بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)-شهادت


خودت را در میان صحنه محشر تصور کن

خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن

 

خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش

خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن

 

تصور کن خودت را در میان کوچه ی تنگی

و در آن کودکی را پیش یک مادر تصور کن

 

و بعدش مادری را که گرفته دست کودک را

و آنها را میان خیل یک لشکر تصور کن

 

و در ذهنت تجسم کن 40 نامرد جنگی را

که صف بستند پشت خانه حیدر، تصور کن-

 

40 نامرد جنگی و رخ ناموس پیغمبر

خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن

 

بیا و بعد از این مثل علی فردای زینب را

تو از امروز با ساقی بی کوثر تصور کن

 

و این یعنی به یاد آور دوباره بیت اول را

خودت را در میان صحنه محشر تصور کن

 

بیا یک بار در عمرت فقط یک بار در عمرت

تمام نخل ها را در سرت بی سر تصور کن

 

تصور کن تو هم در گودی مقتل زمین خوردی

و حالا شمر را با چکمه اش بهتر تصور کن

 

بیا من بعد قاسم را علی اکبر تصور کن

بیا من بعد اکبر را علی اصغر تصور کن

...

بماند داستان شام و مهمانی و بزم می

خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)-مدح و بستر شهادت


بسم رب العشق، یعنی بسم رب الفاطمه

نور دیده، ذکر بر لب، مهر در دل فاطمه

در شب غم های حیدر، ماه کامل فاطمه

آیه ی تشخیص بین حق و باطل، فاطمه

رهروِ عشق است و راه عشق را رهبر شده

مرجع تقلید فرزندان پیغمبر شده

 

آفرینش از شعاع نور او نشأت گرفت

آفتاب از گوشه چشمان او طلعت گرفت

در ولای او خدا از انبیا بیعت گرفت

شأن انسان از وجود فاطمه عزت گرفت

آدمی جان دارد اصلاً  تا فدای او شود

آسمان ایجاد شد تا خاک پای او شود

 

او که در ایجاد با احمد برابر گشته است

بر زنان نه، بر تمام خلق سرور گشته است

حجت هر سیزده معصوم دیگر گشته است

مثل یک پروانه دائم دور حیدر گشته است

هم گل یاس علی زهراست، هم پروانه اش

هم انیس خلوت او، هم چراغ خانه اش

 

چشم اهل آسمان روشن به زهرا بودنش

جلوه ذات خداوندی ست یکتا بودنش

مادری تمثیلی از امّ ابیها بودنش

لؤلؤ و مرجان شده محصول دریا بودنش

چشمه ی کوثر همین که سوی دریا رفته است

جایگاه زن هزاران بار بالا رفته است

 

پیش نابینا حجابش را رعایت می کند

چادرش قومی یهودی را هدایت می کند

در نمازش گاه، خود را هم تلاوت می کند

از علی، تا پای جان دادن حمایت می کند

خواست تا یاری آن مظلوم بی یاور کند

رفت پشت در که پشتیبانی حیدر کند

 

عده ای بی معرفت آتش به دریا می‌زدند

جای دستان نبی را با کف پا می زدند

پشت در، از عمد  هی در را به زهرا می‌زدند

دست قرآن بسته بود و کوثرش را می‌زدند

پشت هر مردی ز داغ همسرش خم می‌شود

مرد میخواهد که غم های علی را بشنود:

 

با لگد بر درب خانه، عقده ها ابراز شد

پشت در ماندی و ماتم با دلم دمساز شد

دست من تا بسته شد روی مغیره باز شد

با غلافی مرگ تدریجی من آغاز شد

نام مهدی را که آوردی دلم آتش گرفت

فضه را وقتی صدا کردی دلم آتش گرفت

 

در میان بستر افتادی نگاهت می‌کنم

بغض دارم، پیش تو اما رعایت می‌کنم

گاه شبها می‌روم با چاه خلوت می‌کنم

در میان شهر خیلی حس غربت می کنم

هی به هم با گوشه ابرو نشانم میدهند

بعضی از نامردها بازو نشانم میدهند

 

دست بر پهلو نگیر و قامتم را خم نکن

رو نگیر و خاک عالم بر سر عالم نکن

سایه ات را از سر حیدر بیا و کم نکن

بعد تو تنهای تنها می‌شوم، ترکم نکن

خوب می دانم بخواهی میتوانی فاطمه

می شود یک روز دیگر هم بمانی فاطمه؟!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


اگر بر دامنت باشد دم آخر سر عاشق

بگیرد تیغ ها را  سخت در بر پیکر عاشق

 

خوشا ای شاه بی سر  از غم عشق تو سر دادن

که نشناسد سر از تن در هوای تو سر عاشق

 

میان آتش عشقت چگونه دل بیاساید

که جان مانند اسفندی است در این مجمر عاشق

 

ز سر ریز غمت سر را دوامی نیست بر پیکر

کجا دریای می  گنجد میان ساغر عاشق

 

اگر تن تکه تکه گردد و آتش بسوزاند

دوباره بوی تو بر خیزد از خاکستر عاشق

 

صدف تا سینه نشکافد عیان درش نمی گردد

مگر از بخت خوش تیغی بیابد  گوهر عاشق




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س) بستر شهادت-زبان حال امیرالمومنین (ع)


یک نظر کن نازنین شاید که ماندی فاطمه

کودکانت را ببین شاید که ماندی فاطمه

 

زینبت پاییزی است و زردتر از برگ ها

یک نگاهش کن همین شاید که ماندی فاطمه

 

با حسن حرفی بزن خیره به یک نقطه شده

بهرِ دلداریِ این شاید که ماندی فاطمه

 

ظرفِ آبی را حسین آورده آبی نوش کن

یک نظر بر مه جبین شاید که ماندی فاطمه

 

واقعاً قلبت نمی سوزد برایِ مرتضا..

خیره ماندی بر زمین شاید که ماندی فاطمه

 

کُنجِ عزلت برگزیدم.. بیکسم.. تنها شدم

گشته ام خانه نشین شاید که ماندی فاطمه




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س) بستر شهادت-زبان حال امیرالمومنین (ع)


حال و روزت را که دیدم با خودم گفتم برو

ناله هایت را  شنیدم با خودم گفتم برو

 

باورم اصلاً نمی شد درد خود مخفی کنی

آه! اندوهت که دیدم با خودم گفتم برو

 

داغ تو بدجور سنگینی کند‌بر شانه ها

از غمت بانو خمیدم با خودم گفتم برو

 

بستر پر خون تو دیگر مجابم کرده است

مثل یک شمعی چکیدم با خودم گفتم برو

 

فکر حیدر را نکن،دردت بجان مرتضی

من گریبان را دریدم با خودم گفتم برو

 

دیدن زخمی که داری می کُشد آخر مرا

بار هجرت را‌ کشیدم با خودم گفتم برو




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا- امام حسین(ع)-مناجات


از اینکه بی وفایم، خیلی دلم گرفته

باید به خود بیایم، خیلی دلم گرفته

 

«أُدعونی أَستجب» را خواندم ولی از اینکه

لنگ است هر دو پایم، خیلی دلم گرفته

 

در خود شکستم از بغض، گفتم میانِ سجده:

با اشکِ بی صدایم، خیلی دلم گرفته

 

یارب «ظَلمتُ نفسی»، یارب «إلهی ٱلعفو»

درمانده و گدایم، خیلی دلم گرفته

 

یک عده با چه شوقی زائر شدند امّا؛

من تحبسُ الدّعایم، خیلی دلم گرفته

 

دل ذکرِ «لاطبیبَ مَن لاطبیبَ» دارد

قدری بده شفایم، خیلی دلم گرفته

 

ردّم نکن! به وٱلله جز تو کسی ندارم

کاری بکن برایم، خیلی دلم گرفته

 

«دست از طلب ندارم» اینها همه بهانه ست

دلتنگِ کربلایم، خیلی دلم گرفته

 

شب های جمعه ایکاش با گریه سمتِ مقتل-

با مادرت بیایم! خیلی دلم گرفته

 

روضه بخواند و من گریه کنان بگویم:

اربابِ سر جدایم؛ خیلی دلم گرفته!

 




موضوع: مناجات با خـدا،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


صبحت بخیر! همسر من!هم قطار من!

یکروز دیگر است که هستی کنار من..

 

شکرخدا!گمان کنم امروز بهتری!

پیراهن جدید مبارک! بهار من!

 

نان که تو می پزی چقدر مزه میدهد!

نان پخته ای که سر برسد انتظار من

 

از آتش تنور کمی فاصله بگیر!

آتش بد است با من و با روزگار من..

 

مثل قدیم باز "علی جان" صدام کن

دستی بکش به روی دل بی قرار من

 

زهرا! برات لقمه گرفتم!قبول کن!

روزه بس است آب شدی روزه دار من!

 

افتاده ام‌ به پات!بمان!جان من بمان!

رحمی بکن به گریه اطفال زار من

 

اسما!برای خانه دوتابوت لازم است..

مرگ من است لحظه ی مرگ نگار من

 

من‌ بودم و کسی به تو با تازیانه زد؟!

تا عرش رفت آه دل ذولفقار من

 

روز دهم قرار من و تو دم غروب

وقتی که خورده است به مقتل گذار من

 

وقتی که شمر رفته روی سینه حسین

سر میبرد مقابل چشمان تار من

 

خولی و زجر و شمر و سنان دور زینبند

وای از غرور دختر ناقه سوار من




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به خانه ی علی و فاطمه،شرر افتاد

به عرش،شور عظیمی از این خبر افتاد

 

به جان فاطمه،ای فضه لااقل تو بگو

چه شد مدافع حیدر،به پشت در افتاد

 

به روی مادر ما داد می زد آن ظالم

چه غصه ها و چه غم ها که بر جگر افتاد

 

لگد به در زد و افتاد در روی زهرا

سخن درست بگویم روی پدر افتاد

 

چهل نفر به روی در قدم زدند ای وای

که جان محسن ششماهه در خطر افتاد

 

فقط نه پشت در و کوچه،بلکه کرب و بلا

رسید نیزه و از صدر زین،پسر افتاد

 

چه شد به گوشه ی گودال،لب فرو بندم

همین بس است که از دست شمر،سر افتاد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع) مدح- حضرت زهرا(س) بستر شهادت


بیمار عشق تکیه به دارو نمیزند

شیعه به جز علی به کسی رو نمیزند

 

آدم هبوط کرد که همسایه اش شود

یعنی بهشت با نجفش مو نمیزند

 

حق با علی ست در همه احوال پس خدا

هر جا علی ست حرف ترازو نمیزند

 

تعظیم می کنم به نجف صبح و ظهر و شام

قلبم خدا گواست که بی او نمیزند

 

آیینه دار غیرت هر کس که مرتضاست

از تنگنای حادثه زانو نمیزند

...

یک تن نگفت در وسط کوچه ها کسی

در پیش مرد لطمه به بانو نمیزند

 

این روزها پرستوی مجروح مرتضی

از درد شانه شانه به گیسو نمیزند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقع سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پای کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم ز خیر فاطمه ست

خیرهای عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

 چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشه ی یاس پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرت صدیقه را از بغض، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرسادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


گل یاسی که بر خاشاک هم جود و تفضل داشت

به دامانش گل نرگس، گل مریم، توسل داشت

 

همان که سوره ی کوثر به شان او شده نازل

که هنگام نزولش عرش هم حال تغزل داشت

 

دخیل ریشه های چادرش شد پرده ی کعبه

حجر بر استلام سنگ دستاسش تمایل داشت

 

کسی که حوریه از خاک پایش سرمه بردارد

به خشت خانه ی او آسمان حس تذلل داشت

 

همان بانو که از القاب او "ام ابیها" بود

نبوت در کنار نام او قطعا تکامل داشت

 

همان فانوس که آیات نور از او تلالو کرد

همان آیینه که نور علی در او تمثل داشت

 

هجوم آورد ابر تیره بر خورشید عالم تاب

میان کوچه ای که نور با ظلمت تقابل داشت

 

پر حوریه سهم شعله های سرخ آتش شد

بگو ای عرش که: زهرا در این عالم تنازل داشت

 

میان حادثه مادر زمین خورد و علی افتاد

میان شعله ها ای کاش قدری در تحمل داشت ...

 

کسی جز فضه، ما بین در و دیوار محرم نیست

فقط فضه خبر از حال و روز غنچه گل داشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شده عطر شهادت باز احساس

شهادت میکشه ما رو به پرواز

شهادت انتهای راه هم نیست

مسیر مرگ ظلمت میشه آغاز

 

نگاهش  قاسم حق و بدی بود

سلیمانی که قالیچه ش دل ماست

در اوج سادگی ها مقتدر بود

همونجوری که توو قاموس دریاست

 

برام آسودگی معنی نداره

من و دل هم قسم تا نور هستیم

تو عالم هرچی تاریک و سیاهه

برای محوشون مامور هستیم

 

پر از اشکه پر از خونه دلامون

ولی آتیشه تو فریادهامون

نگامون  موشکه تو قلب دشمن

همیشه منتقم بوده خدامون

 

برای انتقام خون عاشق

همه خوبای عالم پا به کارن

تمومه قصه سازش که دیگه

تموم کوچه هامون مرد دارن

 

تموم دشمنا اینو بدونن

که ققنوسی توی آتیش رفته

بمیرید از هجوم ترسهاتون

شجاعت توو رگامون پیش رفته

 

مسیر حق از اول پر خطر بود

گذشتن از سر اینجا رسم بوده

اگه  ترسوی  خائن هست اما

دل ما شعر بیداری سروده...

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دشمنِ پست بداند که مسلمان هستیم

از تبار علی(ع) و میثم و سلمان هستیم

 

عهد بستیم که تسلیم شیاطین نشویم

تا نفس هست همه بر سر پیمان هستیم

 

با دفاع از حرم آل علی(ع) در واقع

حامی میهن خود، خادم ایران هستیم

 

بیشمارند در این عرصه سلیمانی ها

پس بدانید در این خاک فراوان هستیم

 

چند سالی است که با کلّ قوا منتظرِ

یک خطا از طرف دشمنِ نادان هستیم

 

راه قدس از حرمِ کرب و بلا می گذرد

فکر ملحق شدن قدس به تهران هستیم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دریا سلام، یاد تو از دل نمی‌رود

کشتى به خون نشسته به ساحل نمی‌رود

 

باید کبوتران حرم، نوحه سر کنند

اندوه بى کران تو از دل نمی‌رود

 

اى محمل تمام غزل‌های عاشقى!

این ناقه در مسیر تو در گل نمی‌رود

 

در دجله جنون تو، مأوا گرفته است

دیگر فرات سمت مقابل نمی‌رود

 

ای آن که بربلند تماشا نشسته‌ای

این دور، یک نفس سوی باطل نمی‌رود

 

در مُلک بى نظیرِ سلیمان، به وقت شام

جز مرد عشق، سوى مقاتل نمى‌رود

 

سردار عشق، شوق شهادت مبارکت

آن کس که نیست عارف واصل، نمی‌رود!

 

برعرش واشده است تمام دریچه‌ها

جز راه عشق، راه به منزل نمی‌رود

 

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شهید عشقی و این گفته ام یقین باشد

یقین  که عاقبت عاشقان چنین باشد

 

به سید الشهدا به حسین پیوستی

کنون سر تو در آغوش شاه دین باشد

 

فتاد دست تو و صاحب دو بال شدی

به عرش پرزدی و پیکرت زمین باشد

 

قسم به رهبر بی دست های کرببلا

که دست منتقمانت در آستین باشد

 

در اقتدا به ابالفضل قطعه قطعه شدی

که ختم کار علمدارها همین باشد

 

به دل اگرچه غم قاسم سلیمانی است

هنوز بیشه پُر ازشیرهای ایرانی است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


عشق بی‌پرواست، بسم الله الرحمن الرحیم

هرکسی با ماست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

رودِ جاری از ستیغ کوه‌های گریه‌خیز

مقصدش دریاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

البلاء للولا… این داغ، داغی ساده نیست

جنس غم اعلاست بسم الله الرحمن الرحیم

 

خون نمی‌خوابد، به آیات سحرخیزش قسم!

خط خون خواناست: بسم الله الرحمن الرحیم

 

خطبه‌ی شمشیرها را تیزتر باید نوشت

ظهر عاشوراست! بسم الله الرحمن الرحیم

 

سینه‌زن‌ها علقمه‌ست اینجا! علمداری کنید!

روضه‌ی سقاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

دست او بر خاک افتاده‌ست و با این حال باز

پرچمش بالاست بسم الله الرحمن الرحیم

 

شهرتش از قله‌های شرق تا اعماق غرب…

او جهان‌آراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

مثل چشمانش که در دل‌ها نفوذی ژرف داشت

خون او گیراست بسم الله الرحمن الرحیم

 

انتقام سختِ باغ از قاتلان سروها

بی‌ اگر اماست بسم الله الرحمن الرحیم

 

حکم از فرماندهی ماه در شب آمده

لازم الاجراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

باشد! امشب اشک و امشب داغ، اما انتقام

مطلع فرداست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابرهای انقلابی! کینه‌هاتان بیش باد!

بغض، طوفان‌زاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

صبح نزدیک است آری در شبیخون شفق

حمله برق‌آساست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

وعده‌گاه ما و ارواح شهیدان بعد از این

مسجد الاقصاست بسم الله الرحمن الرحیم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فرمانده چقدر ارباً اربا شده ای

فرمانده چقدر مثل مولا شده ای

ای جسم مقطعه در آغوش حسین

مانند علی اکبرِ لیلا شده ای

اصلاً تو چگونه با ترک های تنت

بر روی عبای سبز او جا شده ای؟

دستان قلم شده گواهی میداد

دلداده ی روضه های سقا شده ای

آتش به طواف پیکرت آمده است

حالا چه قَدَر شبیه زهرا شده ای

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

چون آینه ای شکسته تکثیر شدی

کفر است بگویم تو زمینگیر شدی!

تو آیه ی مهربان باران بودی

اینگونه میان شعله تفسیر شدی

سردارِ علی ، بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!

تو کشته ی زور و زر و تزویر شدی

آنقدر ز یاران شهیدت گفتی

تا در وسط خاطره ها پیر شدی

تو مظهر لا اله الا اللهی

در حنجر ما صدای تکبیر شدی

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

جز قامت تو کند قیامت؟ هرگز

جان دادن تو به جز شهادت؟ هرگز

این خانه پُر است از سلیمانی ها

احساس خطر کند ولایت؟ هرگز

دستان تو روی خاک افتاد ، اما

انگشتر تو رفته به غارت؟ هرگز

ای روضه ی مکشوف بگو بعد از تو

ناموس تو میرود اسارت؟ هرگز

اصلا به همین جسم پُر از لاله ی تو

دارد احدی فکر جسارت؟ هرگز

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


هر کس که تمامِ هَمّ و غمَّش دین است

در هر دو جهان سعادتش تضمین است

 

ای شیر پر افتخار ایرانی ها

از رفتنت آسمان دل غمگین است

 

هر چند که پر زدی سبکبال شدی

داغت به دل اهل وطن سنگین است

 

زهری که به ما چشانده داغت تلخ و...

شهدی که تو نوش کرده ای شیرین است

 

بی خواب شدی شمع شدی آب شدی

تا خواب کند سری که بر بالین است

 

ای سینهء تو آینهء دینداری

آئینهء تو تجلّیِ آئین است

 

دستت طرفی و پیکرت هم طرفی

هر کس که حسینی است جزایش این است

 

در دیدهء اهل دل تنِ خونینت

حُسن است تمام و قابل تحسین است

 

پیغام تنِ سوخته ات را خواندم:

این مرگ بِه از زندگیّ ننگین است

 

اذن ملکوت رفتنت با مهدی است

در پشت دعای تو همان آمین است

 

صد شکر که صاحب الزمان را داریم

امنیت ما به یُمن او تآمین است

 

هر چند دلی سوخته از غم داریم

ما را نفحات حضرتش تسکین است

 

بیدار شوید آخر ای مسئولین!

این خانه به خون شهدا رنگین است

 

آن میز که با غرور در دست شماست

مدیونِ هزارها تنِ خونین است

 

مردی نه به غرب تکیه کردن باشد

نه تکیه زدن به لشگر پوتین است

 

نه تکیه زدن به سازش و تسلیم و

نه اسلحه نه لشگر و تانک و مین است

 

مرد است کسی که یا علی می گوید

مرد است کسی که به علی خوشبین است

 

ما سجده به آستان حیدر داریم

تا هست امیرمان علی پُر باریم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


نوبتِ فتحِ کاخِ اشرار است

آخرِ عمرِ شومِ کفار است

 

به گواهیِ "ما رمیت..."، این‌بار

دستِ غیبِ حسین در کار است

 

باقری، همت و سلیمانی...

این وطن از شهید، سرشار است

 

مرگِ آرام، در دلِ بستر

عاشقان را، مسلماً عار است

 

خاکِ این مملکت چهل سال است

مهدِ عشق و جهاد و ایثار است

 

سرِ پاکِ هزارها منصور

قرن‌ها می‌شود روی دار است

 

گر بسازند، کوهی از سرها،

باز هم سرسپرده بسیار است

 

با صدای بلند می‌گوییم:

این نه یک حرف، بلکه هشدار است

 

هرکسی چپ با ما نگاه کند،

پیشِ چشمش، جهان، دگر تار است

 

پرچم از دست‌مان نمی‌افتد

پسرِ فاطمه، علمدار است

 

تا که کوفی روی زمین باقی‌ست

کربلا در مسیرِ تکرار است

 

برسانید بر ایادیِ کفر:

تازه این ابتدای پیکار است

 

گرچه راهی پر از خطر در پیش،

گرچه طیِ مسیر، دشوار است

 

انقلابِ بزرگِ ایران را

صاحبِ اصلی‌اش نگهدار است

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح جمعه خبری حالِ مرا ریخت بهم

خبری تلخ رسید و همه را ریخت بهم

 

صبح جمعه خبر آمد که سلیمانی رفت...

قدسیان بانگ زدند: عرش خدا ریخت بهم!

 

دشمنِ شمر صفت خون تو را ریخت ولی

پیکرِ پاک تو اینگونه چرا ریخت بهم ؟!

 

صبح جمعه خبر از غُرِّش یک طوفان شد

همه دیدند جهان تا به کجا ریخت بهم!

 

تا که در صحن جهان نعره ی شیران پیچید

دشمن بی شرف و بی سر و پا ریخت بهم

 

وقتِ تشییع تو اما خبری تازه رسید

کاظمین و حرمِ کرب و بلا ریخت بهم...

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کجا در حسرت یک لقمه‌ی نان گریه می کردیم

اگر مانند تو‌یک عمر پنهان گریه می کردیم

 

اگر مانند تو بر روی خاک سرد تنهایی

به شوق گرمی دست شهیدان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم از دروغ زندگی کردن

به خود برگشته و در سوگ انسان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم عشق می چرخید سرگردان

و ما بیهوده تنها دور میدان گریه می کردیم

 

کدامین جاده شأنش هست هم نام شما باشد؟

خیابان در خیابان در خیابان گریه می کردیم

 

کدامین روضه را بر شانه های کربلا خواندی

که ما چشم انتظاران در خراسان گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده ای ای عشق حق داری

که ما از شوق آن، در حسرت آن گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده‌ای ما هم اگر بودیم

برای لحظه ای جای سلیمان گریه می کردیم

 

کجا رفتی کجا انگشتر ملک سلیمانی

چه می شد با شما در سوگ باران گریه می کردیم

 

چه می شد فاطمیه با شما یک بار دیگر هم

برای کودکی سر در گریبان گریه می کردیم

 

برایت روضه می خوانم همینجا هرچه باداباد

زنی در کوچه پیش چشم فرزندش زمین افتاد

 

برایت با دلی خون باصدایی خسته می خوانم

برایت از علی از دست های بسته می خوانم

 

غمم را در دل این روضه‌ی آخر تماشا کن

مرا در بین این جمعیت دلداده پیدا کن

 

به خاطر می سپاری این منِ افتاده از پا را

من مشغول فریاد و من محو تماشا را

 

رفیقت نیستم در حق من اما رفاقت کن

مرا در پیشگاه حضرت زهرا شفاعت کن

 

اگرچه در دل هر واژه از این شعر صد آه است

کسی می گفت قطعا انتقامی سخت در راه است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


سینه‌ام مخزنِ غم و آه است

واقعه؛ سوزناک و جانکاه است

 

موسمِ تلخِ غربتِ خورشید

روزِ تشییعِ پیکرِ ماه است

 

با شهادت از این جهان رفتن،

اجرِ شیرین قلبِ آگاه است

 

راه را با شهید، پیدا کن!

غیر از این هرچه هست، بیراه است

 

غیرِ راهِ شهید هرکس رفت،

مستحقِ سقوط در چاه است

 

نامِ پاکش بهشت را مفتاح،

در شبِ تار هم چو مصباح است

 

بینِ خون دست و پا زد و می‌گفت:

جان سپردن، شروعِ این راه است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فنا فی‌الله شد اما بقا دارد سلیمانی

مقام قدس در قُرب خدا دارد سلیمانی

 

شهید فی سبیل الله، عزیز جان روح الله

بلی در قلب حزب الله جا دارد سلیمانی

 

ز جان باید سلامش کرد اطاعت از امامش کرد

مرام عاشقی چون اولیا دارد سلیمانی

 

به رضوان کرد کاشانه به دنیا بود بیگانه

که میثاق وفا با آشنا دارد سلیمانی

 

بحق تسلیم مولا بود بلی سردار دلها بود

ارادت بر علی المرتضیا دارد سلیمانی

 

همای رحمت ایزد به اوج آسمان پر زد

خوش آوازه چو پرواز هما دارد سلیمانی

 

بُو‌َد آن کشته‌ی توحید همیشه زنده و جاوید

به گوش جان سرود دلربا دارد سلیمانی

 

سپاه قدس را فرمانده لایق، بلی عاشق

نشان باشکوه مرحبا دارد سلیمانی

 

عراق وشام از او ایمن نشد تسلیم اهریمن

پیام نور بر اهل وفا دارد سلیمانی

 

برادر استقامت پیشه‌ی مردان حق باشد

که ثابت کرد شور کربلا دارد سلیمانی

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح روز قیام نزدیک است

زخمیان التیام نزدیک‌است

ابن مرجانه های امریکا

بی گمان انتقام نزدیک است

 

دیده هامان اگرچه بارانی ست

سینه هامان ز خشم طوفانی ست

ای زنازاده های ابن زیاد

خاک ایران پر از سلیمانی ست

 

ای یزیدان روزگار اینبار

ثمر ظلم خویش می بینید

بار دیگر عراق و ایران را

متحد تر ز پیش می بینید

 

ما برادر ترین برادر ها

ما همه تحت امر آقاییم

از نجف تا به کربلا هرسال

اربعین را پیاده می آییم

 

بوی مردار کافران یهود

میرسد از حوالی حیفا

زیر پاهای انقلابی هاست

خِرِ خِرِ بزدلان ِ آمریکا

 

قاسمان ِ سپاه سید علی

با شهادت برادری دارند

شیعیان علی و آل علی

تا ابد شور حیدری دارند

 

سگِ  بُزترس شمر " در میدان

گرچه جرات نمیکند هرگز

بی گمان آن قمار باز یهود

خواب راحت نمیکند هرگز

 

کاخشان را خراب اگر بکنیم

سرشان را به دار می بندیم

شیعه ی حیدریم و وقت نبرد

به کمر ذوالفقار میبندیم

 

میرسد وارث امیر حُنین

میرسد صاحب وقار علی

فتح خیبر عجیب نزدیک‌است

جان به قربان ذوالفقار علی

 

میرسد آخرین سلاله ی نور

شهدامان دوباره می آیند

اون چنان ماه شام می تابد

شهدا چون ستاره می آیند

 

بار دیگر تمام عاشق ها

پشت سردار عشق می آیند

مشتری های مهدی زهرا

سرِ بازار ِ عشق می آیند

 

جمعه ای رفت و دیده های اویس

در فراق ظهور" تَر شده اند

روضه از بس شبیه گودال است

گریه کن ها صبور تر شده اند

 

گفته بودم که باد ها قدری

روی صحرا مرتبت بکنند

گفته بودم که نیزه ها فکری

بهر غم های زینبت بکنند

 

گفته بودم که خاک ها روی

بدنت را کمی بپوشانند

روی زخم سرت عزیز دلم

لااقل مرحمی بپوشانند

 

عاقبت خاطر ِ دل ِ زینب

جای زخم تو را سنان پُر کرد

جای خالی ِ گریه های تو را

خنده ی شمر بد دهان پر کرد

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


لبیك یا حیدر، روز غزل خوانى ست

باید به پا خیزد،هر كس كه ایرانى ست

 

با حرز یا مهدى، سربند یا زهرا

باید مهیّا شد، فصل گل افشانى ست

 

آن كه عَلم بر دوش،با ذوالفقار عشق

بر قلب میدان زد،"قاسم سلیمانى" ست

 

سردار دل ها گفت: رمز نجات امروز

لبّیك یا زینب، در شامِ ویرانى ست

 

قاسم زمین افتاد، پرچم ولى باقیست

صهیون شود نابود، این راه "طهرانى"ست

 

شوق شهادت در، جان وطن جاریست

شور ستم سوزى، رسم مسلمانى ست

 

این وعده عشق است، نصرُ منَ الله است

صبح ظهور یار، پایان سفیانى ست

 

تا انتقامى سخت، یك یاعلى باقیست

باید به پاخیزد، هر كس كه ایرانى ست

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کس نمی داند این چه میدانی است

عاشقی آخرش پریشانی است

 

در فراقی که باورش سخت است

سهم دل های زار حیرانی است

 

انتقامی چو موج در راه است

حال دریای عشق طوفانی است

 

خون ما را به جوش آوردید

غیرت ما عیارش ایرانی است

 

یک پرستو به آسمان پر زد

بازهم در بهشت مهمانی است

 

بعد از این هر جوان آزاده

پیرو قاسم سلیمانی است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها

بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

 

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

 

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

 

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

 

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

 

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

 

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

 

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است

وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

 

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ما همه خواب و بی خبر رفتی

بارخودبستی و سفر رفتی

 

به ملاقات حضرت ارباب

شب جمعه دم سحر رفتی

 

خبرش امده که از شوقت

دیدن او بدون سر رفتی

 

همه ی شهر عاشقت بودند

تو به همراه چند نفر رفتی

 

دل تو بودشعله ور از عشق

عاقبت سوختی و شعله ور رفتی

 

وچه داغها دارداین آتش

‌که تو هم سوخته جگر رفتی

 

در دفاع از حریم ال الله

تو هم انگار پشت در رفتی

 

گرچه میسوزم از غمت اما

مرد بودی و در خطر رفتی

 

گویی امسال دیدن مادر

حاج قاسم تو زودتر رفتی

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

نام تو برده شد و کوه به پایین افتاد

پیکر دشمن تو زخمی و خونین افتاد

 

نام تو برده شد و عرش تبسم کرده

دشمن از ترس،در خانه خود گم کرده

 

حمزه و مالک اشتر به تو لبخند زدند

عطر دستان خدا را به تو پیوند زدند

 

ساحل چشم تو یک روز پر از غم نشود

سایه ات از سر سامان وطن کم نشود

 

چشم ها پنجره در پنجره بارانی شد

دل مهتاب پر از شور سلیمانی شد

 

زخم ابروی تو آبستن دریا بود و

وَ خداوند ترا غرق تماشا بود و

 

رسم مرانگی ات شهره آفاق شد و

دل به دریا زدنت مکتب عشاق شد و

 

رسم مردانگی ات طعم شهادت دارد

بغض چشمان تو آواز جسارت دارد

 

تو همه زنده به عشقی و مدد می گیری

خاک ایوان دمشقی و مدد می گیری

 

شک ندارم که علی مرجع تقلید تو هست

سایه ی روشن دین خانه امید تو هست

 

آسمان ها شده درگیر پریشانی تو

و خداوند زده بوسه به پیشانی تو

 

گر چه از قافله عشق کمی جا ماندی

دست تقدیر سرشته است که تنها ماندی

 

گاه دلگیر شدی گاه به خود رنجیدی

شاعرانه به تن کعبه دل پیچیدی

 

چقدر عطر شهادت به تنت می آید

حسن یوسف ز گل پیرهنت می آید

 

در شب خوف و خطر سینه سپر کردی و بعد

لب فرو بستی و دل خون زجگر کردی و بعد

 

نتوان گفت چه کردی و خدا می داند

سِرّ سرداری تو کرببلا می داند

 

رو به دستان تو آغوش شهیدان باز است

پیرو رهبری و دست تو پر اعجاز است

 

دو قدم مانده به پابوسی خورشید اما

گر چه رقصیده به خون شاخه امید اما

 

(عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد)

آنچه تقدیر نوشته است همان خواهد شد

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

شب می رود و عطر سحر میگردیم

در صبح ظهور یار بر میگردیم

غم نیست كه قاسم سلیمانی رفت

ما را بكشید زنده تر میگردیم

(سیدمحمد میرهاشمی)

 

گرسینه شکست, چشم تری هست هنوز

دستان پر از مهر کسی هست هنوز

غم راه ندارد به دل خسته مان

گریار علی رفت, علی هست هنوز

(روح الله مسچی)

 

روز روشن به ناگهان شب شد

جان عشاق نور بر لب شد

گرچه خیل مدافعان هستند

حاج قاسم فدای زینب شد

(محمدتقی بهجت دوست)

 

از دست خدا گرفت حاجت آخر

شد عاقبتش به خیر و برکت آخر

او مالک اشتر علی بود و رسید-

در راه ولایت به شهادت آخر!

(مرضیه عاطفی)

 

آن لحظه که جان می رود از دست، حسین!

دیدار تو آخرین امید است، حسین!

تا همت عشق است چرا منت مرگ؟!

باید به شهیدان تو پیوست، حسین!

(میلاد عرفان پور)

 

بنگر به شکوه سوی حق تاختنش

بر قلۀ عشق پرچم افراختنش

فتح است در این معرکه سر دادن او

برد است در این میانه جان باختنش

(سیدحسن حسینی)

 

آه از سینه های ما پا شد

دیده هامان شبیه دریا شد

خبر آمد که حاج قاسم هم

مثل ارباب اربا اربا شد

(یاسر مسافر)

 

شب جمعه به گمان میل زیارت داشته

با خدا وعده دیدار و عبادت داشته

او برای پاسداری از حرم ها مانده بود

ور نه چندسالی است که قصد شهادت داشته

(یاسر مسافر)

 

سردار نه ، سرباز ولی بود که رفت

در معرکه مالک علی بود که رفت

در قاب مقاومت ، امامش فرمود :

"یک چهره ی بین المللی بود" که رفت

(محمود مربوبی)

 

با مالک اشتر علی همگام است

این دست هنوز پرچم اسلام است

بر خاک که افتاد تنفس می کرد

این دست بریده بهترین فرجام است

(حسن کردی)

 

حسّ غم پر شده در قلب جمارانی ها

شده خون قافله ی دیده ی کنعانی ها

دشمن رذل بداند که همیشه باقیست

بین دل های همه، عشقِ سلیمانی ها...

(محسن زعفرانیه)

 

زیاد دیدیم گل لاله بکارن

زیاددیدیم شهیدارو بیارن

یه قاسم کشتی اما همقسم هاش

دمار از روزگارت در میارن

(احمد شهبازی)

 

‏در ظلمت این مسیر غوغا کردى

‏بى پرده بهار را هویدا كردى

‏همراه مدافعان دشت گل سرخ

‏امنیّت باغ را مهیا كردى

(محمدمهدى عبداللهى)

 

این صبح سعادتت مبارک بادا

پاداشِ رشادتت مبارک بادا

با چشم پُر اشک و لبِ خندان گوییم

سردار، شهادتت مبارک بادا..

(مجتبی دسترنج)

 

با شور و امید زندگی کردی تا..

با روی سپید زندگی کردی تا...

فرمانده‌ی کل لشکر خوبی‌ها

یک عمر، شهید، زندگی کردی تا...

(صدیقه محمدجانی)

 

نگاه ابریم غم دارد امروز

كه هر دم اشك نم نم دارد امروز

ببین اى حاج قاسم،قاب چشمم

فقط عكس تو را كم دارد امروز

(محمدمهدى عبداللهى)

 

هم اُسوه‌ی مردیّ و مسلمانی بود

هم مالک اَشتری که ایرانی بود

انگشتری عدل علی در دستش

او *حضرت قاسم سلیمانی* بود

(فاطمه نصیری)

 

قبل از دعای ندبه صنوبر شهید شد

از عطر یاس پر شد و پر پر شهید شد

سردار تاب روضه ی دیوار و در نداشت

قبل از شروع مجلس مادر شهید شد...

(منا اسکندری)

 

ما را بکشید ، بیشتر می گردیم

در حفظ ولی مثل سپر می گردیم

هر چند سلیمانی ما را کشتید

در جنگ شما چو شیر نر می گردیم

(مجتبی قاسمی)

 

مزد یک عمری رشادت را گرفت

غرق خون اذن زیارت را گرفت

مرگ در بستر برایش ننگ بود

از گل نرجس شهادت را گرفت

(مجتبی قاسمی)

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 525 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو