 

با نام علی نام تو را برد پیمبر

یعنی که تو هم مثل علی حافظ دینی

 

تنها تو به باغ نبوی پای نهادی

تنها به تو گفتند از آن سیب بچینی

 

هر دامن پاکی نشود مامن زهرا

تو پاک‌ترین پاک‌ترین پاک‌ترینی!

 

بعد از تو چه آید به سر فاطمه، مادر!

بهتر که نباشی و در آن لحظه نبینی

 

ای مادر دلخسته ما مادر زهرا

بین در و دیوار چه آمد سر زهرا؟!

 




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


به پیمانی که بستی عهد کردی پای دین باشی

که هم در لفظ هم معنی تو ام المومنین باشی

 

خدا می خواست همراه پیمبر باشی و قطعاً

یکی از رشته های محکم حبل المتین باشی

 

محمد گر امین باشد ، علی روح الامین باشد

و تو مضمون ناب شعر جبریل امین باشی...

 

تمام ثروت تو ، تیغ مولا ، خرج دین میشد

که همراه علی دست نبی در آستین باشی

 

شریک بغص و تنهایی پیغمبر شدی ، باید

که تو الگوی عشق حضرت ام البنین باشی

 

بزرگی یعنی اینکه همسر پیغمبر خاتم

و مادر خانم مولا امیرالمومنین باشی...




✔️ موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


تا سایۀ تو بر سر دردانۀ من است

این خانه؛ ای رسول خدا خانۀ من است

 

دل شوره ام برای غریبیِ فاطمه است

این خود دلیل اشک غریبانۀ من است

 

مادر ندارد و نگرانم برای او

بنگر سرش چگونه روی شانۀ من است

 

وقتی عروس می شود این نور چشم من

آیا کسی ملازم ریحانۀ من است

 

نُه ساله می رود به سوی خانۀ علی

نُه سالِ بعد شعله به کاشانۀ من است

 

گویا کسی به خانۀ من شعله می کشد

آتش مگر حریف به پروانۀ من است

 

اِنسیّه را به کوچه مگر خار می کنند

سیلی مگر نوازش جانانۀ من است

 

ای دخترم برای علی آبرو گذار

یاریِ او دعای صمیمانۀ من است

 

  اَمّن یجیب بر لب من نقش بسته است

ذکر علی دوای طبیبانۀ من است

 

میمیرم و فدای رسول خدا شوم

جبریل همکلامِ حکیمانۀ من است

 

پیراهن رسول خدا را بیاورید

این هدیه بر عطای فقیرانۀ من است

 

این پیرُهن به هفت کفن بر تنم کنید

زیرا گریز روضۀ غمخانۀ من است

 

آیا حسینِ من کفن از بوریا شود؟

این اولین عزا به عزاخانۀ من است




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


سلام میکنی و حق تو را سلام می کند

به احترام مقدمت نبی قیام می کند

ملک به پای گریه ات گریه مدام می کند

نگاه تو معجزه های بی کلام می کند

پادشهانِ مکه را چنین غلام میکند

  

ببین که حال مصطفی چقدر با تو عالی است

که عرش فرش خانه ات و یا همان حوالی است

ولی ظروف سفره ات هنوز هم سفالی است

برای وصف تو چقدر دست شعر خالی است

خدا برای مدح تو خود اهتمام می کند

 

چه عاشقانه آمدی به یاری پیمبرت

چقدر با لیاقتی که فاطمه است دخترت

همین شده است خار چشم دشمنان ابترت

مریم و اسیه چنین نشسته اند در برت

خادمی تو را بگو، بگو کدام میکند

  

گاه برای زندگی چه زود دیر میشود

بهار هم پس از تو از شکوفه سیر میشود

شغال شهر می رسد دوباره شیر میشود

دل شکسته ات از این قضیه پیر می شود

همین که یاد کوچه یاد ازدحام میکند

 

مادر مادر حسن، مادر مادر حسین

چه آمده سر حسن،چه آمده سر حسین

نوگل پرپر حسن، علی اکبر حسین

خون به گلوی مجتبی، تیغ به حنجر حسین

و باز گریه کار شعر را تمام می کند...




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


عمریست دل تو خانه ی غم باشد

چشمان تو سر چشمه ی زمزم باشد

امشب همه بر غربت تو گریه کنند

بانیّ عزا رسول خاتم باشد

دادی همه هست خویش در راه خدا

پس هرچه دهد خدا به تو کم باشد

تو مادری و شفاعت ما محشر

بر یک نخ چادر تو محکم باشد

روزی همهٔ جلالت صورت تو

در چهره ی زینبت مجسم باشد

این زود یتیم گشتن دخترها

ارثیه ی مادر دو عالم باشد

آن روز کجایی که ببینی زهرا

در پشت در و اسیر ماتم باشد

چون درد زنانه بود از فضه بپرس

خوب است کنیزخانه محرم باشد

امشب که برایتان کفن می آید

بشمار گمانم که یکی کم باشد

در این دهم ماه دل ما فکر

عصر دهم ماه محرم باشد

آن روز بدون سر تنی در گودال

پاشیده ز هم ؛ چه نا منظم باشد

یک مشت دهاتی و یک تکه حصیر

تشییع تن شاه دو عالم باشد

 

امشب همه یاد پیکری پا مالیم

امشب همه یاد غارت گودالیم

 

پیراهن دست دوز مادر بردند

هرچیز که بردنی ست لشگر بردند

خولی و سنان میان خورجین هاشان

تا کوفه شبانه دو سه تا سر بردند

دنبال سر بدون عمامه ی شاه

سوغات برای خانه زیور بردند

با گریه گلایه کرد یک دختر و گفت

ای عمه ببین چگونه معجربردند

انگشتر و انگشت ، زره ، پیراهن

حتی به خدا لباس اصغر بردند




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


باده ی مهر پیمبر جوشد از پیمانه اش

بانویی که کعبه میگردد به دور خانه اش

 

غم نباشد ، گر از او دورند زنهای قریش

چار بانوی بهشتی هست  چون پروانه اش

 

روز تکذیب تمام شهر ، شد حامی دین

آفرین بر آن زن و  بر غیرت مردانه اش

 

از صدای گریه ی کوثر دل خورشید سوخت

دیده زمزم گشت و جوشید اشک دانه دانه اش

 

فقر ، میگرید برای غربت آن بی کفن

چون کند یاد از جلال و حشمت شاهانه اش

 

آنکه اسلام است زیر سایه ی ایثار او




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


خدیجه ای غزل ناب دلنشین محمد

زلال چشمه ی نوری و همنشین محمد

 

همیشه چشم تو بوده به ماه روی پیمبر

همیشه گوش تو بوده پر از طنین محمد

 

تو پاکی و ننشیند خلل به دامن پاکت

تو طاهری و مطهر تو نازنین محمد

 

و اَینَ مِثلُکَ ای از ازل مطهره طینت

و اَینَ مِثلُکَ ای بانوی امین محمد

 

تویی که مال و منالت چو ذوالفقار علی شد

چو ذوالفقار علی گشته خرج دین محمد

 

تو بوده ای که چو حیدر میان آن همه دشمن

شده ست کل وجودت پر از یقین محمد

 

بخوان به گوش فلانی که بشنود و بداند

فقط تویی که شدی ام مومنین محمد




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


رفتی و مثل من آزار ندیدی مادر

غربت و بی کسی یار ندیدی مادر

 

مردم کافر این شهر به تو بد کردند

بدتر از مشرک و کفار ندیدی مادر

 

مثل من خانه و کاشانه ات آتش نزدند

مثل من سُرخی مسمار ندیدی مادر

 

بین یک مشت عدو دست به گردن بسته

شوهرت را تو گرفتار ندیدی مادر

 

طعنه و زخم زبان گرچه شنیدی اما

تو فشار در و دیوار ندیدی مادر

 

روز آخر که رخ فاطمه ات را دیدی

جای یک پنجه به رخسار ندیدی مادر

 

.......

 

زبانحال حضرت زینب با مادر

 

سینه و پهلو و دست تو شکستند ولی

تو دگر مجلس اغیار ندیدی مادر

 

روضه های من و تو مثل هم استند ولی

کوچه دیدی تو و بازار ندیدی مادر




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


زکیه هستی و هستی نماد عفت هم

سر است از همگان یا خدیجه نامت هم

 

شبیه فاطمه ام الائمه ای مادر

امامت از تو بقا دارد و نبوت هم

 

همین که حضرت مولا شده است دامادت

گواه من که تویی مادر ولایت هم

 

تویی که فاطمه از دامن تو فاطمه شد_

بعید نیست بیابی مقام عصمت هم

 

قیام کرد محمد به پشت گرمی تو

قوام یافته از تو قیام و نهضت هم

 

تو به قریش نشان داده ای که در این راه

به ذوالفقار شبیه است گاه ثروت هم

 

دل از رسول خداوند آن چنان بردی

که رشک برده به تو واژه ی حسادت هم

 

زنان دیگر ختم الرسل کجا تو کجا؟

نمی رسند دگر ها به گرد پایت هم

 

تو پا به پای پیمبر نماز می خواندی

به دین درآمده بودید قبل بعثت هم

 

از آن زمان که نبی بود، بوده ای با او

نه قبل بعثت و هجرت، که قبل خلقت هم

 

چنان به پای پیمبر صبور بودی که

مرید صبر تو شد صبر و استقامت هم

 

پس از تو فاطمه مانده است و دردهای رسول

رسیده ارث به او بستن جراحت هم

 

تو رفتی و سرش آمد هرآنچه ترسیدی

و ماند روی زمین آخرین وصیت هم




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


سلام روح القدس  سلام رب جلیل

به مادر کوثر و    به دختر سلسبیل

 

چه بانویی در قریش همیشه او بی نظیر

چه همسری بر رسول هماره او بی بدیل

 

قطره ای از قهر او  عذاب طوفان نوح

گوشه ای از مهر او  عبور موسی ز نیل

 

یگانه بانو که بر  دو قبله خوانده نماز

سجده به بت کی کند ؟ پیرو دین خلیل

 

بطن چنین بانویی  ظرف امامت شده

از افق او دمید  آل نبی را سلیل

 

بهر طعامش حرا  چله نشینی کند

بهر سلامش رطب شهد شود بر نخیل

 

شاخه ی گل روی دست قابض روح آمده است

پر شده در باغ وحی بوی گلاب و رحیل

 

رسد به خیرالبشر تسلیت از کردگار

رسد به خیرالنسا تعزیت از جبرئیل

 

جامه ی پیغمبر است جای کفن بر تنش

نخواست حتی کفن  ز روزگار بخیل

 

نبود بیند دگر   که بین دیوار و در

دختر او شد شهید کودک او شد قتیل

 

نبود تا بنگرد   که تشنه ای روی خاک

سنگ خورد بی حساب  تیر خورد بی دلیل

 

نبود تا بنگرد به دست و پای امام

حلقه ی زنجیر ها  چگونه بسته دخیل




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


ای که در حُجب و حیا،رتبه ی والا داری

بانوی عشقی و در قلبِ نبی جا داری

 

قلبِ تو خانه ی اسرارِ الهی باشد

در دلت وسعتِ صد پهنه ی دریا داری

 

«خاتمِ عشق»به تو تکیه زده از اوّل

چقَدَر حسِّ ارادت تو به طاها داری

 

مریمی..مریمِ عُذرای رسولِ اکرم

نَفَسی پاکتر از حضرت ِ عیسا داری

 

به مقاماتِ تو نازم چقَدَر عظمایی

دختری طاهره چون عصمتِ کبرا داری

 

تربیت یافته در دامنِ تو صدّیقه

بعدِ خود بهرِ نبی امِّ ابیها داری

 

یاخدیجه بفدایت همه عالم بی بی

تو همانی به بَرت حضرت زهرا داری

 

فخر اسلام به ایمانِ تو و پیغمبر

آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 03:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

فرارسیدن روز معلم گرامی باد


تعلیم به ما دادی، آداب عبادت را

ای هادی راه ِ دین ، دلسوز تر از بابا

هرگمشده ای داریم ، نزد تو شود پیدا

تعظیم به تو‌ باشد، تکلیف برای ما

روشن شده این مطلب در جمله ای از مولا

«مَن‏ عَلّمنی‏ حَرفاً...قد صَیَّرنی عبداً»


استاد به شاگردش حق پدری دارد

نازم به مُرادی که بزم سحری دارد

هنگام مناجاتش چشمان تری دارد

از راز تقرّب هم ،بی شک خبری دارد

اینجاست که این جمله قدری بشود معنا

«مَن‏ عَلّمنی‏ حَرفاً...قد صَیَّرنی عبداً»


چون کودک نو پائی آهسته بَری راهم

بی راهنمائی ها یک طفلک ِ گمراهم

در نیمه شبِ جهلم، نورِ سخنت ماهم

با زحمت ِ تو قدری، از عاشقی آگاهم

بوسیدنِ دستِ تو واجب شده، ای والا

«مَن‏ عَلّمنی‏ حَرفاً...قد صَیَّرنی عبداً»


از مرحمت زهرا با تو شده ام مانوس

چون قطرهٔ ناچیزم در ساحلِ اقیانوس

هربار حرم رفتم با دیده تر پابوس

بهر تو دعا کردم در محضر شاه طوس

نامِ تو از این باب است خواندم همه جا "آقا"

«مَن‏ عَلّمنی‏ حَرفاً...قد صَیَّرنی عبداً»




✔️ موضوع : روز معلم،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/12 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

فرارسیدن روز معلم گرامی باد


یک عمر دودیده بر لبت دوخته ام

تا از نفس تو علم ، اندوخته ام

علم و ادب و هزار مطلب به کنار

در مدرسه از تو"عشق" آموخته ام




✔️ موضوع : روز معلم،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/12 | 07:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان-شب جمعه


حالِ دلم آرومه این روزا

با تو چه اوقاتِ خوشی دارم

تا «یا علیُ یا عظیم» میگم

فوراً گره وا میشه از کارم


چشمام به دستات زل زده حیرون

می ریزه استغفار از لب ها

میشینم اینجا با ابوحمزه

پشت درت با گریه این شب ها


حسرت به حالِ خیلیا خوردم

دیدی سرم از شرم پایینه

گفتی: بیا، می بخشمت! گفتم:

بارِ گناهام خیلی سنگینه


دیدم نبستی راه برگشت و

برگشتم و سفره ت صفا داره

بخشیدی و روتو نمیگیری

از هر چی مهمونِ خطاکاره


کاری بکن واسم تو رو قران

از دست این نفْسم گرفتارم

یا مَن یُحبُّ المحسنین؛ یارب-

خیلی به تو...«توبه» بدهکارم


دلواپسم هر شب سرِ افطار

میلرزه قلبم، میشم آشفته

هی قورت میدم بغضم و تا که

چشمم به ظرف ِ آب می افته


با پای دل تا کربلا میرم

داغش دوباره تو دلم افتاد

آب فرات و موج، پشتِ موج

اربابم امّا تشنه جون میداد


زل زد به خیمه از تهِ گودال

با نیزه کَندن از تنش پیرهن

تن غرقِ خون بود و سرش رو هم

پیش چشایِ مادرش بردن!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/11 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عذری نمانده است برایم کمک کنید

سرتابه پا گناه و خطایم کمک کنید

 

بالم شکسته آنقدر افتاده ام به چاه

اما هنوز سربه هوایم کمک کنید

 

این نان شبهه خوردنم آخر چه ها نکرد!

بوی علی نداشت غذایم کمک کنید

 

از بس تمام عمر صدایش نکرده ام

پیشش غریبه است صدایم کمک کنید

 

ارزان فروختم دل خود را به دیگران

از دست رفته است بهایم کمک کنید

 

هرقدر در زدم برویم وا نشد دری

حالا که رانده از همه جایم کمک کنید

 

این روزها نماز جماعت که میروم

یاد نماز صحن رضایم کمک کنید

 

عمرم به سر رسید و نشد نوبت حرم

در آرزوی کرببلایم کمک کنید

 

فابک علی الحسین شب جمعه آمده

پایین پای شاه گدایم کمک کنید

 

با گریه پا شد و به جوانان خیمه گفت

پر از علی شدست عبایم کمک کنید

 

تا خیمه چند مرتبه هی میخورم زمین

از چند جا شکسته عصایم کمک کنید




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/11 | 09:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اخلاقی و اندرز


عاشقی ریشه در سحر دارد

ریشه در دیدگانِ تر دارد

 

هرچه دارد در این جهان، عاشق،

از گداییِ پشتِ در دارد

 

بی‌خبر می‌شود از این دنیا

هرکه از آن طرف، خبر دارد

 

روشنی بخشِ شامِ ما، گریه ست

اشکِ ما، عاقبت اثر دارد

 

به سعادت نمی‌رسد هرگز

هرکسی خوفِ از خطر دارد

 

پیشِ اربابِ خود سرافکنده ست

بر تنِ خود، هرآنکه سر دارد

 

آی مردم! سپاهِ یار فقط

سیصد و سیزده نفر دارد

 

خوش به حالِ کسی که در کارش

مهدیِ فاطمه نظر دارد




✔️ موضوع : اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


ای که نان و آب دادی، باز ناشکرت شدم

بهترین ارباب دادی باز ناشکرت شدم

 

با وجودی که نبودم دوست خوبت، ولی

اینهمه احباب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک زمان یار شهیدان بودم و بر بازویم

مُهری از اصحاب دادی باز ناشکرت شدم

 

روزۀ ماه مبارک را عطا کردی به من

ناتوان را تاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تو مرا همسفرۀ خوبانِ عالم کرده ای

دلبرانِ ناب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تا بگویم یاحسین، این دیده ابری می شود

یک دل بیتاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

بین ظلمت، زهرۀ زهرا بدادم میرسد

تو بمن مهتاب دادی باز ناشکرت شدم

 

غرق در دریای عصیان، ناگهان گفتم حسن

این دُر نایاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نوکر و عبد و عبیدِ درگهِ مولا شدم

اینهمه القاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تشنۀ آب است اربابم، به من با دست او

جرعه جرعه آب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک سلام افطار دادم بر در باب الحسین

پاسخ از هر باب دادی، باز ناشکرت شدم

 

کربلا میخواستم از تو به بیداری، ولی

دادِ دل در خواب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نام من را ثبت کردی در میان زائران

رخصت سرداب دادی، باز ناشکرت شدم

 

عبد زهرای سه ساله هستم و شکرت کنم

کاش با یاد رقیه تا سحر ذکرت کنم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در ماه مبارک رمضان


دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما

قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دومرتبه بی ماه روی تو

دارد بشارت رمضان می دهد به ما

برگرد! ای که لحظه ی افطار، عاقبت

یک روز دست های تو نان می دهد به ما

روزی سه بار غرق غریبی و بی کسی ست

حسی که بی تو وقت اذان می دهد به ما

این ماه، فرصتی ست که باز عاشقت شویم

ماه خدا دوباره زمان می دهد به ما

امسال میهمان جد تو هستیم، جان حسین

نامی که اشک های روان می دهد به ما

حالا که سفره، سفره ی عشق است پس خدا

هرچه بخواهد این دلمان می دهد به ما

بی شک حواله همه امسال کربلاست

مزدی که آخر رمضان می دهد به ما




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-اخلاقی و اندرز


سفره ی اشک مرا قابل مهمانی کن

در قدمگاه دلم قصد چراغانی کن

 

حضرت دوست مرا معتکف یارت کن

نعمت قرب به این سائلت ارزانی کن

 

مثل خورشیدی و نور کرمت کم نشود

به گدا از در شاهانه ات احسانی کن

 

کعبه ی ذکر تو را محرم حج سحرم

به منایم ببر و نیت قربانی کن

 

خاطر مثل گلت کاش مکدر نشود

نظر عفو بر احوال پریشانی کن

 

دوش در بین مناجات به من می گفتی :

ای پسر پیر شدی ترک هوسرانی کن

 

روزه و ذکر و نماز تو به دردی نخورَد

توبه مردانه از این طرز مسلمانی کن

 

گریه و ناله و اندوه ، ندارد سختی

به عمل رو کن و آنگاه دعا خوانی کن

 

دیدی از خاطره ات یاد شهیدان رفته

یاد اشک و عمل " جعفر کیوانی " کن

 

یاد آن شهر گریزان ، که خدایی گشتند

در فراق شهدا گریه ی پنهانی کن

 

عمل آن است که یاران شهیدت کردند

اقتدا بر شهدا با دل نورانی کن

 

مهدی فاطمه را با عملت راضی کن

بر در خیمه ی او فخر به دربانی کن




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


آمدم دیرآمدم اما به هر حال آمدم

دل شکسته دل پریش و بی پر و بال آمدم

 

آمدم جبران کنم اما نمیدانم چطور

بس گنهکارم خدا آشفته احوال آمدم

 

دور از تو ؛ من شکستم زیر بار معصیت

من الف رفتم ز درگاهت ولی دال آمدم

 

با گره بر زلف تو وا میشود این بخت من

شب به شب در زلف تو دنبال اقبال آمدم

 

فرصت گفتن ندادی زود بخشیدی مرا

هاج واج از مهربانی ات خدا لال آمدم

 

روزی اشک محرم فاطمیه دست توست

یک شبِ دنبال کسب رزق یک سال آمدم

 

دانه ای را دام کن تا که گرفتارش شوم

درپی مهدی پی آن خط آن خال آمدم

 

قتلگاهم را خدا در روضه امشب جور کن

 که برای روضه ی  شمشیر و گودال آمدم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/9 | 06:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک

 

نفس به سینه مبدل به آه خواهد شد

بدون تو همه عمرم تباه خواهد شد

فدای آن رمضانی که با تو می آید

و با حضور تو شامش پگاه خواهد شد

اگرچه ماه خدا؛ باز بی تو خاموش است

به نور روی تو این ماه، ماه خواهد شد

کنار سفرۀ این افتتاح خوشحالم

که در کنار تو ماه افتتاح خواهد شد

فدای چشم رحیمت! دل سیاهم را

اگر نگاه کنی بی گناه خواهد شد

قدم گذار به چشمم که با رسیدن تو

نصیب چهرۀ من گرد راه خواهد شد

به هر که گفت رهایت کنم به او گفتم

گدا همیشه در این خانه شاه خواهد شد

دخیل دامن شش ماهۀ حسین شدیم

بساط گریه دوباره به راه خواهد شد




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/9 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 551 :: ... 8 9 10 11 12 13 14 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات