بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با واژه های بخشش و احسان همیشه

یاد حرم می افتم و باران همیشه

حال خرابت را طبیبش میکند خوب

اینجاکه حتمی می شود درمان همیشه

من سائل هر روزه ی این آستانم

جور است در این سفره آب و نان همیشه

خیلی حرم رفتم ولی قطعا بهشتند

باب الجواد و گوشه ی ایوان همیشه

هر حاجت ناگفته ای اینجا روا شد

با یک نگاه حضرت سلطان همیشه

 

هستم دخیل پنجره فولاد آقا

سر می دهم جانم علی موسی الرضا را

 

بی آبرو هم آبرومند است اینجا

صورت به صورت نقش لبخند است اینجا

خوب است آهوی گرفتار تو بودن

پس خوش به حال هر که دربند است اینجا

از آب سقاخانه ات مهمانمان کن

هر جرعه اش شیرین تر از قند است اینجا

در این حرم هر چه بخواهی میدهندت

به سادگی جوینده یابنده است اینجا

حالا که می دانی تمام خواهشم را

آقا برات کربلا چند است اینجا؟

 

 ماندن کنار پنجره فولاد خوب است

بانگ اذان صحن گوهرشاد خوب است

 

بودم خراب و عطر مرقد بهترم کرد

گلدسته ها و رنگ گنبد بهترم کرد

هربار که زائر شدم سمت خراسان

حال و هوای شهر مشهد بهترم کرد

با روسیاهی آمدم مثل گذشته

با مهربانی اش مجدد بهترم کرد

اینجاست داروخانه ی تضمینی ما

طعم غذای حضرتی ، بد بهترم کرد

قبلش به قم بعدش به مشهد رهسپارم

هر مرتبه این رفت و آمد بهترم کرد

 

حال مرا نام رضا جان زیر و رو کرد

ذکر مدد شاه خراسان زیر و رو کرد

 

تو آمدی و مهربانی با تو آمد

آیین عشق و همزبانی با تو آمد

دنبال ردپای تو از عرش اعلی

نا گفته های آسمانی با تو آمد

از آن زمانکه خاک زر شد با نگاهت

دریای جود بی کرانی با تو آمد

ما زیر این سایه در آرامش نشستیم

تو آمدی و سایه بانی با تو آمد

مشهد بهشت و جنت الاعلاست آری

باغ و بهشتم زود آنی با تو آمد

 

ای امتداد حضرت زهرا و حیدر

هستی تو نور دیده ی موسی بن جعفر

 

آئینه در آئینه تکثیر علی شد

هر زائری خیره به تصویر علی شد

اینجا کلاس درس دارد هر رواقش

در این حرم هر سینه تسخیر علی شد

مشهد نجف کرب وبلا فرقی ندارد

هرجا حرم شد وقف تفسیر علی شد

جانم علی موسی الرضایش دلنشین است

نقاره هم آوای تکبیر علی شد

خوشبخت آنکه پای این سفره نشسته

یک لقمه ای نان خورد و پاگیر علی شد

 

روزی خوران حضرت شمس الشموسیم

ما نوکران حضرت سلطان طوسیم

 

در عمق چشمانت همیشه روضه برپاست

چشمان ابری ات همیشه مثل دریاست

قدری برای کربلا قدری مدینه

در کربلای حجره دل دنبال زهراست

حتما پسر در مقتل بابا می آید

وقتی پدر در گوشه ای بی یار و تنهاست

صد شکر بالای سرت آمد جوادت

چیزی مگر جز این دل تنگ تو می خواست

اما امان از آن پدر که دید چشمش

جسم پسر را تکه تکه اربا ارباست

 

تو بودی داغ غم جد غریبت

مائیم و سوز روضه ی یابن الشبیبت 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


تا مِهرهست دست کسی رد نمی شود

تاعشق هست حال کسی بد نمی شود

 

هرکس شنید، ضامن آهو شدی ، دگر

در مورد نجات ، مردد نمی شود

 

ای جلوه‌ی جلال خدا، یارضا ، غریب

اینگونه بین خلق، زبانزد نمی شود

 

خورشید، نور وگرمی اش از تابش شماست

حتی حریفِ جلوه ی گنبد نمی شود

 

حتما بهشتِ وعده شده، فوق العاده است

اما به  دلنوازیِ  مشهد نمی شود

 

هردل زِ نور یاد خدا روشنی گرفت

مجذوبِ غیر آل محمد(ص)نمی شود




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ای آهوی دل ، همیشه مأنوس شما

ای مرکز عشق و عاشقی طوس شما

چندی است گره به کارمان افتاده

محتاجِ  زیارتیم  و پابوس شما 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ماییم هم جوار تو یا حضرت رضا

پروانه ی مزار تو یا حضرت رضا

چون ذره بر مدار تو یا حضرت رضا

هر لحظه بی قرار تو یا حضرت رضا

داریم زیر سایه ات آرامش بهشت

بی معنی است در حرمت خواهش بهشت

 

آقای من سلام غریب غریب ها

درمانده ایم و دل زده ایم از طبیب ها

زخمی مشت واشده ی نا حبیب ها

لبخند توست پاسخ امن یجیب ها

ای قبله ی همیشه ی دستِ تَوَسلم

با تکیه بر نگاه تو مستِ تَوَکلم

 

در شهر با دعای تو باران گرفته است

مهر تو سایه بر سر ایران گرفته است

هر دل شکسته راه خراسان گرفته است

دلمرده بود زائرتان جان گرفته است

اینجا گدای ساده پر آوازه می شود

با هر زیارتی نفسش تازه می شود

 

اینجا شکسته بالی زائر سعادت است

هر قطره اشک واسطه ی استجابت است

عاشق تر آنكه خواهش جانش شفاعت است

سرمایه ی قیامت ما این زیارت است

با اینکه شهر از نفس افتاده در گناه

در زیر آسمان تو داریم سر پناه

 

یادش به خیر حال خوش بی گناهی ام

حالا که روسیاه جهان تباهی ام

از تو جدا نکرده مرا روسیاهی ام

یادت رفیق دوره ی بی تکیه گاهی ام

اذن ورود،اشک زلال است در حرم

رؤیای ناامید، محال است در حرم

 

با هر بهانه سمت حرم می کشانی ام

از لطف هم جواری تان آسمانی ام

مهرت چه نقش ها زده بر زندگانی ام

طی گشته پای آینه هایت جوانی ام

این اشک های داغ که فریاد بی صداست

با گونه های پنجره فولادت آشناست

 

زائر شدم دوباره جلال امام را

از من گرفته اشک مجال کلام را

آقا ببخش سادگی این سلام را

می خواهم از تو وعده ی حسن ختام را

عمریست از هوای هیاهو بریده ایم

از هر که غیر ضامن آهو بریده ایم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


نقل است که فخر علما ، شیخ بهایی

شد شامل لطف و کرم خاص خدایی

 

گفتند بیا فاطمه داده است رضایت

معمار حرم باش ، علی کرده جدایت

 

جا داشت بنازد به همه عالم امکان

روزیِ کمی نیست حرم سازی سلطان

 

آن شیرکه خورده است نهاده اثرش را

او خرج حرم کرد تمام هنرش را

 

اخلاص نشان داد ، خدا داد توانش

فردوس ِ برین کرد بنا با دل و جانش

 

نزدیک به اتمام حرم بود که ناگاه

دیدند همه روی لب شیخ نشست آه

 

با پوزش از آقای جهان گفت به یاران

باید که کنم چند شبی ترک خراسان

 

من می روم اما بخرید آبرویم را

اجر همه با مادرمان حضرت زهرا

 

تا اینکه دوباره برسم خدمت آقا

جز سر در این کعبه بسازید همه جا را

 

در غیبت او گشت مهیا چه بنایی

چه گنبد و گلدسته ی انگشت نمایی

 

به به چه ضریح و حرم و صحن و سرایی

از شوقِ طوافش دل کعبه است هوایی

 

ناگاه چنین توصیه گردید ز خدام

وقتش شده معماری سر در شده اتمام

 

گفتند که ما اذن به این کار نداریم

تا آمدن شیخ همه لحظه شماریم

 

هنگام سفر شیخ به ما گفته مکرر

کار خود من هست مهیایی سر در

 

گفتند که از جای دگر آمده دستور

فرمان امام است و پر از حکمت و منظور

 

پس ساخته شد سر درِ آن روضه رضوان

کم داشت فقط روح الامین عرش خراسان

 

پس شیخ بهایی ز سفر آمد و ناگاه

با دیدن سردر ز دل خویش کشید آه

 

شد غوطه ور حسرت و غم حال و هوایش

تا داشت توان کرد گله از رفقایش

 

گفتند مکدر نشو این امر امام است

سر پیچی رعیت ز شهنشاه حرام است

 

یک خادم خوش روزی این روضه ی اعلا

دیدار نصیبش شده در عالم رویا

 

کرده است چنین امر ، به او قبله عالم

بر شیخ پس از اینکه رساندی تو سلامم

 

گو مرد خدا ، پیرِ هنر ، دست مریزاد

معمار کرمخانه ما ، خانه ات آباد

 

در خانه ی امید تو در فکر طلسمی

ما کار نداریم که آمد به چه اسمی

 

بسپار حرم‌ را به طلسمِ کرم ما

بگذار بیایند همه در حرم ما

 

ای شیخ بِدان ما پدر هر بد و خوبیم

ما طایفه ذاتا همه ستار العیوبیم

 

ما چشم به راهیم‌ گنهکار بیاید

با هر چه که آورده ، خریدار بیاید

 

باید به حرم پاک شود زائر ما تا

گیرد صله ی تذکره ی کرببلا را 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


عشق یعنی تپش این دل بارانی من

لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من

 

و خدا خواست که از دست تو درمان برسد

خواست تا عطر علی، تا به خراسان برسد

 

یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره‌ها

چه خبرها که رسید از دل این پنجره‌ها

 

یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی

یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی

 

عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم

به هوای دل پاک تو به دریا بزنم

 

عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو

بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو

 

عشق یعنی به هوایت، گذر از دامن و دشت

عشق در شوق سلامی است، سرِ ساعت هشت

 

عشق در قلب قطاری است که از قم برسد

در نمازی است که تا رکعت هشتم برسد 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای از ازل به اهل زمین، اهل آسمان

تابیده پرتوِ برکاتت به هر زمان

 

با اذنِ حق، عوالم هستی، تمام قد

شد قبلِ خلقتت، به ولای تو امتحان

 

لطفِ خدای عَزَّوجَل بود، اینکه شد

توحید بر ولای تو مشروط، آن زمان

 

آری در عالمِ ملکوت، آن شبِ حضور

وقتی شدی، میان نبی و علی، عیان(۱)

 

فرمود مصطفی بتو: میبینم از الَست

خیرِ کثیر از تو به اهلِ همه جهان

 

ذرّیه ی رسول خدا، سبط مرتضا

یعنی رسیده آینه ی فاطمه، رضا

 

هر کس که شد مقرب تو، عبد داور است

عارف به حقِّ حضرتت، از هر که بهتر است

 

هم برتر از پیمبر مرسل، مدافعت

هم از فرشتگانِ مقرّب فراتر است(۲)

 

دارد به حقّ معرفتت کاملاً شناخت

هر کس بدونِ چون و چرا بر تو یاور است

 

مقتولِ توست، در درجاتِ پیمبران

محبوب قلب پاک تو مجنون حیدر است

 

یک دعبلِ تو تیغِ زبانش، چو صد سپاه

یک شیخِ طوسیِ تو به صد حوزه رهبر است

 

بُهلولِ تو، معلمِ یک امتِ شماست

فریاد او به صحنِ گهرشاد، کیمیاست

 

تو وجهِ ذوالجلالی و ما طائر شما

تو جلوه ی جمالی و ما زائر شما

 

تردید در اطاعتتان، عینِ کافریست

ای وای بر کسی که شود منکر شما

 

پاسخ به هر سوال که سائل نکرده است

آماده است در سخنِ حاضر شما

 

اصلاً کجا فضائل تو وصف میشود

مانده به کار خود قلمِ شاعر شما

 

چشمِ خدائی و همه جا هست منظرت

تو ناظر جهان و خدا ناظر شما

 

اَعمال ما بدستِ تو هر روز میرسد

هر روز از تو ناله ی جانسوز میرسد

 

افسوس، شیعه قلب تو رنجور میکند

ما را گناه، از تو فقط دور میکند

 

گاهی که دیده، در طلبِ این و آن رود

این دیده را، همان تُهی از نور میکند

 

هر غفلتِ محبِ تو، تیری به قلب توست

شیطان مرا ز راهِ تو مستور میکند

 

از بس رئوف هستی و بنده نواز و خوب

حق، فیضِ توبه بر همه مقدور میکند

 

آقا ترا بجان جوادالائمه ات

رحمی به دوستان جوادالائمه ات

 

حالا که داده ای به دلم، اعتماد را

خواهم ز تو شفاعتِ روز معاد را

 

فضلت اگر عطا نکند بر محبِ تو

روز حساب، من چه کنم، عدل و داد را

 

معروف شد، غریبه و منکر شد آشنا

جز خون که ریشه کَن نکند هر فساد را

 

تا شیعه، از حریم شما میکند دفاع

یاری کند عنایتِ تو این نهاد را

 

محبوب تر ز یاریِ مومن، ندیده ایم

احیا کنیم با مددِ تو جهاد را

 

حیَّ علیَ الجهاد، که مردانِ روزگار

با اقتدا به شاهِ ولایند، رستگار

 

آقا بحقّ فاطمه دل را جلا بده

ما را برای روز ظهور اعتلا بده

 

هر درد میکشیم، ز دوریِ دلبر است

ما را برای آمدنِ او صلا بده

 

حالا که راهِ گنبد خضرا ز تنگناست

ما را پناه سایه ی گنبد طلا بده

 

فکرِ رفاه نیست محِبت، به تشنگان...

مثل همیشه، جرعه ی جام بلا بده

 

ویزای اربعین، فقط امضای دست توست

تا زنده ایم، تذکره ی کربلا بده

 

تنها نه راهِ قدس، رهِ کربلا رود

راه مدینه مکه هم از نینوا رود

 

(۱) روایتی است از امام رضا(ع)

در کتاب القطره

(۲) همان 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل یک خواهش لبریز حیا آمده بود

از هیاهوی فراگیر رها آمده بود

 

با دل ساده و باران زده اش نجوا داشت

که چرا دیر به حج فقرا آمده بود

 

رعیت سوخته از غم به پناهندگیِ

سایه ی چتر معین الضعفا آمده بود

 

گره زد زلف دلش را به ضریح خورشید

"هر چه درد است به امید دوا امده بود"

 

او که با پای عصا سخت قدم بر می داشت

حال با پای خودش رو به شما آمده بود

 

دل ویران شده، آباد شد و بر میگشت

آنکه چون شهر پس از زلزله ها آمده بود

 

راه صد ساله که درویشِ طریقت می رفت

زائرت یک شبه آنرا به خدا آمده بود

 

بر لبش در دل ظهری غزلی ابری داشت

شاعری باز به دنبال عبا آمده بود

 

صحن آزادی و لبخند تو پایان کسی ست

که به پابوس غریب الغربا آمده بود 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


می ایستم دلتنگِ تو در باورم سمت حرم

یکباره می چرخد همه دور و برم سمت حرم

 

مثل کبوتر بچّه ای محض طوافِ گنبدت

یکریز پرپر میزند بال و پرم سمت حرم

 

خود را تصوّر میکنم در کنج سقّاخانه ات

زل میزنم لب تشنه با چشم ترم سمت حرم

 

در ذهن خود محضِ نماز صبح می آیم سحر

در کوچه های مشهدت با مادرم سمت حرم

 

از راهِ خیلی دور خواندم خط به خط اذن دخول

یک چشم سمت جاده، چشم دیگرم سمت حرم

 

یاضامن آهو سلام از راهِ دورم را ببخش

راهی کن آقاجان مرا با همسرم سمت حرم

 

سلطانِ رأفت خواندمت! چون دیده ام پُر میشود

دستی که می آید به امید کرَم سمت حرم

 

روزی اگر از عشق تو آتش بگیرد پیکرم

من مطمئنّم میرود خاکسترم سمت حرم

*

هنگام جان دادن به حال خود مرا بگذار اجل

بگذار باشد تا دمِ آخر سرم سمت حرم! 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم

هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم

پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی

بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری

ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم

 

ما امام رضا داریم

 

از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا

غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

روح و جان حج اینجاست ؛ ثامن‌الحجج اینجاست

با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو

اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم

 

ما امام رضا داریم

 

هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم

ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده

هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم

چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن

از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم

 

ما امام رضا داریم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


یا ربِ وقت سحر تقرب شب هاست

رو به کریمان زدن عبادت لبهاست

بستر بیمار وعده گاه طبیب است

خیری اگر میدهند برکت تب هاست

نوکر گمنام هم بنام شد اینجا

آنچه مهم نیست پیش یار لقب هاست

سِیر الهیِ اهل عشق همیشه

رحمت ذی القعده هاست لطف رجب هاست

ذکر رضا قند کرده تلخی مارا

شهد نبات است اینکه بین رطب هاست

 

مادرم آمد مرا به دست رضا داد

آبرویم را خرید خانه اش آباد!

 

محضر سلطان می آورند اگر دست

میشکنند عاشقان به شوق نظر دست

دست به دامان حلقه های ضریحم

کودکم و میدهم به دست پدر دست

بین قنوتم افاضه کرد مکرر

خیر کثیر است در زمان سحر دست

عقل چکارست تا گدای تو هستم

فیض به من بیشتر رسانده ز سر... دست

تر شده از دیدن حرم چقدر چشم

پر شده از محضر شما چقدر دست

 

سفره گشا تا رضاست سفره نشینم

ضامن آهو نوشته روی نگینم

 

پشت سر زائران دعاست،دعایت

دلخوشی دعبل است خاک عبایت

سلسله بر گردن روات کشیدی

جان بفدای کلام مثل طلایت

کعبه تویی مسجدالحرام بهانه

قبله تویی قم شدست قبله نمایت

قصر به هم ریخت در مناظره وقتی..

آبروی جاثلیق ریخت به پایت

کن فیکونِ تو فاش شد سر سفره

شیر میاید برون ز پرده برایت

 

روی دو چشم ترم قدم بزن ای ماه

تا که مطهر شود شبیه قدمگاه..

 

آمدم ای شاه با نشان و نشانی

پیش تو باشد دلم به حکم امانی

وقت نماز است صف پر است کمک کن

کاش مرا هم کنار خود بنشانی

هرچه کنی از درت جدا نشوم من

خواه بخوانی مرا و خواه برانی

جاروی خدام را ببخش به زوار

تا که دراین دل کنند خانه تکانی

ابن شبیب آمدست دیدنت آقا

موقع روضه شدست و مرثیه خوانی

 

ناله ان کنتَ باکیاََ بزن آقا

سینه برآن شاه بی کفن بزن آقا

 

یابن الشبیب عمه ام دلش پر غم شد

چادر و پوشیه بین قافله کم شد

جد غریبم ز روی اسب زمین خورد

پیرهنش بر فراز نیزه علم شد

دامنشان گر گرفت صورتشان سوخت

آتش خیمه بلای اهل حرم شد

چرخش شلاق ها به بازویشان خورد

قامت معصومه ها شکسته و خم شد

بعد هزاران هزار زخم جگر سوز

نوبت بازار شام و هلهله هم شد

 

زخم غرورم ز ماجرای حجاب است

گریه ی من بیشتر برای رباب است 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


امواج زائرهات در راهند

در این میانه میرسم من هم

بوی خراسان تو پیچیده

حتی میان راه آهن هم

 

من کو به کو با شوق چشمانت

طی میکنم اوقات دردم را

تا که ضریحت بشکند قلبِ

این چشمهای خشک و سردم را

 

حالا رسیدم صحن گوهرشاد

حالا رسیدم تا طلوع عشق

انگار تازه اولین بار است

من غرقم آقا در شروع عشق

 

بعد از سلام و عرض دلتنگی

تا دست و پا گم‌ میکنم آقا

با بُهت خود گاهی نگاهی بر

حالات مردم میکنم آقا

 

مردی که باران شسته در صحنت

هر تار موهای سفیدش را

همراه خود آورده روی دست

عکسی زِ فرزند شهیدش را

 

در ازدحام صحن فهمیدم

از مهربانی میهمان داری

از بوی شالی میشود فهمید

زواری از مازندران داری

 

مردی عرب هستی ولی بی شک

تنها تویی که شاه ایرانی

این را شنیدم زیر لب میگفت

یک شاعر پیر لرستانی

 

آغوش تو یک آسمان خوبیست

میبینم اینجا پاپری ها را

لطفت کشانده سوی چشمانت

جمعیتی از آذری ها را

 

عشقت شکسته مرزها را هم

حتی نژاد و مذهب و دین را

میبینم اینجا خیل زوارت

از مصر و لبنان و فلسطین را

 

وقتی شما هستید یعنی که

من بی نیاز از مردمم آقا

پیدا نکن من را که خوشبختم

با عشق تو سر در گمم آقا

 

سر در گمم؛ با دل کنم من در

ایوان طلایت با شعف پرواز

دل میکُند هر لحظه از صحنت

تا صحن ایوان نجف پرواز

 

انقدر دل رحمی و پر مهری

که نا امیدی را نمیبینم

هر بار دارم از ضریح تو

گلهای بی اندازه میچینم

 

آقا! خداحافظ که باید رفت

اما دلم پیش تو میماند

هر صبح روحم را ببین وقتی

دارد زیارتنامه میخواند

 

من میروم از این حرم اما

دلتنگی حالا می‌شود آغاز

اوزان شعرم می‌شود گم با

این بیتهای سعدی شیراز :

 

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

من سری دارم و در پای تو خواهم بازید

خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب ای دل با تمام غصه ها بیگانه باش

امشب ای جانْ جرعه نوش جام سقاخانه باش

امشب ای عقل از میِ عشق رضا(ع)دیوانه باش

ای فلک‌ گِرد سرِ سلطان دین پروانه باش

 

امشب ای هستی به شکرانه،خدا را سجده کن

خالقِ سلطان علی موسی الرضا را سجده کن

 

باز پیغام سروش آمد ، چرا بنشسته ای؟

این ندا ازحق به گوش آمد چرا بنشسته ای؟

بحر رحمت در خروش آمد ،چرا بنشسته ای؟

ابر احسان ،جرمْ پوش آمد چرا بنشسته ای؟

 

طالعی ظاهر شد و گردید اقبالت بلند

خیز و یکساعت بیا رندانه بارت را ببنید

 

بر درِ باب الجواد امشب حوائج بیقرار

در طواف طوس، دلهایِ کبوتر بی شمار

عرش و فرش امشب همه خوشحال از دیدار یار

هان که می "گوید که با یک گل نمی گردد بهار؟"

 

کلِّ هستی را بهار آمد، ببین با چشم دل

جان عالم را قرارآمد ، ببین با چشم دل

 

کور را عیسی شفا داد و رضا (ع)بینا کند

مرده را هم جان دهد،هم تا ابد احیا کند

قطره ی ناچیز را با یک نظر دریا کند

هرکه خود را در حضور سبز او پیدا کند

 

پی به اسرار بلند آفرینش برده است

آب از سرچشمه فیض الهی خورده است




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


«هر بار کارم زار شد

  گفتم علی موسی الرضا» *

وقتی گره در کار شد

 گفتم علی موسی الرضا

 

آهویم و در دام تن

وقتی به گرداگرد من

غم حلقه ی پرگار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای بضعه ی مدفون به طوس

ای آسمانت  خاک بوس

نامت امان از نار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

باب حرم اذن دخول

أَ اَدخل یَاابن الرسول

تا فرصت دیدار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

بر زائرانت ای صَنَم

گفتی سه جا سر می زنم

من نیز بختم یار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای شاهد بزم ازل

ای نامت اَحلی مِن عسل

چه لذتی تکرار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

صد رنگ و بو دادی مرا

تو آبرو دادی مرا

یک بار چون اظهار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

دیوارها شد پنجره

با اشک خود بستم گره

چشمم پُر از گفتار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای عرش از تو مُنجلی

ای اسم اعظم یا علی

مکشوف این اسرار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

هر بار با یاد غریب

با روضه ی ابن شبیب

این دیده گوهر بار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

*محمد جواد غفور زاده(شفق) 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


ادخلوها بسلامٍ آمنین...در باز شد

از میان جمعیت راهی به این سر باز شد

 

در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین

هر زمان که یارضا گفتیم، معبر باز شد

 

اولِ نامش که آمد بر زبانم سوختم

در دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شد

 

از صدای گریه ی زن ها یکی واضح تر است

خوش به حالش بعد عمری بغض مادر باز شد

 

دار قالی...پنجره فولاد... مادر سال ها

بس که روی هم گره زد بخت خواهر باز شد

 

نان حضرت، آب سقاخانه، اشکی پر نمک

سفره یک شعر آیینی دیگر باز شد

 

مادر از باب الرضا رد شد، به من رو کرد و گفت

بچه که بودی زبانت پشت این در باز شد 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بی لطف چشم های تو بر باد می رویم

 این جا خراب آمده، آباد می رویم

 

شاگرد جزء بوده و از محضرت چنان

 ما کسب فیض کرده که استاد می رویم

 

ما را اسیر کن که در این صورت است که

 زنجیر پاره کرده و آزاد می رویم

 

آسان بگیر بر همه، سختش نکن که ما

 بی نسخه ی تو با مرض حاد می رویم

 

ما آهوان بیشه ی عشقیم و از قدیم

 با پای خود به خانه ی صیاد می رویم

 

درها که قفل شد همگی از پی کلید

 با هم کنار پنجره فولاد می رویم

 

درس وفا گرفته دل ما، گمان مبر

 حالا که یار حاجت ما داد می رویم

 

اکنون ببین به یاد تو هستیم پس بیا

 آن موقعی که ما همه از یاد می رویم

 

آقا مسیر بعدی ما کربلا شده

 داریم از رواق گهرشاد می رویم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با مهرِ تو در نُه فلک داراترینم

گرچه سیه رویم ولی زیباترینم

 

از کودکی دارم ارادت بر تو سلطان

شاعر شدم من با شما ..شیواترینم

 

لکنت زبانی داشتم در اوّلِ راه..

با لطفِ تو حالا ولی گویاترینم

 

کوری نصیبم بود روزی روزگاری..

با گوشه ی چشمِ شما بیناترینم

 

کوچک شدم از خاکِ پایِ زائرینت..

عزّت گرفتم که چنین‌ بالاترینم

 

دستم گرفتی و قدم را راست کردی

از بعد این یاری کنون رعناترینم

 

خیلی تشّکر می کنم از تو که آقا

از التفات و رحمتت ..آقا ترینم

 

ای ضامنِ دلهایِ خسته ..یک ضمانت

قلبم شکسته یک نظر دریاترینم

 

دلواپسی تشویش دارم از  گناهان

گر که نپوشانی مرا..رسواترینم

 

"یابن شبیب ات" را شنیدم گریه کردم

در روضه هایِ جدّتان شیداترینم

 

در قبر هم وحشت ندارم یابن زهرا..

با مهرِ تو در نُه فلک ..دارا ترینم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


چه افتخار بزرگی، رضا امام من است

میان ظلمت شب ها، مهِ تمام من است

زمان اوج گرفتاری ام میان حرم

نوای "ضامن آهو مدد" کلام من است

 

پر است دست من از برکت کرامت او

سلام می دهم و می روم زیارت او...

 

سلام حضرت نور و سلام شمسِ شموس

سلام معنی لطف و کرم، انیسِ نفوس

سلام بضعه ی احمد، عزیز قلب بتول

سلام حجت هشتم، سلام ساکن طوس

 

ابالجوادی و مشکل گشای ما هستی

رئوفی و تو عطوفیّ و باسخا هستی

 

شب ولادت تو من کبوتری شده ام

ز عطر و بوی نسیمت پیمبری شده ام

شبیه مادر ساداتی و شبیه علی

به عشق نام نکوی تو حیدری شده ام

 

تویی که آینه ی حیدری و زهرایی

الا که نور دل نجمه ای و موسایی

 

ولایت تو رضا، از شروط ایمان است

زیارت حرمت، حجّ ما فقیران است

براستی چه کسی در تمام این عالم

به جز تو معنی و مفهوم لفظ "سلطان" است؟!

 

گدایی در تو برترین اعمال است

و حال زائر تو بهترین احوال است

 

میان صحن عتیقت به کف سبو دارم

من از غبار حریم تو آبرو دارم

اگر چه حرف دلم را تو خوب می دانی؛

ولی درون حرم، اذن گفتگو دارم

 

تهی است دست من آقا چه غم! تو را دارم

تمام زندگیم را به تو بدهکارم

 

ز رأفت تو همیشه پر است دستانم

عنایت تو شده شاملم، مسلمانم

‌دروغ نیست، گزافه وَ یا مبالغه نیست؛

من از محبت تو ساکن خراسانم

 

خوشم که مشهد تو مأمن و سرای من است

عنایت تو که باشد، بهشت جای من است

 

شدم کبوتر تو تا هوائیم کردی

همیشه از حرمت، کربلائیم کردی

گره زدی دل من را به پنجره فولاد

به یک اشاره ی چشمت، رضائیم کردی

 

مرا به فاطمه از این سرا جدا نکنید

مرا که "ذاکر"تان گشته ام، رها نکنید 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در هجومِ فتنه‌ها حبل‌المتین  ما را بس‌است

بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بس‌است

 

قبل خلقت با خدا گفتیم در روزِ الست

اشهدان امیرالمومنین ما را بس‌است

 

آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد

این طرف دستِ خدا در آستین ما را بس‌است

 

آن طرف از عَمرُوَدها ، عَمروعاصان صف به صف

این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بس‌است

 

هست قرآن از محمد هست فرقان از علی

آن شریعت این طریقت آن و این ما را بس‌است

 

یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا

در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بس‌است

 

اولین و آخرین جمعند در مشهد بگو

دیدن ایوان طلا‌ی هشتمین ما را بس‌است

 

از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانه‌ایم

آنقدر مهمان شدیم  انگار صاحب خانه‌ایم

 

 آنقدر زخمِ دلِ ما پیش‌تان سر باز کرد

پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد

 

ما گرفتارِ کبوترهایِ این بام و دریم

دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد

 

باز نوشیدیم آبِ سردِ سقاخانه را

باز هم دیدم کبوتر بچه‌ای پَر باز کرد

 

در دلم اُفتاد هم قُم می‌روم هم مشهدت

مادرم تا سُفره‌ی موسی بن جعفر باز کرد

 

بسکه نوشیدیم حسرت رو به درهای بهشت

فاطمه این باغ را  یکبارِ دیگر باز کرد

 

زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن...

باز هم جبریلِ جایِ فرشْ شهپر باز کرد

 

خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم

حافظ از شیراز آمد باز دفتر باز کرد

 

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

 لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

 

آنقدر ماهی که حتی نور عاشق می‌شود

 آنقدر نوری که حتی کور عاشق می‌شود

 

حق بده هر روز خورشید آفتابی می‌شود

هر‌که می بیند تو را از دور عاشق می‌شود

 

 سنگ بودم در حرم دیدم که فیروزه شدم

 تازه فهمیدم دلم بدجور عاشق می‌شود

 

دید عیسی با تو بینا هست نابینایی‌اش

دید موسی با تو کوهِ طور عاشق می‌شود

 

عِزِّ سلطانی کجا و مردِ سلمانی کجا 

 از بزرگیِ سلیمان مور عاشق می‌شود

 

عِلمِ ربّانی تویی باید تو را یک عمر جست

زائر از گهواره‌اش تا گور عاشق می‌شود

 

در حرم دیدم کبوتر‌ها حسودی می‌کنند

به کلاغی که دلش از دور عاشق می‌شود

 

ما زمینیم  آسمان بال کبوتر را نبند

هرچه خواهی کن ولی بر روی ما در را نبند

 

ای به قربان شما و ای به  قربان حرم

بازهم شکرِ خدا ، هستیم  مهمان حرم

 

یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی

می‌رویم امشب همه سمتِ خراسان حرم

 

حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو

نام ما را ثبت کن بینِ شهیدان حرم

 

 باز می آییم و می‌بینیم معلولی ضعیف

 راه می‌افتد خودش در زیر ایوان حرم

 

باز می‌بینیم اشک مادری می‌گیرد و...

بچه‌اش را می‌گذارد رویِ دامان حرم

 

مشهدت شد باز اما کربلا را بسته‌اند

کاش آنجا خیس گردم زیرِ باران حرم

 

حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشته‌ام

هم پریشانِ محرم هم پریشانِ حرم

 

 

از نجف تا کربلا آیا زمینی می‌شویم؟

لطف فرما و بگو که اربعینی میشویم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


تو سفره دار عالمی مشگل گشایی

آقای ما سلطان علی موسی الرضایی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غیب صدای رفت و آمد آید

کعبه به طواف شهر مشهد آید

در طوس ، مدینه را زیارت کردیم

از مرقد او بوی محمد آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


مژده بده یار را با لب خندان عشق

می رسد امشب ز ره،حضرت سلطان عشق

 

عرش خدا پر ز نور،ارض و سما پر ز شور

آینه بندان شده عالم امکان عشق

 

حور و ملک صف به صف شاخه ای از گل به کف

نغمه ی کُرنا و دَف ذکر رضا جان عشق

 

خیز و به میخانه شو ،همدم پیمانه شو

جرعه بزن از میِ ساقی مستان عشق

 

با دل خود همسفر هم ره باد سحر

همچو کبوتر بپر جانب ایوان عشق

 

صحن و حریم رضا گنبد و گلدسته ها

وه که زند طعنه بر روضه ی رضوان عشق

 

خادم نقّاره زن بر دل نقّاره زن

ذکر رضا جان برآر از دل جانان عشق

 

نام خدایش علی نام علی هم علی

نام رضا هم علی جانم علی جان عشق

 

از دمِ قدسی او زنده مسیحا شود

بنده ی درگاه او گشته سلیمان عشق

 

وز پی دربانی اش فخر کند بر رُسُل

محضر او با عصا، موسی عمران عشق

 

سجده چو در سجده گه ماه کند بر رخش

غرق تحیر شود یوسف کنعان عشق

 

نیست عجب گر شود سنگ به دستش طلا

با نگهش می شود کفر مسلمان عشق

 

فخر کنم بر فلک ناز کنم بر ملَک

چون که شدم بنده ی شاه خراسان عشق

 

باز شنو سلسله با شعف و هلهله

نقل حدیث از لب سلسله جنبان عشق

 

هرکه دلش منجلی شد ز ولای علی

گُل کند آتش در آن باغ و گلستان عشق

 

حِصنِ حَصین ولا ، شرط و شروطش رضاست

شیعه بُوَد تا ابد بر سر پیمان عشق

 

آمده ام از کرم شاه پناهم بده

هم بنشان بر سر سفره ی احسان عشق

 

گوی چه خواهی جواد زین صله ی شعر شاد

اذن دهد تا شوم مرغ ثنا خوان عشق

 

خسرو خیر البشر کاش که با یک نظر

ثبت کند شعر من در دل دیوان عشق

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


نزدیکیِ این کویر، آبادی هست

از عالم غیب، دست امدادی هست

روزی که پزشک ها جوابت کردند

لبخند بزن! پنجره فولادی هست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


زحمتی را که پدر از  کار طفلان می‌کشد..

گرچه باشد سخت!با شوق فراوان میکشد

 

پای لنگان و مسیر سخت و شیطان در کمین..

زحمت کار مرا شاه خراسان میکشد..

 

سرگذشت بی وفایی های من از حد گذشت

شانه ام جای غم تو غصه نان میکشد

 

معدن حکمت! کجا آخر به تو من میرسم؟!

حسرت فیروزه را ریگ بیابان میکشد!

 

زائر پرادعا درآرزویش حبس شد

قصر باز است و گدا جارو به زندان میکشد..

 

خرج ما دور وبری ها را سوا از خود مکن

نازقرآن راهمیشه جلدقرآن میکشد

 

سائلم مرد کریمی راکه درظرف غذا...

آب ونان بنده را با خویش یکسان میکشد..

 

تاج شاهی مال مردم! خاک پایت مال من..

حسرت این پای بوسی را سلیمان میکشد..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


من که با گرد و غبارت هم برابر نیستم

از همه کمتر منم از هیچ کس سر نیستم

 

زائرانت جای خود ... حتی به کفترهای تو ...

غبطه خواهم خورد ، حالا که کبوتر نیستم

 

من اگر یک لحظه هم جز خانه ات جایی روم

مادرم شیرش حرامم باد ... نوکر نیستم

 

من برای استلام کعبه ات در نوبتم

یک نگاهی به تَهِ صف کن ، من آخر نیستم

 

قایق بی بادبانم روی موج زائران

هیچ جایی بهتر از اینجا شناور نیستم

 

از ضریح تو گلاب ناب می جوشد فقط

تا که عطرآگین شوم دنبال قَمصَر نیستم

 

میهمانت هستم آقا جان ..."بفرمایی" بگو

تا ببینی "داخلم" ... دیگر دَمِ در نیستم

 

تا که دیدم یک فلج بر روی پایش ایستاد

غبطه خوردم که چرا من مبتلاتر نیستم

 

هر کسی که دید وضعم را به حالم گریه کرد

فکر می کردم که دیگر گریه آور نیستم

 

پنجره فولادی ام کن که شفا لازم شدم

من مریضم گرچه اصلا بین بستر نیستم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


اذانی تازه کرده در سرم حسّ ترنم را

ندای ربّنا را، اشک در حال تبسم را

 

تجلی‌خانه برپا کرده با گلدسته‌های نور

تداعی می‌کند صحن و سرایش مشهد و قم را...

 

مفاتیح‌الجنان بر لب، در و دیوارها شاعر

عوض کرده‌ست این تصویر‌ها طرز تکلم را

 

دلی اندازهٔ دریا برایش با خود آوردم

که با لبخندی آرامش دهد روح تلاطم را...

 

هماره قدسیان بر سفرهٔ اکرام او مُنعِم

خدا بخشیده بر خوان کریمان این تنعّم را

 

پدر«باب الحوائج» او خودش «شاهچراغ» اما

زیارت‌نامه می‌خواند دمادم نور هشتم را

 

تصور می‌کنم در طوس هستم، چشم می‌بندم

و حس می‌گیرم از شیراز این اوج تبسم را

 

به خود می‌آیم از اشکی که در هر بیت جاری‌ست

چه باران خوشی، من دوست دارم این تداوم را...

 

 




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


بیا که حضرت خورشید در خراسان است

در آسمان قُمش ماهتاب تابان است

 

بغل گشوده اگر فارس غبطه باید خورد

به میزبانی او آفتاب مهمان است

 

عراق ، تیره اگر شد چه جای حیرت داشت

چراغ خانه ی موسی بن جعفر ایران است

 

بیا که وادی طور است فارس ای موسی !

فروغ شاهچراغ است اگر نمایان است

 

حرای خطّه ی شیراز بی پیمبر نیست

اگر که بر سر دروازه هاش قرآن است

 

مگر که کوکب درّی مگر که مشکات است؟

در آیه آیه ی نورانیش چه پنهان است؟

 

به قند دم زدن از احمد بن موسی بود

کنار چایی ما زعفران و سوهان است

 

به چشمها بنویسید ؛ از کرامت اوست

اگر که دیدن این چلچراغ آسان است

 




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


تو میوه ی دل حیدر عزیز زهرایی

برادر شه طوسی، گل تولّایی

تو شمع محفل معصومه، ماه سیمایی

 

تو افسر سر ایران و تاج بطحایی

بنام شاهچراغ احمد بن موسایی

 

به سوی عرش چو دست دعا بگردانی

سپس نگاه به اهل ولا بگردانی

ز ما گره بگشائی بلا بگردانی

دل همه به سوی کربلا بگردانی

 

که بر قلوب محبّان تو حکمفرمائی

بنام شاهچراغ احمد ابن موسایی

 

خوش آن دلی که همه عمر با تو دمساز است

به سائلان، در عالم پناه تو باز است

هر آنکه بوسه به قبرت زند سرافراز است

حریم و صحن تو بیت الحرام شیراز است

 

شها تو واسطه ی فیض امّت مایی

بنام شاهچراغ احمدبن موسایی




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پنجم ذی القعده روزتجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه و روز بزرگداشت حضرت صالح ابن موسی کاظم علیهم السلام، گرامی باد.


سُلاله ی پیمبرند امام زادگان ما

نوادگان حیدرند امام زادگان ما

 

ستارگان برج دین ز نسل پاک احمدی

عصاره ی دل علی ذُراری محمدی

مطهر است روحشان ز لطف حی ایزدی

به بحر عشق گوهرند امام زادگان ما

 

رسول گفت در غدیر ، علی ولی داور است

ندارم ار پسر مرا شرف یگانه دختر است

تمام بچه های من ز صلب پاک حیدر است

بلی شعاع کوثرند امام زادگان ما

 

دوازده امام ما که حجت الهی اند

قبور اهلبیت شان گواه دادخواهی اند

ضریح و گنبد و حرم چو نور در سیاهی اند

منوّر و مطهرند امام زادگان ما

 

بگو مریض خسته را ، غریب دلشکسته را

بیا در طبیب را بزن به حال التجا

وسیله اند این ذوات که کرده مرحمت خدا

حبیب حی داورند امامزادگان ما

 

به کوری دو چشم آن وهابیان بی وفا

دهیم جلوه بر همه قبور آل مصطفا

که این ذوات جایشان بود به روی چشم ما

به قلب خصم خنجرند امام زادگان ما

 

مهاجران ابطحی مجاهدان معنوی

مبلغان جعفری حسینیان موسوی

جدا ز خانمان شدند که ماند آرمان قوی

چو پاسدار سنگرند امام زادگان ما

 

بزرگزادگان دین برای ما مفاخرند

شریف زادگان همه به بحر جان جواهرند

چو مُنتسب به عترتند همیشه پاک و طاهرند

همه شفیع محشرند امام زادگان ما

 

خجسته باد کشوری که خُلقشان ولائی است

به اهلبیت داده دل حسینی و رضائی است

بزرگ‌ ملت عجم محب مرتضائی است

از آن همیشه سرورند امام زادگان ما

 

خوش آمدید سوی ما ای آل مصطفی همه

کنیم پیشوازتان به لب نوا و زمزمه

که تا دهد براتمان حسین عزیز فاطمه

فدائیان اکبرند امام زادگان ما

 

الهی از چه اهل حق بلاکش زمان شدند

بزرگ زادگان چرا جلای خانمان شدند

نداد خصمشان امان ولی بما امان شدند

امان و دادگسترند امام زادگان ما




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد

عبور تو لب «شیراز» را غزل خوان کرد

«کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»

بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد

چو خواهرت که ز «دریاچه ی نمک» دل برد

هوای زلف تو دریاچه را «پریشان» کرد

نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید

و برق عشق تو ما را گرفت و انسان کرد

ولی چه حیف که آن طره ی خیال انگیز

چه زود آمد و دل برد و روی پنهان کرد

چه اشک ها که ضریحت به گونه ها جاری

چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد

شرابِ خون تو جوشید و جان «حافظ» را

به جرعه ای غزل از جام غیب مهمان کرد

و گنبد تو برای دل کبوترها

چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد

سفر اگر چه چنین ناتمام ماند، ولی

صدای پای تو «شیراز» را «خراسان» کرد




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 552 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic