بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


باز گویا هوای دل ابری ست

باز درهای آسمان باز است

من ولی تحبس الدعا شده ام

دل من باز فکر پرواز است

 

دیرگاهی ست با خودم قهرم

بسته بر وصله های ناجورم

سر من گرم زندگی شده است

از امام زمان خود دورم

 

غیبت و تهمت و ریا و حسد

جز اعمال واجبم شده است

از دهانم دروغ می بارد

معصیت قوت غالبم شده است

 

به فساد و حرام زل زده ام

چشم هایی که بی حیا شده اند

جایگاه خدا و خلق خدا

در دلم وای جا به جا شده اند

 

آمدم سمت خانۀ معبود

دل خوش از اینکه صاحبی دارم

پشت در ضجه می زنم: یا رب

باز کن کار واجبی دارم

 

گریه کردم صدا زدی من را

آمدم یا مسبب الاسباب

رو سیاهم نظر نما یا نور

یا سریع الرضا مرا دریاب

 

لکه های سیاه زندگی ام

یا کریم از شما چه پنهان است

درد دارم دوا نمی خواهم

یار درد من است و درمان است

 

ساتر العیب اگر نبودی تو

خلق با من چکار می کردند؟

پرده پوشی اگر نمی کردی

همه از من فرار می کردند

 

زشت و آلوده و خطا کارم

دارم اقرار می کنم یا رب

گرچه بی آبرو شدم اما

باز اصرار می کنم یا رب

 

جرم و کم کاری ام قبول، ولی

تو که از حال من خبر داری

"دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری"

 

جان مولا بیا در این شب ها

نظری کن که سر به راه شوم

مثل روز تولد از مادر

باز هم عاری از گناه شوم

 

شب قدر است و فرصت خوبی است

باز جوشن کبیر می خوانم

یک به یک اسم های خوب تو را

با دلی سر به زیر می خوانم

 

کمکم کن هر آنچه را دارم

خرج تطهیر جان و روح کنم

دور ظلم و گناه خط بکشم

بروم توبۀ نصوح کنم

 

قسمت می دهم به آقایی

کز میِ عشق فاطمی مست است

شب احیا گرفته قرآن را

بر سر خود، اگر چه بی دست است

 

قسمت می دهم به آقایی

که فدایی شده به جان حسین

غیرتش مثل ضربت حیدر

افضل من عبادت الثقلین

 

چه بگویم عمویمان عباس

روضه هایش همیشه مکشوف است

کاش این ها دروغ بود، ولی

قصۀ آن عمود معروف است




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-مدح امیرالمومنین(ع)


بارالها جام توحیدم بده

باده از صهبای امّیدم بده

کن ز کَج فهمی رها عقل مرا

با خودت کن آشنا عقل مرا

بر زبان عشق من حکمت بده

در سلوک حق مرا همت بده

چون بلالم ده دلی یکتا پرست

یا چو میثم سینه ای مولا پرست

مثلِ سلمانم سری فرزانه ده

یا اویسم کن دلی دیوانه ده

یا مرا مقداد این دربار کن

یا مرا مصداق چون عمار کن

یا در این وادی ابوذر کن مرا

یا چو قنبر عبدِ حیدر کن مرا

**

از علی گفتم سخن ، حال آمدم

یا علی گویان سبکبال آمدم

یا علی ذکر مدام دل بُود

الوداع و السّلام دل بُود

مدّعی از وصف عارف کم بگو

لب فروکش از معارف کم بگو

تشنه ای بر معرفت یاهو بزن

بر در ارباب عرفان رو  بزن

جان معارف را جلی فهمید و بس

دل خدا را با علی فهمید و بس

یک نم از دریای عرفانش شنو

در شواهد آمده در جلد دو

سائلی یک شب به او مهمان شدی

میهمان خانه ی رحمان شدی

گفت با زهرا ، علی با صد ادب :

هست در خانه غذا این وقت شب ؟

فاطمه گفتا : زِ قوت کودکان

هست مقدار کمی اندر میان

قلب عالم را علی بی تاب کرد

کودکانش را گرسنه خواب کرد

سفره ای انداختی شاه نجف

یکطرف مهمان و آن دو یک طرف

شب چراغ خانه را خاموش کرد

میهمان با طیبِ خاطر نوش کرد

تا که سائل سیر گردد از طعام

آندو گرداندی زبان در بین کام

سینه ای از معرفت پُر داشتند

بر غذا خوردن تظاهر داشتند

صبح شد تا روبرو با عقل کُل

دید می گرید همی ختم رُسُل

گفت ای سرمایه ی عشق خدا

یا علی ای آیه ی عشق خدا

دیشب ای شمس درخشان عرب

تو چه کردی که خدا شد در عجب ؟

آیه ای آمد به شان کارِ تو

حق تعجّب کرد از دیدار تو

آفرین بر تو به اینسان همتی

می رسد امّا تو را هم حیرتی

با تعجب می کنی روزی نظر

بانوی ایثار را در پشت در

تو غذا ایثار کردی شهسوار

فاطمه ، جان می کند بهرت نثار




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شب قدر

 

امشب شب قدر است و من

روی سیاه آورده ام

تا که خریداری کنی

بار گناه آورده ام

من رو سیاهم ای خدا

غرق گناهم ای خدا

( یا ربنا یا ربنا اغفر لنا تقصیرنا )

×××

گفتی که امشب بهتر از

یک عمر طولانی بُود

گفتی که توبه می خری

وقت پشیمانی بُود

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

ردم مکن دستم بگیر

( فَارحم الهی یا کریم )

×××

سنگینی بار گناه

پشت مرا بشکسته است

از بس که دارم حق ناس

درها به رویم بسته است

الطاف خود ابراز کن

در را به رویم باز کن

از تو خجالت می کشم

بس نان شبهه خورده ام

من آبروی خویش را

با هر گناهی برده ام

ای آن که ستاری خدا

کن آبرو داری خدا

×××

من با شهیدان بوده ام

حالا چنین آلوده ام

از آخرت غافل شدم

با معصیت آسوده ام

حق شهید بی مزار

منت بر این غافل گذار

×××

فتنه فراوان گشته و

من راه خود گم کرده ام

باید که بیدارم کنی

حالا که رو آورده ام

ای که کس هر بی کسی

آخر به دادم می رسی

امشب که تقدیر همه

عالم به دست مهدی است

دانم که آزرده دل از

بد کاری و بد عهدی است

او را ز من راضی نما

تا که کند بهرم دعا

( مولا ابا صالح بیا )

×××

تا دلبرم راضی شود

ناد علی ذکر من است

در موج غم های دلم

یاد علی فکر من است

من از علی دم می زنم

آتش به عالم می زنم

( جانم علی ـ جانم علی )

×××

ای رحمت بی انتها

ای لیله قدرم علی

ای دستگیر بینوا

ماه شب بدرم علی

ای بهترین مولای من

آقای من آقای من

 

 




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دلبر دلش گرفته، دلدار گریه كرده

عاشق همیشه وقت، دیدار گریه كرده

 

به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود

از توبه گنهكار ، غفار گریه كرده

 

درد مریض را جز، درد آشنا نفهمید

گاهى طبیب هم با، بیمار گریه كرده

 

شرمنده از گناهان، دانى مثال ما چیست؟

خانه خراب زیرِ، آوار گریه كرده

 

شب زنده دارها را، طورى دگر خریدند

طوبى برآنكه تا صبح، بیدار گریه كرده

 

یك شهر را دعاى، یك مست زنده كرده

مستى كه در مناجات، هشیار گریه كرده

 

در كسوت گدایى، حرفى بلد نبودیم

سائل همیشه جاىِ، اصرار گریه كرده

 

با گریه طفل هرچه، كه خواسته گرفته

حاجت گرفته كودك ، هربار گریه كرده

 

مارا فقط دعاى، زهرا نجات داده

مادر براى طفلش، بسیار گریه كرده

 

بر حال مادر ما، در بین آتش و خون

دیوار دم گرفته ، مسمار گریه كرده

 

كفاره ی گناهِ، مارا حسین داده

ارباب بین گودال، خونبار گریه كرده

 

یك یاحسین گفته، وا كرده روزه اش را

آن تشنه كه زمانِ، افطار گریه كرده

 

آب فرات آخر، تا خیمه ها نیامد

با مشك از خجالت، صدبار گریه كرده

 

كف مى زدند لشكر ، قلب رباب مى سوخت

او بینِ خنده هاى، اغیار گریه كرده

 

زیر عبا چه چیزى، پنهان نموده ارباب

سرخ است چشمهایش، انگار گریه كرده

 

گهواره بعد اصغر ، در دست ابن سعد است

گهواره در حراجِ، بازار گریه كرده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روضه در ماه مبارک رمضان


هر طپش میل تشنگی دارد

هر که در راه سید الشهداست

ماهِ «مهمانی» و "عطش" یعنی

رمضان ماه سید الشهداست

 

مثل ماه محرمش سی شب

می رود قلب ما ته گودال

خود بی بی رقیه در روضه

سفره را پهن می کند هر سال

 

اینکه مهمانی خداست، قبول

ما برای حسین آمده ایم

اینکه ماه عبادت است، درست

به دعای حسین آمده ایم

 

تشنه ماندن تقرب محض است

پیش لبهای خشک طفل رباب

یا اباالفضل هر کجا گفتند

بعد افطار هم نخوردیم آب

 

چند ساعت که تشنه می مانی

دیده ات تار می شود کم کم

تشنه باشی و گرم هم باشد

ضعف بسیار می شود کم کم

 

تشنگی در جگر نفوذ کند

بی رمق می شود تمام تنت

زخم شمشیر و نیزه هم بخوری

دیگر از دست می رود بدنت

 

آب دیدی دلت شکست بگو:

السلام علیک یا عطشان

تا که دیدی لباس پاره بگو:

السلام علیک یا عریان




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


حال مناجاتی ندارم بسکه بد کردم

راه خودم را باخدای خویش سد کردم

 

یکسال دنبال خطاهای خودم بودم

یک ماه تنها ، زندگی ام را رصد کردم!

 

خیلی برایم موقعیت ها فراهم شد

چون دیدم از تو دور خواهم گشت، رد کردم

 

حالا شبیه محتضر در محضرت هستم

وقتی که سقفِ بر سرخود را لحد کردم

 

امروز با شرمندگی رو بَر تو آوردم

اینبار باور کن که نفسم را لگد کردم

 

هرچند ناچیزند اما درحضور تو

این قطره قطره اشکهایم را سند کردم

 

تو آبردیم را نبردی پیش این مردم

هرروز اینها را به نفسم گوشزد کردم

 

ای مهربان تر از همه بامن، حلالم کن

من خوب باتو تانکردم، باتو بد کردم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


زار و دامن آلوده، آمدم به مهمانی

حاصل همه عمرم، گشته این پشیمانی

گرچه من گنهکارم، گشته ای خریدارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم

توبه نامه ای باطل، مانده بر روی دستم

معصیت شده کارم، از تو هم طلبکارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

مورد پسند تو ، زندگی نکردم من

یک سحر به عشق تو ، بندگی نکردم من

مانده بر زمین بارم، دلخوشم تو را دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با کمال بی شرمی، قلب یارم آزوردم

نزد حضرت صاحب، آبروی خود بردم

سرچگونه بردارم، کرده معصیت خوارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با محبّت زهرا، تا نجف کشیدم پر

ذکر هرشب قدرم، یا علی مدد حیدر

بر علی گرفتارم، حبّ مرتضی دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

زیر لب علی امشب، نام فاطمه دارد

یاد مهربان یارش، آه و زمزمه دارد

شد زمان دیدارم، من قتیل مسمارم

فاطمه کجایی تو ، مردم از جدایی تو

 

با حسین حسین امشب، حاجتم روا باشد

چون که افضل الاعمال، طوف کربلا باشد

شد حسین خریدارم، میل کربلا دارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم

 

با نگاه اربابم، همچنان زهیرم کن

با تنی به خون غلتان، عاقبت به خیرم کن

شد حسین مدد کارم، شاه با وفا دارم

ای حسین مظلومم ، ای حسین مظلومم

 

روی نی نسیم آمد، گیسویش تکانی خورد

بس که دلبری می کرد، صبر خواهرش را برد

گفت حسین گرفتارم، در میان اغیارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم




✔️ موضوع : شب قدر، مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


خود را به خواب می زنی ای بنده تا به كی

هی توبه پشتِ توبه، سرافكنده تا به كی

دنیا وفا نكرده، وفا هم نمی كند

با زرق و برقش از غم دل، كم نمی كند

از حوضِ نور، كی به رخت آب می زنی

كی دست رد به سینه ی این خواب می زنی

ای بنده جزء برای خدا بنده گی نكن

کج می روی،لجاجت و یک دنده گی نکن!

بنده در اوجِ فاجعه زانو نمی زند

غیر از خدایِ خود به كسی رو نمی زند

عقلت مگر به شاید و باید نمی رسد

بارِ كجت به منزل و مقصد نمی رسد

تیشه نزن به ریشه ی خود بنده ی خدا

بیراهه می روی، نشو شرمنده ی خدا

جای غمِ بهشت، غمِ پول می خوری

بیچاره ای كه مثل پدر گول می خوری

بیهوده هی برای دلت كیسه دوختی

باغ بهشت را به جوِ ری فروختی

ای ورشکسته، بیش تر از این ضرر نده

لحظه به لحظه عمر خودت را هدر نده

شب های قدر فرصت خوبیست؛ گریه كن

آیا زمان توبه ی تو نیست گریه کن

شب های قدر فرصت خوبیست؛ توبه كن

غیر از تو و خدا كه كسی نیست توبه کن

شب های قدر ناله بزن بی معطلی

دستم به دامنت، مددی مرتضی علی

شب های قدر اشك تو را كوثری كند

زهرا برای شیعه ی خود مادری كند

جا مانده ای ز قافله، هیهات، گریه کن

امشب برای عمه ی سادات گریه كن

شاید خدا به حالِ خرابت نظاره كرد

پرونده ی سیاه تو را پاره پاره كرد

مانند سوزِ صبحِ مه آلود می رسد

وقتی نمانده است، اجل زود می رسد

باید بری ! به فكرِ حساب و كتاب باش

فكر فشارِ قبر و سؤال و جواب باش

شب های قبر، تیره تر از كرده های توست

مهتاب روشنش سفر كربلای توست

بی نور عشق، قبر تو دلگیر می شود

امشب بگیر تذكره را، دیر می شود

ای تشنه لب، ز دست سبو آب را بگیر

امشب به گریه دامن ارباب را بگیر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


چه شب است یا رب امشب كه شكسته قلب یاران

چه شبى كه فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران

چه شبى كه تا سحرگاه، ز فرشتگان «الله»

بركات آسمانى، برسد به جان نثاران

شب انس و آشنایى است، شب عاشقان مهدى است

شب وصل هر جدایى است، شب اشك رازداران

شب تشنگان دیدار، شب دیدگان بیدار

شب سینه هاى سوزان، شب سوز سوگواران

شب قلب هاى لرزان، شب چشم هاى گریان

شب بندگان خالص، شب راز رستگاران

شب توبه و انابت، شب صدق و معنویت

شب گریه و مناجات، شب شور و شوق یاران

شب نغمه هاى یاربّ، شب ذكر «توبه» بر لب

شب گوش دل سپردن، به سرود جویباران

چه بسا كه تا سحرگاه، سفر شبانه رفتیم

كه مگر نسیم لطفى، بوَزَد در این بهاران

چه خوش است یا رب امشب، كه خطاى ما ببخشى

ز كرم كنى نگاهى به جمیع شرمساران

تو خدایى و خطاپوش، تو بزرگ و اهل احسان

گنه از غلام مسكین، كرم از بزرگواران

تو انیس خلوت دل، تو پناه قلب خسته

تو طبیب چاره سازى، تو كریم روزگاران

دل دردمند ما را، تو شفایى و تو درمان

به تو مبتلا و محتاج، نه منم، كه صد هزاران

به خدائیت خدایا، به مقام اولیایت

به فرشتگان، رسولان، به خشوع خاكساران

شب دلشكستگان را به سحر رسان، خدایا

ز فروغ خود بتابان، به دل امیدواران




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


من با تو بال و پر گرفتم یا الهی

کِی دامن دیگر گرفتم یا الهی

ده مرتبه نام تو را با اشک بردم

قرآن به روی سر گرفتم یا الهی

آغوش تو باز است از بس مهربانی

امشب تو را در بر گرفتم یا الهی

کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی

دامانِ چشم تر گرفتم یا الهی

شرمنده ام از بس ز عصیان توبه کردم

اما گناه از سر گرفتم یا الهی

با ذکر یا حیدر ، سحر این حال خوش را

از روضه و منبر گرفتم یا الهی

امشب قبولم کن که من این اشکها را

از روضۀ حیدر گرفتم یا الهی

هر چه نباشد خاک پای اهل بیتم

سرمایه از این در گرفتم یا الهی

یک کربلا می خواستم آن هم که امسال

از مادرش آخر گرفتم یا الهی




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


منو مشغول خودت کن بزار درگیر تو باشم

واسه منهم سفره بنداز که نمک گیر تو باشم

تا زیر چشمات بمونم زیر تدبیر تو باشم

دیونم کن دیونم کن که به زنجیر تو باشم

ای خدایا شب قدره من پیشت قدری ندارم

اومدم تا سر به روی دامن عفوت بزارم

منو درگیر خودت کن که فقط مال تو باشم

منو راهی سفر کن که به دنبال تو باشم

من بی چیز و بخر تا جزو اموال تو باشم

حال خوبی نصیبم کن پی احوال تو باشم

من می خوام مال تو باشم سندم رو بزن امضا

حلقه ای توی گوشم کن من بشم نوکر زهرا

تو قفس در به درم من زخمیه بال و پر من

گناهام رو می بینی که چی آورده به سر من

چونکه یک عالمه غفلت پر شده دور و بر من

توی تاریکی و ظلمت کوخدایا سحر من

سحر من یه نگاهت یه نگاه آسمونی

تا منم سفره نشین شم کنارت تو میهمونی

روسیاهم مثل شب ها مثل شب های جدایی

مثل تاریکی شب ها که نداره روشنایی

آسمون تا منو دید گفت: چقده دور از خدایی

بعیده که روسفید شی بعیده به چشم بیایی

تنها یک راه جلو پاته اونم از لطف خداته

اون راهم راه حسینه سفر کرببلاته

سفر کرببلایی دو تا بال گریه می خواد

پا توی روضه گذاشتن شور و حال گریه می خواد

پا توی مقتل نزاری که مجال گریه می خواد

سر روی نیزه یار قیل و قال گریه می خواد

مشک خالی ابالفضل چشم به راه گریه هاته

دو تا دستای ابالفضل نگاه کن که جلو پاته

شاید آقا واسطه شه شاید آقا بپذیره

به دو تادست ابالفضل دستتو امشب بگیره

آخه دستای این آقا تو کرامت بی نظیره

حرم چشماش قشنگه صحن چشماش دلپذیره

خوش به حال من بی کس که یک کس مثل تو دارم

جای مشک تو می خوام من همیشه گریه بیارم




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


موعد دیدار تو راحت نمی آید به دست

طینت پاکیزه با غفلت نمی آید به دست

شد شب قدر و همه درهای رحمت باز شد

درک امشب بی گمان راحت نمی آید به دست

چه کنم شب های احیا هم اگر غفلت کنم

وای بر من دیگر این فرصت نمی آید به دست

نوبتی باشد اگر هم نوبت زاری ماست

رستگاری خارج از نوبت نمی آید به دست

هرچه به من میدهند از باب خلوت میدهند

چیز قابل داری از جلوت نمی آید به دست

بی گمان نابرده رنج از گنج ها بی بهره ام

روضه ی رضوان که بی زحمت نمی آید به دست

هرکه باتقوا شَوَد نزدت گرامی میشود

تا نباشم بنده ات نیت نمی آید به دست

شکر نعمت نعمت ام افزون کند با این حساب

تا نباشد سجده ای نعمت نمی آید به دست

هرچه فرصت داشتم با دست خود سوزانده ام

مهلتی دیگر از این بابت نمی آید به دست

گریه غسل توبه ی هر دیده ی آلوده ای ست

تر نشد چشمی اگر عفت نمی آید به دست

شیعیان مرتضی مثل خودش با غیرت اند

بی ولای مرتضی غیرت نمی آید به دست

از ازل روزی رسانم حیدر است و رزق من

بی نگاه ویژه ی حضرت نمی آید به دست

حال خوش ، توفیق اشک بر شهید کربلا

جز شب جمعه شب رحمت نمی آید به دست

تشنه های سیم و زر آخر نفهمیدند که

با جسارت کوهی از ثروت نمی آید به دست

چه به روزت پنچه ی شمر لعین اورده است؟؟

یوسف خوش چهره گیسویت نمی آید به دست 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شب قدر-شب جمعه


شب جمعه دل ما گفت علی گفت حسین

رو به درگاه خدا گفت علی گفت حسین

از همه رانده شده چشم بر این در دارد

بنده ای غرق خطا گفت علی گفت حسین

این شب جمعه؛ شب قدر؛ شب توبه ی ماست

دل ما بین دعا گفت علی گفت حسین

پر زد از صحن نجف محضر شش گوشه ی شاه

هر دل غمزده تا گفت علی گفت حسین

روزه ام نذر پدر روضه ی من خرج پسر

غم جدا غصه جدا گفت علی گفت حسین

دل قرآن به سرم با دم سلطان نجف

کنج ایوانِ طلا گفت علی گفت حسین

اربعین پای برهنه زائر از خاک نجف

تا خود کرببلا گفت علی گفت حسین

مهدی فاطمه از توبه ی او راضی شد

هر که در نزد رضا گفت علی گفت حسین

من و سرمایه ی عمرم که دل دربه دری ست

تو و لبخند رضایت "چه مبارک سحری ست"




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

 

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

 

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری زخاک تربت مادر بگیرم

 

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

 

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا و امام زمان(عج)-شب قدر-روضه شب نوزدهم


ای خدا، ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

ای کریم ذوالعطا و فضل وجود

ای به سمتت کلَّ شیٍ فی السجود

ای مناجات شب شبگردها

همنشین مهربان دردها

ای نوای بی نوایان، ای اله

روسیاهم، روسیاهم، روسیاه

روسیاهم ای کریم دستگیر

دست خالی آمدم، دستم بگیر

دست خالی آمدم ای جان پناه

کوله باری دارم از جرم و گناه

هیچ می دانی چرا دورم ز تو

سالهای سال مهجورم ز تو

نفس با ابلیس تا همدست شد

بنده ی تو از گناهان مست شد

هی گنه پشت گنه پشت گنه

پیش تو واشد دگر مشت گنه

یارب امشب جرم و عصیانم ببخش

من پشیمانم، پشیمانم ببخش

تا که با جرم و گنه آمیختم

آبرویی از امامم ریختم

از من آلوده دامن هر گناه

خنجری شد بر دلش بنشست، آه!

یوسف زهرا ببین چاه مرا

بشنو از چاه گنه، آه مرا

گوشه چشمی کن به من، آقای من

سیّدی، یابن الحسن، مولای من

با دعای آتشینت کار کن

بهر این آلوده استغفار کن

ای پناه انس و جان، صاحب زمان

الامان و الامان، صاحب زمان

ماه، ماه روزی داری و دعاست

شب شب قدر و دل من در کجاست؟!

شب شب قدر و ز اشکم منجلیست

من دلم در کوفه همراه علیست

کوفه امشب با دلم بد تا نکن

خون به قلب دختر زهرا نکن

آی کوفه! دختر خیرالنسا

امشبی شد میزبان مرتضی

بود از افطار تا وقت سحر

میهمان دختر زهرا پدر

آفتابی میهمان ماه شد

ام کلثم سفره دار شاه شد

آن امام مهربان ساده زیست

سفره ی افطار را دید و گریست

در دلش انگار یاد یار کرد

باز با نان و نمک افطار کرد

در دلش آشوب بود و زمزمه

بارها گفت: "ادرکینی فاطمه"

شد دل دختر دوباره غرق خون

تا شنید " انّا الیه راجعون"

شد سحر، حیدر کمر را بست باز

تا رود مسجد به محراب نماز

می شنید از درب ها، دیوارها

از لب مرغان، لب مسمارها

امشب ای شیر خدا، مسجد نرو!

مرتضی ای مرتضی! مسجد نرو!

حیدر اما راهی کوچه شد و

با دلی شیدا به مسجد آمد و

خویش را آماده بهر یار کرد

قاتلش را هم خودش بیدار کرد

سمت کعبه، کعبه ی اهل نیاز

گفت اذان و شد مهیاّی نماز

تا که او را دشمنش در سجده دید

ناگهان شمشیر جهلش را کشید

ابن ملجم آن لعین بی حیا

ضربتی زد بر سر شیر خدا

باز قلب آفرینش آب شد

مقتل شیر خدا محراب شد

ناله ی محراب را مسجد شنفت

مرتضی فُزتُ وربّ الکعبه گفت

" قد قتل" از عرش می آمد بگوش

نالۀ جبرییل آمد در خروش:

"اهل عالم! رشته شد ارکان دین

کشته شد دیگر امیرالمومنین"

مجتبی این را شنید و دلپریش

باز هم در کوچه ها افتاد پیش

کوچه ها را پابرهنه می دوید

تا به محراب علی؛ آقا رسید،

صبحدم در پیش چشمش تار شد

گفت داغ مادرم تکرار شد

ناگهان در آن دم پر شور و شین

درب مسجد وا شد و آمد حسین

وای از وقتی که شاه کربلا

دید غرق خون سر شیر خدا

آه از چشمان بر در دوخته

دختری در داغ  مادر سوخته

دید وقتی دختر شیر خدا

مرتضی را غرق خون با مجتبا

از سویدای جگر آهی کشید

گفت یارب باز فصل غم رسید

داغ روی داغ، یارب صبر ده

بر دل بریان زینب صبر ده

دلخوشی هایم همه رفته ز دست

از برایم دو برادر مانده است

آه اگر یک روز از غم تا شوم

بی حسین و بی حسن، تنها شوم

آه اگر روزی به صحرایی عجیب

بی برادر گردم و گردم غریب

آه اگر در قتلگه با شور و شین

بین قاتل ها شود تنها حسین

آه اگر بر حنجرش خنجر رود

از تنش بر روی نیزه سر رود  ...




✔️ موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر

 

در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

بیت هایم همه قرآنْ روی سر آوردند

چارده مرتبه... آن گاه دلم مَحرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرهٔ رویایی

چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آن قدر دور حرم سینه زدم تا دیدم

کعبه شش گوشه شد آن گاه دلم مَحرم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد به محمد که میسّر هم شد

من مسلمان شده ی  مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توأم شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروانِ دل من بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی  ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود هم دم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد...




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


ای كاش كه نوری به نهادم برسد

زاد سفری بهر معادم برسد

با این همه كوله بار عصیان شب قدر

من آمده ام خدا بدادم برسد




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


الهی سائلی پشت در آمد

فقیر آمد  فقیرِ حیدر آمد

باذن الله  تا در می زنم من

دم از آقام حیدر می زنم من

علی مشکل گشای هر غم ما

علی در اصل اسم اعظم ما

علی آئینۀ ذات و صفات است

بَدَل گردان لوح سیئات است

علی با سائلانت همنشین است

علی با بی کَسان یار و معین است

صدایت می زنم یا حیِّ سرمد

بنام حیدر و نام محمد

شب تقدیر چون با نور آیم

تو گویی سوی کوه طور آیم

شب قدر تو چون بی نور باشم

من از آل پیمبر دور باشم

اگر با روسیاهی تمامم

رسد پرونده ام دست امامم

چه حالی می شود آقای خوبم

اَلا ای ربِ غفار الذّنوبم

اگر امشب مقدر شد بمیرم

چه خاکی بر سرم باید بریزم

به خاک کربلا سوگند یا رب

به احوال صبور قلب زینب

به حق مجتبی نور دو عینش

به گودال پر از خون حسینش

به اشک چشم بارانیِ عباس

به قلب پاک و نورانی عباس

به محراب علی و سجده گاهش

که در وقت سحر شد قتلگاهش

بحق کوثر قرآن الهی

به این پروندۀ ما کن نگاهی

مبادا آبروی ما بریزد

که اشک مهدی زهرا بریزد

به یک العفو درد ما دوا کن

بیا و خاک ما را کربلا کن

که شاید پاک قرآن سر بگیرم

پس از آن یار را در بر بگیرم

الهی دوست راضی گردد از ما

به لطفت بعد از این یاریم او را

ندای یا لثاراتش چو آید

نگاه تازه ای بر ما نماید

اگر مهدی قیامش راه افتد

بسیج انتقامش راه افتد

قیام کوچه را امداد سازیم

در و دیوار را آباد سازیم

اگر آلوده دامن پاک گردد

به زیر پای اکبر خاک گردد




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


من اومدم بگم خدای حیدر

گرچه بدم جونم فدای حیدر

من اومدم بگم تو این دل شب

در می زنه بازم گدای حیدر

من اومدم قرآن به سر بگیرم

با زینبش برا شفای حیدر

من اومدم امشب دیگه بمیرم

برای درد و غصه های حیدر

من اومدم بگم آقام بیادش

به پای ذکر روضه های حیدر

من اومدم یه ذره نور بگیرم

از نوکرای با صفای حیدر

من اومدم بگم منو بشوری

با اشک چشم بچه های حیدر

من اومدم بگم منو ببخشی

به حق ناله ی شبای حیدر

من اومدم بگم شبیه زینب

سیاه پوشیدم تو عزای حیدر

من اومدم بگم اگر چه پستم

ولی دلم داره ولای حیدر

من اومدم بگم که خیلی مردی

مارو خریدی به وفای حیدر

من اومدم بگم اگه سیاهم

نذار بدی هامو به پای حیدر

من اومدم بگم که زندگیمو

جونمو بچه هام فدای حیدر

من اومدم بگم به جون زهرا

مارو ببر صحن و سرای حیدر

من اومدم دیگه ازت بگیرم

برات ایون طلای حیدر

من اومدم بگم اگه خدائیش

علی نبود کی بود به جای حیدر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/20 | 01:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت

 

میثم مومنی نژاد

تابیدن انوار جلی دیدن داشت

روئیدن حسن ازلی دیدن داشت

آن لحظه که فاطمه به طفلش خندید

لبخند محمد و علی  دیدن داشت

***

 جواد هاشمی تربت

در روزه اگر مرد و زن افطار کنند

با آب، رطب یا لبن افطار کنند

امشب علی و فاطمه و پیغمبر

با بوسه ز روی حسن افطار کنند

***

سید مهدی حجازی

ای مظهر صبر و حلم و ایمان و صفات

در روز جزا شفیع  اندر عرصات

از صبح ازل تا به ابد بی کم وکاست

بر تربت بی شمع وچراغت صلوات

 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


اگر ربنا ربنا کرده ام..

سحرها خدا را صدا کرده ام..

خودم را بر این سفره جا کرده ام..

دراین پانزده شب دعا کرده ام..

 

خدایا به چشمان مست حسن...

بده دست من‌ را بدست حسن

 

من امشب برآنم که مثل قدیم

دلم را ببندم به راه نسیم

دراین ماه با یاعلی، یا عظیم

بیوفتم بدست و به پای کریم

 

کریم کریمان عالم حسن!

دمت گرم! دردت به جانم حسن!

 

تو سبحان ربّی الاعلای من

تو والتین و یاسین‌ و طاهای من

تو دیروز‌ و امروز و فردای من

تو یاربّ و یاربّ شبهای من

 

به کوری آن دو زن فتنه گر

بگو یا حسن یا حسن تا سحر

 

درآن شب که عالم قمردار شد

درخت نبوت ثمردار شد

علی نذر کرد و پسردار شد

زمین پیش پایش خبردار شد

 

چه بهتر ازینکه به هر انجمن..

به زهرا بگویند ام الحسن!

 

حسن‌ اسم اعظم حسن کل دین

حسن حق مطلق حسن بی قرین

حسن کیست ایاکِ هر نستعین

حسن کیست گردن زن ناکثین

 

به حلم حسن دشمن اقرار کرد

معاویه را صلح او خوار کرد

 

منی که شدم مبتلای حسین

زمین خورده ام پیش پای حسین

شدم وقف دولت سرای حسین

چه بهتر که محض رضای حسین...

 

بپا خیزم و باز طوفان‌ کنم

دوباره‌ حسن‌ جان حسن جان کنم

 

حسین است مست وقار حسن

حسین است هرجا کنار حسن

حسین است است دنبال کار‌ حسن

حسین است در اختیار حسن

 

حسینی ‌که سرها کف پای  اوست

امیری حسن روی لبهای اوست!

 

برو طوس صحن رضا را ببین

نجف باش و ایوان طلا را ببین

شلوغی کرببلا را ببین

خودت غربت مجتبی را ببین...

 

دم‌ گنبد شاه عبدلعظیم...

بگو یا حسن ای غریب کریم

 

بزودی همه چشمه ها جاری است...

بقیع حسن پر ز معماری است

و هر‌نوکری گرم یک کاری است

تمام ضریحش طلاکاری است

 

براین غصه با عشق حاکم شویم

همه وارد صحن قاسم شویم..

 

به این فکر کردی چرا شد سپید؟!..

مویی که بر آن شانه زهرا کشید

غمی که حسن دید را کس ندید

حسن درهمان کوچه هاشد شهید

 

اگر صبر او حرف هر منبریست!

بدانید مردم! حسن مادریست..




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تو کریمی و کرامت همه زیبنده ی توست

و ردای کرم و جود برازنده ی توست

 

نیمه ی ماه خدا ماه رُخت جلوه نمود

ماه در نزد مه روی تو شرمنده ی توست

 

نور تو مظهر انوار الهی و جهان

روشن از آن رُخ نورانی و تابنده ی توست

 

بیت زهرا و علی گشته گلستان  ولا

نوگلی خانه پُر از عطر فزاینده ی توست

 

نغمه ی یا حسن از عرش برین می آید

حضرت روح الامین نغمه سراینده ی توست

 

سرمه ی چشم ملک خاک کف پات حسن

روشنی بخش فلک گوهر رخشنده ی توست

 

خنده ات دل ببرد،جان بدهد شاه کرم

فاطمه محو تماشای تو و خنده ی توست

 

تو خودت کوثری و ساقی کوثر پدرت

جام مستان ولایت، پُر و آکنده ی توست

 

ز دمَت مُرده، نه، جان تازه کند صد چو مسیح

تو که هستی که مسیحا ز دمَت زنده ی توست

 

جدّت احمد،پدرت حیدر و مامت زهراست

بی سبب نیست که سلطان و گدا بنده ی توست

 

تو خدای کرم استی،به خدا دشمن تو

ز کرامات تو پیداست که شرمنده ی توست

 

فضل و جود وکرم و بخشش و احسان و عطا

نَمی از بحر کریمانه و بخشنده ی توست

 

و گدائیِ سر کوی حسن ما را بس

فخرِ ما سائلی دولت پاینده ی توست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کنج دنجی در هیاهوی جهان داریم ما

تا میان سینه از مهرت نشان داریم ما

 

خانه ی ویران دل با مهر تو قیمت گرفت

در خراب آبادمان، گنج نهان داریم ما

 

ما نمک پرورده ی خوان کریم عالمیم

شامل لطفیم اگر در سفره نان داریم ما

 

خاک سرد مرده ایم و تشنه ی یک جرعه نور

دست بر دامان لطف آسمان داریم ما

 

ما کبوترهای قبر خاکی صحن تواییم

کنج ایوان خیالی آشیان داریم ما

 

تا گذر کرد از مزارت باد صحرا، گریه کرد

چون نسیم از داغ تو اشک روان داریم ما

 

از غم تشییع سرخت، ذره ذره سوختیم

تا ابد درسینه مان، داغ گران داریم ما

 

 

واژه حیران مانده بین مدح و اشک مرثیه

در بهار شوق، اندوه خزان داریم ما




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


 نرفته است کسی نامراد از در او

فدای او که کریم است نام دیگر او

 

هر آنکه خواست ببیند جمال عقل به چشم

بگیرد آینه ای صاف در برابر او

 

به خانه ای که حسن داشت، هر زمان رد شد ،

سلام داد به صوتی رسا پیمبر او

 

چه خانه ای؟ که بهشت است هر کجا حسن است

علی الخصوص که باشد حسین در بر او

 

به خانه ای که حسن دارد و حسین، بگو

کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او

 

برای مدح امام کریم ما کافیست

که حیدرست پدر، فاطمه ست مادر او

 

اگر به جنگ درآید کجاست خصمی که

به در برد سر و دست از جلای خنجر او؟

 

اگر به صلح رود باز حق به جانب اوست

که فتح و عزت و عشق است نام لشگر او

 

در این طرف حسن ابن علیست در میدان

در آن طرف زر و تزویر در برابر او

 

خوشا به من حسن ابن علی امام من است

سلام ما به محمد به سبط اکبر او

 

قرار جمله ی عشاق سال آینده

شب تولد او  مرقد مطهر او... . .

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


باز هم بنده ی تو گریه کنان می آید

بر من این دوریِ آقام گران می آید

همه جا جار زدم صاحبمان می آید

ای أجل صبر کن امّید جهان می آید

آخرش یار سفر کرده می آید از راه

آید از راه شبی منتقم ثارالله

یارب العفو که این بنده ی فرّار آمد

از گنه خسته شد و بر در تو زار آمد

شب قدر است ببین عبد گنهکار آمد

عاشق و در به در حیدر کرار آمد

ای خدا با همه ی جرم و خطا آمده ام

به امید کرم و لطف و عطا آمده ام

معصیت آخرِ سر نان مرا آجر کرد

باید امشب به برت توبه ای همچون حُر کرد

نام حیدر صدف سینه ی ما را دُر کرد

رحمت واسعه اش ظرف مرا هم پر کرد

امشبی را خودِ الله عزادار علیست

هرکه را می نگرم بنده ی دربار علیست

سر او تا دمِ ابرو چه به هم ریخته است

چشمهایش شده کم سو چه به هم ریخته است

دلش از خاطره ی کوچه به هم ریخته است

یاد خونابه ی پهلو چه به هم ریخته است

فکر و ذکرش دم آخر شده زهرای بتول

شکوه ها می برد از امت خود پیش رسول

درد و دل با پسرش کرد دم آخر خود

کربلا جان تو و زینب غم پرور خود

قتلگه دور کن او را تو ز دور و بر خود

و بگو خوب ببندد گره معجر خود

کوفیان در دلشان کینه ی من را دارند

بعد تو شمر و سنان رو به حرم می آرند




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


و امّا و امّا و امّا علی

غریب است و مظلوم و تنها علی

 

سحر شد - منادی - شنیدم که گفت

دریغا دریغا دریغا علی

 

به یک ضربه ارکان دین شد خراب

جدا شد به یک لحظه از ما علی

 

شب قدر ، آیا چه باید سرود؟

به جز یاعلی یاعلی یاعلی؟

 

کجا می توان رفت ؟ غیر از نجف؟

مگر می توان بود جز با علی

 

مناجات ، دیدی به جز ذکر او؟

غزل خوانده ای شاعر ! الّا علی؟

 

علی گفتم و خواندم از فاطمه

که مولاست زهرا و زهرا علی

 

گرفته است قرآن به سر مصطفی

حسن گفته در حال احیا علی

 

الهی الهی الهی حسین

خدایا خدایا خدایا علی  




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت داده

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!

شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


پانزده شب سر سجاده تورا خواسته ام..

در مناجات؛ خدا را ز خدا خواسته ام...

لیلة القدر مرا زودتر آماده کنید..

قدر را در شب میلاد شما خواسته ام..




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت-صلوات


همراه نسیم کز جنــان می آید

عطر علوی به باغ جان می آید

با آمــدن کــریم آل یـاسین

بانگ صلوات از آسمان می آید




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 546 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic