بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


خرم از بوی گلی دام کوه و چمن است

هر کجا می نگرم رشک بهشت عدن است

بر لب بلبل و گل از لب زهرا سخن است

نیمه ماه خدای احد ذوالمنن است

خبر از هلهله و شادی هر انجمن است

سخن از ماه رخ و جلوه حسن حسن است

دل شب ، طلعت خورشید هدا پیدا شد

نیمه ماه خدا ماه خدا پیدا شد

 

آمد آن ماه که خورشید کمین بنده اوست

نور حق جلوه گر از حسن فروزنده اوست

فیض صد باغ بهار از گل یک خنده اوست

عقل کل واله مهر رخ تابنده اوست

صبر و صلح و کرم و لطف و عطا زنده اوست

دوست مات کرم و دشمن ، شرمنده اوست

این گل سرسبد باغ پیمبر حسن است

پای تا فرق حسن بلکه حسن در حسن است

 

روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید

امشب از جام تولای وی افطار کنید

چشم ، گردیده تماشای رخ یار کنید

سجده بر آینه طلعت دلدار کنید

گل رخسار حسن را همه دیدار کنید

ناز با آن گل و رو بر گل و گلزار کنید

باغبان خنده بزن یاسمنت را بنگر

یا محمد (ص) گل روی حسنت را بنگر

 

این همان است که لب هاش پیمبر بوسید

نه پیمبر که علی ساقی کوثر بوسید

نه علی فاطمه صدیقه اطهر بوسید

روی او حضرت جبریل مکرر بوسید

دست او را لب سلمان و ابوذر بوسید

قاسم و اکبر و عباس دلاور بوسید

طوطی وحی خدا را سخن از این حسن است

کینه شیر خدا ابوالحسن ، از این حسن است

 

این حسن کیست که چون خصم دهد دشنامش

حلم پیش آرد و با خنده کند آرامش

برهاند ز کرامت ز غم و آلامش

بدهد برد یمانی و کند اطعامش

با دلی شاد فرستد سوی شهر شامش

ای فدای وی و آن مرحمت و اکرامش

به خدائی که غفور است و حکیم است و رحیم

این کریم است کریم است کریم است کیم

 

به رسول و به گل یاسمنش باد سلام

به علی و به مه انجمنش باد سلام

به بتول و به جمال حسنش باد سلام

به جمال حسن و جان و تنش باد سلام

به نسیمی که وزد از وطنش باد سلام

به چنین لاله باغ و چمنش باد سلام

مهر او از همه طاعات بود حاصل ما

حرم محترم اوست بقیع دل ما

 



ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


انگار بنا نیست گرفتار نباشیم

باشیم ولی اینهمه بیمار نباشیم

آنقدر خدا داد به ما از درِ این بیت

تا جز به همین خانه بدهکار نباشیم

آنکه دلِ شب شمع برافروخت در این بزم

پروانه‌ی‌مان کرد که سربار نباشیم

ما پشتِ درِ خانه‌ی یک مردِ کریمیم

ای شُکر گدائیم که بیکار نباشیم

بی ما به غذا لب نزند آب ننوشد

وقتی سرِ آن سفره‌ی افطار نباشیم

او آمده تا سر بکشم جامِ علی را

او آمده تا نعره کشم نامِ علی را

 

 

حیرت زده‌ام از دمِ دیوانه‌ی حیدر

هِی در زده‌ام بر درِ میخانه‌ی حیدر

در بحث  مقامات ، مقامش چه رفیع است

خاکستر جامانده‌ی پروانه‌ی حیدر

تقصیرِ شرابی است که خوردیم از اول

روزی که خدا ریخت  به پیمانه‌ی حیدر

وقتی که حسن آمده در خانه‌ی زهرا

انگار علی آمده در خانه‌ی حیدر

زهرا به دلِ کعبه نرفت اینکه  بدانند

هرگز نرسد کعبه به کاشانه‌ی حیدر

سوگند به زهرا پسرِ صف شکن اوست

از تیغ دودَم  تیغه‌ی اول حسن اوست

 

 

برخیز که مهتاب هم از خواب پریده است

برخیر که خورشید در این خانه دمیده است

یکبار نبی گفت و دگر بار علی گفت

یک صبح اذان از دو موذن که شنیده است

کعبه به دلش ماند چه میشد که دوباره

می‌دید که در پایِ حسن سینه دریده است

تو آمده‌ای تا که ببینیم پس از این

هر کوچه‌ی این شهر به بن بست رسیده است

"مارا چه تماشاست که خورشیدِ جهانتاب

گردن به تماشای تو هر صبح کشیده است"

ما از تو نوشتیم بخوانند علی کیست

تو آمده‌ای تا که بدانند علی کیست

 

 

بگذار که دلها پِیِ احوالِ تو اُفتند

بگذار که سرها همه پامال تو اُفتند

بردار نقاب از رُخَت ای سبز قبایم

تا کعبه پرستان همه دنبالِ تو اُفتند

هربار که در زلفِ تو پیچید نسیمی

یک شهر به دنبالِ پرِ شالِ تو اُفتند

حق میدهی ای عینِ علی اینهمه موسی

از جذبه‌ی یک جلوه‌ی تمثال تو اُفتند

جبریل کجا جمع رسولان همه جمع است

تا اینکه فقط زیرِ پر و بالِ تو اُفتند

سوگند که با خود حَسنینی و حسینی

تو قبله‌ی بین‌الحرمینی و حسینی

 

 

گفتم که بخوانیم احدایثِ شما هست

این بند نوشتم سخنت پیشه‌ی ما هست

گفتید که دروازه‌ی ایمان پدرِ توست

یعنی که علی هست اگر قبله‌نما هست*

گفتید که جهل است نداری و فقیری

گفتید که با عقل ادب هست غنا هست**

اخلاق خوشَت گفت که بهتر زِ همین خُلق

عِیشی نبود خُلق تو از خُلق خدا هست**

از کِبر و حَسد حرص و ولع نهی نمودی

گفتی که هلاک است اگر این سه خطا هست***

روح‌القدس امشب به لبم قالَ حسن گفت

از صبرِ حسن صلح حسن حال حسن گفت

 

 

سوگند محال است که غم داشته باشی

تا سر به درِ اهل کَرم داشته باشی

از حسرتِ ما بود که گفتیم یکی نه

باید که شما چند حرم داشته باشی

در کشورم اولادِ شما غرقِ ضریحند

باید که به گِردِ خود عجم داشته باشی

خط می‌خورد امشب همه‌ی بارِ گناهم

وقتی که به دستت تو قلم داشته باشی

من از دل خود نامِ تو گفتم جگرم سوخت

باید که حرم در جگرم داشته باشی

از غربتِ تو پُر شده‌ام تا بگذاریم

چون چار امامید چهل گوشه بسازیم

 

 

من که بلدم کارگری می‌کنم آقا

تا صحن شما باربری می‌کنم آقا

وقتی که حرم ساخته شد کار زیاد است

با پلکِ خودم رفتگری می‌کنم آقا

خادم شوم و با پَرِ جبریل به دستم

زوارِ تو از غصه بَری می‌کنم آقا

پایینِ ضریحت بنشینیم و بسوزیم

یاد از پدرِ بی پسری می‌کنم آقا

در کربلا نَه شبِ جمعه به کنارت

با یادِ علی نوحه گری می‌کنم آقا

باید که جگر جمع کنم یا پسرم را

باید که پسر جمع کنم یا جگرم را

 

 

قال ابامحمد حسن ابن علی علیه السلام:

*إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافِرًا.»

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر كه داخل آن شد مؤمن و هر كه خارج از آن شد كافر است. ریاص الابرار ج ۱ص۱۱۵

 

**لا غِنى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»

هیچ بى نیازى اى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سخت تر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست. بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ،

 

**لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد. بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ،

 

***هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیلَ.

هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد. تكبّر كه به سبب آن دین از بین مى رود.




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


به خنده می رسد از مهر بامداد ندا

که ماه فاطمه شد در مه خدا پیدا

 

به بوستان رسالت گلی شکفت امشب

که آفتاب به لبخند گفت صل علی

 

مه ضیافت الله و چشم میهمانان

زآفتاب رخ میزبان گرفت صفا

 

یسبحون له الحمد روی خویش امشب

گشود حضرت سبحان ربی الاعلی

 

قسم به قدر که برتر ز شام قدر بود

شب ولادت او از برای اهل ولا

 

به شکر مقدم او عاشقان حق دارند

صلوة و صوم و مناجات و شور و حال دعا

 

از آن مه رمضان شد مه هدی للناس

که جلوه کرد در آن آفتاب برج هدا

 

ازآن به فضل و شرف اول است ماه صیام

که پا نهاد در آن پیشوای دوم ما

 

مهی که گشته کتاب خدا در آن نازل

گشود سینه به شوق جمال آن مولا

 

فرشته خنده بزن فاطمه شده مادر

ملک به وجد در آن مرتضی شده بابا

 

خدا به فاطمه و مرتضی حسن داده

حسن که آیینه مصطفی است سر تا پا

 

حسن که روح دو گیتی به مهر او زنده

حسن که جان دو عالم شود ورا  بفدا

 

حسن وجود و حسن خلقت و حسن طینت

حسن خصال و حسن سیرت و حسن سیما

 

به خورد سالی از سر غیب گفت سخن

به شیرخواری در مهد ناز خوانده دعا

 

نسیم مشک برای فرشتگان می برد

دمی که موی ورا شانه می زدی زهرا

 

پدر چو حیدر و مادر چو فاطمه باید

که این چنین پسر آید به عرصه دنیا

 

پسر کدام پسر ؟ بر تمام خلق پدر

پدر کدام پدر ؟ باب آدم و حوا

 

علی به چهره او خنده می زند همه دم

رسول بر لب او بوسه می نهد همه جا

 

به اهل درد و دوا ، چو غبار بی درداست

اگر ز خاک بقیعش طلب کنند شفا

 

چراغ روشن دل هاست قبر خاموشش

اگر چه در دل ظلمت نهان بود شب ها

 

مگو در حرمش بسته ، کو بود شب و روز

به عالمی ز همین باب بسته عقده گشا

 

مگو که نیست به گرد مزار او زائر

که انبیا همه در بر گرفته اند آن را

 

اگر اجازه بوسیدن درش گیرند

ستارگان همه ریزند بر زمین ز سما



ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


شاعر به هر شعر ترش دارد علاقه

آری به میز و دفترش دارد علاقه

 چون با ارادت می نشیند می نویسد

از خط و خال دلبرش ؛ دارد علاقه

من دلبری دارم که بعد قرن ها هم

دنیا به ذکر اطهرش دارد علاقه

عمری به دیدار تماشای جمالش

تنها نه ما پیغمبرش دارد علاقه

آنقدر سبک خطبه هایش حیدرانه ست

اصبغ به فیض منبرش دارد علاقه

او را به جان فاطمه باید قسم داد

از بس به شخص مادرش دارد علاقه

یارب نکن بیرون مان از خانه ی او

خیلی به روضه نوکرش دارد علاقه

کی میرویم از محضر او دست خالی

وقتی به مسکین درش دارد علاقه

هر نام پاکش می برد دل را به نوعی

موسی به اسم شبرش دارد علاقه

 

مشغول مداحی او در عرش جبرییل

میخواند از تورات و میخواند از انجیل

 

هر سائلی یک دفعه شد مهمان شبر

سیراب شد از چشمه ی احسان شبر

پلکی زد و رزق خلائق را فرستاد

روزی ما می ریزد از مژگان شبر

معنای رحمانیت حق را ندیدیم

جز در میان مهر بی پایان شبر

هرگز به چشم نوکری ما را ندیده

آقا شدیم از لطف استحسان شبر

حاجت به دندان نیست وقتی می گشاید

از کار ما صدها گره دستان شبر

بعد از حدیث منزلت باید بخوانیم

موسی ست محو صورت خندان شبر

جای صفورا خالی است امشب بگیرد

گلبوسه ای از گونه ی تابان شبر

ما هم به قربان همان خال سیاهش

وقتی که هارون می رود قربان شبر

سنگین تر از ایمان کل انبیاء است

در وقت میزان کفه ی ایمان شبر

با دست تقدیر خدا پیوند خورده

از ابتدا جان شبیر و جان شبر

 

مضمون به این خوبی فقط جایش همین جاست

عشق برادر به برادر بیش از اینهاست

 

دُر علی دردانه ی طاها حسن بود

قبل از حسین آیینه ی زهرا حسن بود

چشمان او تنها تجلی گاه توحید

پر می شد از عطر خدا هر جا حسن بود

یوسف کمی تا قسمتی از حُسن رویش

زیباتر از زیباتر از زیبا حسن بود

جبرییل هم در سایه سارش قد کشیده

روزی رسان عالم بالا حسن بود

شاگرد پای درس پیکارش ابوالفضل

آموزگار حضرت سقا حسن بود

گفتند کوه صبر زینب را ولیکن

الگوی ناب زینب کبری حسن بود

یاد خدا یاد امام عصر باشد

تسبیح قاسم یاحسین و یاحسن بود

صلحش قیامی همچو عاشورا رقم زد

بنیانگذار کربلایی ها حسن بود

در کربلا هم با حسینش دم گرفتیم

در هر زیارت ذکر پایین پا حسن بود

از اولین اجدادمان بر ما رسیده

انگیزه ی ماندن در این دنیا حسن بود

دل نازکی که هر شب خود را سحر کرد

در همنشینی با جزامی ها حسن بود

هر کس که پیدا کرد توفیق زیارت

ورد لبانش ما رایت الا حسن بود

از پاکی دامان مادر فیض برده

تا وقت جان دادن هر آنکس با حسن بود

مردی که تا پایان عمر غصه دارش

خیری ندید از کوچه ها تنها حسن بود

 

از غربت او دم به دم باید بخوانیم

یک بیت روضه دست کم باید بخوانیم

 

فرقی ندارد بزم اشک و بزم شادی

باید که باشد گفتمان اعتقادی

باید گریزی زد به افکار مدرس

در بیت هایی هم سیاسی هم عبادی

دشمن به خود آرایش جنگی گرفته

شاید نظامی نه ولیکن اقتصادی

فردا سرافرازی نصیب ملت ماست

با رونق تولید ؛ تولید جهادی

از دست رنج خویش سفره پهن کردیم

بر لقمه ی دشمن نداریم اعتمادی

ما وارث ایثار گردان کمیلیم

با اقتدا کردن به ابراهیم هادی

از مرد بودن یک کت و شلوار دارند

بر هر چه نامرد است دارم انتقادی

گفتند از اخراج مهاجر یا مجاهد !!؟؟

چشم دلم روشن... غلط های زیادی ...

 

تاریخ از ابناء ایران می نویسد

از غیرت مردان افغان می نویسد

 

تا فتنه ای نسل ابوسفیان علم کرد

شمر زمان فکر جسارت بر حرم کرد

با یک اشاره ابرهه زیر و زبر شد

با فجر صادق شام ظلمانی سحر شد

امروز ناموس پیمبر در خطر نیست

جز لکه ای ننگ از دواعش بیشتر نیست

امروز هم آماده ی اذن جهادیم

محکم به پای آرمان ها ایستادیم

خاری به چشم شور عمال یهودیم

خود شاهد جان کندن آل سعودیم

سردار و سرباز مجاهد بی شمار است

انگیزه ی لشگر نشان ذوالفقار است

با این طریقت در مسیر اقتداریم

از جنس سرویم و چهل سال استواریم

رمز بقا قطعا به دست مردم ماست

این اولین تحلیل گام دوم ماست

بر نفس سرکش راه طغیان را ببندیم

با معنویت در دو عالم سربلندیم

در فصل سختی چشم تهران هم به طوس است

چون ملک ایران بیمه ی شمس الشموس است 




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امشب از محبوب میخوانند اهل آسمان

تا سحر مجذوب میمانند اهل آسمان

یک خبر از غیب میدانند اهل آسمان

روی لب این ذکر میرانند اهل آسمان

این خبر از لطف داور بر پیمبر آمده

سبط احمد، شبل حیدر، نسل کوثر آمده

 

 

بال و پر گم کرده جبرائیل هوهو میکشد

خویش را خوشحال میکائیل هر سو میکشد

تا دمد در صور اسرافیل ابرو میکشد

بر در فردوس عزرائیل هی بو میکشد

دل ربوده از ملائک این کمان ابروی سبز

خوی سبز و بوی سبز و خال مشکی روی سبز

 

 

مژده ای عشاق آقای کریمان آمده

معدن جود و سخا دریای احسان آمده

در جهان آفرینش پای سلطان آمده

پادشاه پادشاه پادشاهان آمده

هم سلامش هم کلامش از خداوند جلیست

سکّه و دربار و مُهر و تخت و تاجش از علیست

 

 

نیست این کاشانه را خاموش، مشعل هیچگاه

کس در این خانه نمیگردد معطل هیچگاه

کار مضطر را نمیسازد محول هیچگاه

پاسخ سائل  نمیگوید به مُجمَل هیچگاه

 بر در این خانه صد حاتم گدایی میکند

نوکر کوی حسن آری خدایی میکند

 

 

دور افتاده، مقرب میشود پیش حسن

لاابالی هم مهذب میشود پیش حسن

بی ادب اینجا مؤدب میشود پیش حسن

مثل من، نوکر ملقب میشود پیش حسن

 در جواب مرد اعرابی سلامش میدهد

پیش چشم دوستان، شأن و مقامش میدهد

 

 

در صف پیکار، او مانند حیدر میشود

خود به تنهایی چنان هفتاد لشگر میشود

چون بسر سربند میبندد، پیمبر میشود

در صف صفین، خود الله اکبر میشود

سر نمی ماند رها از تیغ رستاخیزی اش

یل یلان، یکدم دو نیمه میشوند از تیزی اش

 

 

کیست آقایم حسن، وجه خدای عالمین

کیست آقایم حسن، بهر نبی نور دو عین

کیست آقایم حسن، والا  شفیع نشأتین

کیست آقایم حسن، او هست آقای حسین

هر که میگردد حسینی از حسن دارد نشان

داده این قلب حسینی را حسن آتشفشان

 

 

رازدار کوچه هست و رازدار گوشوار

شاهدِ آن روی سیلی خوردۀ ٱم الوقار

محرمِ اسرار مادر در هجومِ نابکار

صاحبِ سِرّ علی و هم غلاف و ذوالفقار

او نه تنها شد عصای مادرش با چشم تر

پهلوی بشکسته راهم جمع کرده پشت در

 

 

غصه های مادرش زهرای اطهر خورده است

غصۀ تنهاییِ یک عمر حیدر خورده است

در میان لشگر خود زخم خنجر خورده است

تیر بر تابوت و نعش او مکرر خورده است

با وجودی که غمی از عمر او مخفی نبود

عاقبت «لایوم» در وصف حسین خود سرود




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 12:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


تا شود راضی ز اعمالم  خدا گفتم حسن

مادرش بر سینه زد! آرام تا گفتم حسن

 

خود گرسنه ماند و سگ را با غذایش سیر کرد

هرکسی گفت از کرم گفت از سخا گفتم حسن

 

یاکریم و یارب وقت‌ کمیل من شده

من هم از سوز جگر وقت دعا گفتم‌ حسن

 

ناامید کوچه ها کی ناامیدم کرده است؟!

زود حل شد مشکل من‌ هرکجا گفتم حسن

 

نام اورا میبری زهرا تفضل میکند

تا بگیرد فاطمه دست مرا گفتم حسن

 

در شلوغی حرم ناله زدم ای بی حرم!

هرزمان رفتم‌ به پابوس رضا گفتم حسن

 

کربلاییها همه ذکر حسین گفتند و من

با حسین بن علی در کربلا گفتم‌ حسن

 

فکر‌کردم در بقیعم گوشه ای کز کردم و

بی صدا مرثیه خواندم بی صدا گفتم‌ حسن

 

کوچه های تنگ یکروزه حسن را پیر کرد

رد شدم‌ با گریه از این کوچه ها گفتم حسن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-دعای مجیر


هرچه عمرم رفت و شد مویم سپید

چشم تو از من به جز غفلت ندید

قصه ی من هم به پایانش رسید

ناامیدم ناامیدم ناامید

 

آمده عبد فراری سر به زیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

گرچه من نان علی را خورده ام

دل به دست او، ولی نسپرده ام

صاحبم را سالها آزرده ام

آخر کارم شده افسرده ام

 

شرم بر من!توبه کردم دیر دیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

رفت از یادم که نوبت میرسد

این شلوغیها به غربت‌ میرسد

لحظه مرگم به سرعت میرسد

نوبت آن قبر خلوت میرسد

 

دوملک هستند آنهم سختگیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

دیگر این پرونده پیش قاضی است

حضرت صاحب ز من ناراضی است

من‌نماز و روزه هایم بازی است

سالها کارم فقط لفاظی ست

 

تو بزرگی و من آن عبد فقیر

یا مجیر و یا مجیر و یا مجیر

 

آخر از امروز و فردا کردنم

بوی معصیت گرفته این تنم

دوستی ها میکنم با دشمنم

آنکه عمرش را هدر داده منم

 

حضرت باران بزن بر این کویر

یامجیر و‌یا مجیر و یامجیر

 

غصه دارم غصه های بی حساب

مستحقم تا بسوزم در عذاب

مانده بهر من فقط یک انتخاب

ناله از دل میکشم یا بوتراب

 

من علی دارم!امامی بی نظیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

مستم و هشیار میگویم علی

هرکه گفت از یار میگویم علی

یکصدو ده بار میگویم علی

جای استغفار میگویم علی

 

او گرسنه نوکرانش سیر سیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

گرچه ما خاریم گلشن کربلاست

خاک ما گفته ست میهن کربلاست

جنت عشاق اصلا کربلاست

راه آدم گشتن من کربلاست

 

کربلا راهم بده ای دلپذیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

در شلوغی های آن گودال تنگ

گیسویی از پشت سر میخورد چنگ

نیزه بود و تیغ بود و چوب و سنگ

پیش زینب خورد طبل ختم جنگ

 

ماند بی سر پیکری بین حصیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

 

 

مفاتیح الجنان :

هر كه دعای مجیر را در «ایام البیض» (روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم ماه رمضان) بخواند گناهش آمرزیده مى‌شود،هرچند به عدد دانه‏ هاى باران و برگهاى درختان و ریگهاى بیابان باشد. و خواندن آن براى شفاى‏ بیمار و اداى دین و بی نیازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات در ماه مبارک رمضان


آغاز می کنم سخنم را به یا حسین

در می زنم به خانه ی معبود با حسین

 

کاری به خاطر رمضانم نکرده ام

اما گرفت دست تهیِ مرا حسین

 

مثل همیشه آبرویش را وسط گذاشت

شد باعث رفاقت ما با خدا ، حسین

 

در قتلگاه یک یک مارا صدا زده

ما را خرید زیر همان نیزه ها حسین

 

آنقدر عاشقیم که حتی سر نماز

گفتیم در قنوت بجای دعا، حسین

 

ما روزه دارها همه یاد لب توییم

ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین*

 

آخر مرا برای خودش می خرد شبی

من می شوم مسافر کرب و بلا حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به امید بازگشایی حرم مطهر امام رضا(ع)

امام رضا(ع)-مناجات-امام حسن(ع)قبرستان بقیع


یه روزی تو ازدحام حرمت

دنبال یه جا می‌گشتم بشینم

باورم نمیشد اصلا که یه روز

حرمو بدون زائر ببینم

 

دل من چجوری طاقت میاره

بمونه پشت درای حرمت؟

با خودم گندم آوردم آقاجون

پس کجان کبوترای حرمت؟

 

آسمون هرچقدم که با صفاس

با هیاهوی کبوترات خوشه

قوربون صفات برم! امام رضا

شبای حرم با زائرات خوشه

 

آی نسیمی که الان تو حرمی!

یه نفس برای من روضه بخون

حرم مشهدو خلوت می‌بینی

برای امام حسن روضه بخون

 

بخون از غربت اون آقایی که

نه یه زائر، که ضریحم نداره

چلچراغ حرمش ستاره‌هان

آسمون سر روی خاکش می‌ذاره

 

خودمونیم تا حالا دیدی یه بار

زائری از خادما شاکی باشه؟

یا ببینی مثلا فرش حرم

نامرتب باشه یا خاکی باشه؟

 

حالا فکرش رو بکن یه بار بیای

ببینی صحن و حرم ریخته به هم

ببینی سقاخونه خراب شده

گرد و خاکه روی فرشای حرم

 

آی نسیمی که الان تو مشهدی

چه بوی عطری میاری همیشه

اما از بقیع اگه رد شی یه بار

بوی گرد و خاک ازت جاری میشه

 

یا امام رضا خودت یه کاری کن

که حرم پُر بشه باز از زائرات

باز میون جمعیت یکی بگه

برای ظهور مهدی صلوات!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(علیهم السلام)-مناجات


مستحقّم به من پناه دهید

حال و احوالِ روبراه دهید

 

بینِ خوبانِ خود مرا هم نیز-

بپذیرید و باز راه دهید

 

ببَریدم سریع تر به حرم

پای بوسیِ دلبخواه دهید

 

کربلا، مشهد و نجف، یا قم...

آبرویی به روسیاه دهید

 

زیر ایوان مرا نگاه کنید

سر سپردم که سرپناه دهید

 

در کنارِ امید و آمرزش

ترس از هر چه اشتباه دهید

 

وسطِ روضه ها به دستانم

یک امان نامه از گناه دهید

 

رزق اشکِ مرا زیاد کنید

جانِ من را به قتلگاه دهید! 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


یا حسن ای که تو را منصب لطف و کرم است

قطره در کوی نکوی تو برابر به یم است

 

تا که هستم همه دم سائل کوی تو ، مرا

ز غم برزخ و از ماتم دوزخ چه غم است

 

تو کریمی و همه عالم هستی همه دم

ز سر خوان تو محتاج عطا و کرم است

 

همه از غربت تو گفته و گویند ولی

هر چه از غربت تو گفته و گویند کم است

 

بی حرم خواندن تو در همه احوال خطاست

زان که عالم همه جا بهر تو مولا حرم است

 

گر که عباس علی گشته علمدار حسین

در سپاه تو حسین است که صاحب علم است

 

کعبه یک سنگ نشان است ، تویی مقصد آن

کعبه از یمن وجود تو چنین محترم است

 

بی تو و نام تو باطل همه دم هر نفس است

با وجود تو دوصد نور دم و بازدم است

 

تو علمدار علی هستی و آقای حسین

تو کریمی و امیری و دلارای حسین 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


به شُکر آنکه تو هستی مرا امام، حسن

نشستـه ام بنویسـم کـه ٱلسَّـلام، حسن

 

چگونه واژه بـه اوصافت اختیار کنم

کمـالِ حُسـنِ تو آقـا کجا..؟ کلام، حسن

 

کجـا به درکِ مقـام تو پی بَـرَند اوهـام؟!

به مدح تو چه بگویم در این مقام، حسن

 

مرا به نامِ "گدای حسن" صـدا کـردند

به انتساب شمـا دیـدم احتــرام، حسن

 

به جای جور و جفایی که دیدی از یاران

بخـوان تـو ایـل و تبـارِ مـرا غلام، حسن

 

اَلا کـه عـزّت هــر مـؤمـنِ خــداجویی،

زبان به مدحِ تو وا می کنم مُدام، حسن

 

بـه نـامِ نامی تـو إلتجــا کنـم هـــر روز

تویی تو حُسنِ هر آغاز و هر خِتام، حسن

 

به لطفِ مَقدم تو ماهِ حقّ، فضیلت یافت

که جلوه ی دگـری داده بـر صیام، حسن

 

تویی که خنده به لب های مادر آوردی

تویی نبی صفـت و احمــدِ تمـام، حسن

 

تو سفـره دار علـی در مدینـه بـودیّ و

گـدا گـرفته ز دستانِ تـو طعـام، حسن

 

سکوت و صبـر تو رونق به دینِ حقّ داده

وَ داشت صلحِ تو صدها هزار پیام، حسن

 

امــامِ کـرب و بـلا اقتــدا بـه تـو دارد

به یُمنِ صلح تو کـرده حسین قیام، حسن

 

کسی که جنگِ جمل، کفر را ز پا انداخت

وَ روز خصـمِ علـی را نمـوده شـام، حسن

 

تمـامِ لشگـرِ کوفـه بـه یادت افتـادند

به روز واقعه قاسم چو کرد قیام، حسن

 

فتـاده لـرزه بـر انـدام أَزْرَق و آلـش

چو بُرده نامِ تو و داده تا پیام، حسن

 

ز جـور همسـرِ ملعـونه، ای ولـیّ خـدا

تو را نشد که شود زندگی به کام، حسن

 

میانِ کوچه ی غم، بس که روضه جانسوز است

نیـافتْ زخمِ غمت یکـدم التیـام، حسن

 

غُبارِ قبر تو داروی دردِ مسکین است

که مانده در هوس عطر آنْ، مشام، حسن 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


رسیده نور تو از آسمان به خانه ی مولا

رسیده نور تو از آسمان به دامن زهرا

میان بال ملائک شکفته ای گل طاها

تمام عالم هستی شده ست غرق تماشا

تویی که معنی آرامشی ، شبیه به دریا

 

حسن شدی و تجلی حُسن ذات خدایی

تو کعبه نیستی اما همیشه قبله نمایی

خدای جود و عطایی ، کریم آل عبایی

امیدِ آخرِ هرچه نیازمند و گدایی

نموده حاتم طایی به سفره ی تو تمنا

 

گرفته معنی از این سفره،جود ‌و رحمت‌و احسان

چقدر مور نشسته ست در کنار سلیمان

تبسم تو همیشه دلیل بارش باران

بگیر دست گدا را میان راه ، حسن جان

به دست توست عطا ای عزیز حضرت زهرا

 

میان خاک نشسته ست بارگاه عظیمت

ولی به عرش الهی رسیده است شمیمت

فرشته های خداوند زائران حریمت

کبوترانه ، وفادار دست های کریمت

که سفره ی کرم تو رسد به عالم بالا

 

گره زدم دل خود را به آن ضریح خیالی

چه شوکتی چه شکوهی چه عزتی چه جلالی

طواف صحن شما نیست آرزوی محالی

خوش آن دمی که رسیده ست عاشقی به وصالی

زیارت حرم توست آرزوی دل ما




✔️ موضوع : ولادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا_ ماه مبارک رمضان


منى كه هیچ كسى را ندارم الا تو

دوباره آمده ام درد دل کنم با تو


همینکه با تو کمی درد دل کنم خوب است

فقط برای تو‌خود را خجل کنم خوب است


كنار سفره خودخلوتى به من دادى

چه خوب فرصت هم صحبتى به من دادى


چقدر حرف نگفته برای گفتن هست

تو هم همیشه حواست به گریه من هست

پناه بر تو از این خشکسالی آوردم

برای عرض ادب دست خالی آوردم


دلم گرفته، برایم نشانه ای بفرست

برای بغض گلویم بهانه ای بفرست


دوباره آمده ام سربزیر گریه کنم

نشسته ام بگذارید سیر گریه کنم

دوباره مثل همیشه مرا بغل کردی

همیشه مشکل من را فقط تو حل کردی


اگرچه خسته ای و گرچه دلخوری از من

همیشه مطمئنم دل نمی بُرى از من


مرا ببخش اگر نامه ام سیاه شده

بیا بگو به ملائک که اشتباه شده


گدا رسیده بیا و کرم فروشی کن

برای بنده خود باز پرده پوشی کن


مرا ببخش اگر سمت معصیت رفتم

بلد نبودم اگر راه را غلط رفتم


هنوز نیستم از کرده خودم راضی

قبول کن اجلم را عقب بیندازی


اگر كه توبه نكرده اجل فرا برسد

خدا كند كه به دادم امام رضا برسد


اگر بناست بمیرم چه حسرتى دارم

هنوز من دو سه تا كربلا طلبكارم


منى كه لحظه افطارها نوا كردم

دم غروب همش یاد كربلا كردم


همیشه خواسته ام زیر پرچمش باشم

غروب اول ماه محرمش باشم


غروب اول ماه و غروب روز دهم

بمیرم‌از غم آن ضربه دوازدهم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات


در امتحان محبت منم که رد شده ام

بیا ببین گل نرگس چقدر بد شده ام


ببین که جای تهجّد، به جای ذکر سحر

اسیر غیبت و خود بینی و حسد شده ام


اگر به آتش غفلت بسوزم حرفی نیست

که من دچار گنه ، بی حد و عدد شده ام


دلم نمی شکند در میان روضه ، ولی

شکستن دل پاک تو را بلد شده ام


چقدر راحت و آسوده معصیت کردم

که گویی منکر آن قادر صمد شده ام


ز چشم های سیاهت نداشتم پروا

" چنین به درک فیض تو بر خویش سد شده ام "


منی که دعوی عشق تو داشتم روزی

به پیروی هوا همچو دیو و دد شده ام


سزاست تا که مرا حد زنی به دست خودت

بزن مرا که من آماده بهرِ حد شده ام


اگر حساب کنم من فزون ز صدها بار

به دست های کریم شما مدد شده ام


خدا کند که ببینی شهادت ما را

بیا ببین که به عشق تو در لحد شده ام


اگر چه باورت ای گل نمی شود شده ام

در امتحان محبت منم که رد شده ام




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


هر بار دلم خسته شد از بارِ گناهی

شرمنده و بیتاب کشیدم دو سه آهی


با اشک نشستم دم ِ «ألعفو» گرفتم

در بازدمم دیده نشد ذرّه گناهی


یکبار نشد راه ببندی و بگویی-

برگرد برو! عاصی و گم کردۂ راهی


بخشیدی و گفتم چه کنم؟! چارۂ من چیست؟!

از نور دلم کم شده و مانده سیاهی


این نفْس؛ مرا یکسره از راه به در کرد

از راه به در کرده و انداخت به چاهی


خوردم به درِ بسته! رسیدم به امیدِ

یک گوشۂ چشمی! نظری! نیم نگاهی...


از «أسئلکَ» پُر شده این کاسۂ خالی

دستی برسان! ای کرمت لایتناهی


نزدیکتری از رگِ گردن به منِ بد

پس خوب ترین، خوب ترین پشت و پناهی


این سلسله ی کوهِ خطاهای پیاپی

در سجده شد از لطف ِ تو تبدیل به کاهی


ابلیس به عشق من و تو کرد حسادت

میگفت هراسان؛ چه گدایی و چه شاهی


از دور و برم دور شد آنگاه که گفتم:

یا راحمُ یا ساترُ یا ربّ ِ إلهی!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات محرمی


همه محوند، محو عزت ما

از گِلِ اولیاست طینت ما


کنج عُزلَت برای ما گنج است

وه چه سرمایه ای ست عُزلَت ما


نگران نیستیم از مردن

مرگ ما هست استراحت ما


ثروت ما محبت زهراست

نرسد ثروتی به ثروت ما


نامه هامان نخوانده امضا شد

باز راضی نشد به خجلت ما


گریه کردیم راهمان دادند

بی نتیجه نماند زحمت ما


هر کسی پنج روز نوبت اوست

با بزرگان گذشت نوبت ما


فرصت گریه را به ما دادند

بهترین فرصت است فرصت ما


همه جا رفت و از تو صحبت کرد

هر که بنشست پای صحبت ما


تا که در خدمت شما هستیم

دیگران میکنند خدمت ما


خواستند از دیار تو برویم

نه ، اجازه نداد غیرت ما


ما اویسیم و آمدیم ، ولی

دیدن تو نبود قسمت ما


آس و پاست شدیم و با این حال

درهمی کم نشد ز قیمت ما


شبی از خاک ما گذر کردی

مرده را زنده کرد تربت ما


حاجت دل شکسته ها گریه است

جان زینب برس به حاجت ما


روضه داریم روضه‌ی زینب

یک سری هم بیا به هیئت ما


کربلا ، شام ، هر کجا رفتی

یک سلامی بده به نیت ما

.

ما که از هجر ، بال بال زدیم

و نیامد کسی عیادت ما




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا

شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا


از کجا لطف خدا شامل حالم شده است؟

گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا


من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان!

سبب از چیست که حق، اهل بکاء کرده مرا؟


از خرابی گنه کیست نجاتم داده؟

آشنای حرم عشقِ خدا کرده مرا


روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده؟

سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا


کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده؟

بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا


شکر حق هیئتیم، سینه زنی پر شورم

کربلایی شدم و یار صدا کرده مرا


خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام

صاحب کرب و بلا، کرب و بلا کرده مرا




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 07:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

آرزوی شهادت


یا رب نکند که رو سفیدم نکنی

من آمده ام که ناامیدم نکنی

حسرت به دلم مانده! خدایا نکند...

مرگم بدهی، ولی شهیدم نکنی!




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


به سیم و زر چه حاجت بود؟! از  اینها فراتر داشت

پر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشت

 

زنان از بی حجابی ها سر تسلیم افکنده....

ولی کنز الحیا از چادر خود تاج بر سر داشت

 

بزرگان عرب رایک به یک دیروز پس میزد

که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت

 

زمانی که همه خورشید را تکذیب میکردند

خدیجه، چشم های مصطفی را خوب باور داشت

 

میان قوم خود شان و مقام او فراوان بود

ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت

 

نبی افلاک را می دید از غار حرا اما

جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت

 

نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند

شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت

 

کنار مرتضی دین خدا را حفظ میکرده

که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت

 

دوبازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند

خدیجه چون علی را داشت درواقع برادر داشت

 

لبالب بود از قرآن و آن روزی که مادر شد

به جای طفل در آغوش خود آیات کوثر داشت

 

همینجا میشود بر پاکی دامان او پی برد

فقط این زن وجودی لایق  زهرای اطهر داشت

 

علی داماد او شد کاش بود آن روز را می دید

که زهرا در نبود مادر خود دیده ای تر داشت

 

خدیجه در مسیر دین شترها داد بی منت

زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت

 

حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد

به یاد خاطراتی که مروری زجر آور داشت

 

کمک میخواست پشت در صدا زد خادم خود را

فدای فضه اما فاطمه ای کاش مادر داشت...




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 07:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


حیا در چشمهایش بود غیرت داشت همت داشت

چنان آسیه و هاجر چنان مریم نجابت داشت

 

لباس کهنه میپوشید روی خاک میخوابید

تماما خرج دین میکرد هرچه مال و مکنت داشت

 

تجارتخانه های مکه از اموال او پر بود

ولی او با خدای خود فقط میل تجارت داشت

 

بجای مرغ بریان دانه ی خرما غذایش بود

به رعیت ها شباهت داشت آن بانو که رعیت داشت

 

وجودش را فدای راه حق میکرد بی وقفه

برایش پیشرفت دین همیشه ارجحیت داشت

 

به رغم آنهمه تبلیع که ضد پیمبر بود

کنارش ماند در هرحادثه از بس بصیرت داشت

 

گواهی میدهد شعب ابیطالب به ایثارش

گواهی میدهد این شیربانو استقامت داشت

 

چه ایمانی چه اخلاصی که بین بستر مرگش

خدیجه از رسول الله احساس خجالت داشت

 

کفن برتن نکرد و با لباس پاره ای پر زد

عجب این لحظه آخر به اربابم شباهت داشت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


با نام "خدیجه" هر لبی وا بشود

خشنود دل حضرت زهرا بشود.

درباره او رسول اکرم فرمود

هیهات که چون "خدیجه" پیدا بشود

***

مارا شده زمزمه… بفرما روضه

امید دل همه…بفرما روضه

ما روضه ی حضرت خدیجه داریم...

ای یوسف فاطمه…بفرما روضه

***

دنیا به شما چه بی وفاشد آخر

پاداش شما چه طعنه ها شد آخر

سهم کفن شما بهشتی...اما...

سهم "نوه ی" تو بوریا شد آخر

***

از یاد رود همت بی بی؟ هیهات

تکرار شود غربت بی بی؟ هیهات

تا نوکر حضرت خدیجه ماییم..

کم رنگ شود رحلت بی بی؟ هیهات




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


از غصه های تو نفس آسمان گرفت

در ماتم تو حال دل عاشقان گرفت

 

ای باغ و بوستان پیمبر! نگاه کن

رو به خزان شدی و دل باغبان گرفت

 

بانو! بمان که پشت و پناه نبوتی

تو سوختی که شمع رسالت توان گرفت

 

تا پای مرگ رفت پیمبر هزار بار

هر بار هم به لطف نگاه تو جان گرفت

 

تنها تویی که عشق محمد شدی و بس

دلداده ی تو بود و دل از دیگران گرفت

 

آنقدر گریه کرده ای از ترس قبر که

جسم تو را عبای نبی در میان گرفت

 

گفتم عبا چرا غزلم روضه خوان شده؟

زهرا رسید و با غزل من زبان گرفت _

 

ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین

ای وای بی عبایی و بی پیرهن حسین

 

شکر خدا که قسمت تو یک عبا شده

مادر! حسین من کفنش بوریا شده

 

زهراست روضه خوان و خدیجه است گریه کن

آرام چشم تر شده را بست گریه کن

 

می سوخت در حرارت دستان فاطمه

گفت ای رسول! جان تو و جان فاطمه

 

زنهای این قبیله همه بد تر از همند

دلسوزهای فاطمه در بینشان کمند

 

می ترسم از کنایه و زخم زبانشان

مردانشان، که پست ترند از زنانشان

 

می ترسم ابر تیره بیفتد به روی ماه

زهرای من تحمل سیلی ندارد آه

 

برگ گل است مثل نسیم است دخترم

نگذار حس کند که یتیم است دخترم

 

در عمر خویش هرچه بلا بود دیده ام

جانانه جور فاطمه را هم کشیده ام

 

نگذار حال و روز گلم مثل من شود

دیگر مباد قسمت او سوختن شود!

 

چون چاره نیست می روم و می گذارمش

بعد خدا و تو به علی می سپارمش




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


اولین بیت شد این مصرع بسم الله است

قلم از آنچه در افکار من است آگاه است

پُر مضمونم و بیت الغزلی در راه است

صحبت از حضرت خورشید، سخن از ماه است

 

باز کرده ست اذان حنجره ی مأذنه را

تا شب و روز بخوانم پسر آمنه را

 

باغ در رویش خود فصل بهاری دارد

عشق در اوج جوانی است، قراری دارد

نور در حجله ی عشق آمده کاری دارد

پسر آمنه تنهاست؟ نه، یاری دارد

 

بَه به این وصلتِ فرخنده پی و ختم به خیر

در خورِ همسری عشق، خدیجه ست نه غیر

 

همسر بی بدل حضرت طاها او بود

لایق مادری اُمِ ابیها او بود

نور را آینه هرآینه تنها او بود

مصطفی آن همه تنها شد اما او بود

 

با وجودش به نبی هیچ غمی غالب نیست

تا خدیجه است غم از شعب ابیطالب نیست

 

السلام ای که در این شعر سرانجام تویی

مصطفی را تو دلارامی و آرام تویی

دینم از اوست ولی پایه ی اسلام تویی

ای غریبی که پر از نامی و گمنام تویی

 

به مقام تو چه اندازه حسادت بردند

لقب خاص تو را نیز به سرقت بردند

 

ما کجا و سخن از مدح تو با این دل پُر

شرمگینم که نداریم کلامی در خور

ما که گوهر نشناسیم چرا سُفتنِ دُر

خرج دین شد همه ی مال تو اُشتر اُشتر

 

وای برما و بر این شیوه ی مهمانی ما

شده سرمایه ی تو خرج مسلمانی ما

 

گفتم از مدح تو از روضه ات اما کمتر

رفتی و ماند غمت روی دل پیغمبر

دخترت فاطمه جان داد پسِ آتشِ در

مجتبی آه کشید از دلش از سوز جگر

 

آمد از عرش برای تو کفن، طیب و پاک

نوه ات کرببلا بی کفن افتاد به خاک




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


همینکه مادر زهرا شدی، تو یکتایی

نشانِ بندگیِ توست، ٱم زهرایی

 

ز دامن تو چو حَوراءُالانسیه آمد

دلیل شد که تو هم خود، ز جنسِ حورایی

 

که میتوان به مقام تو  دست یابد که

تو زوجةُ النَّبوی ، رازدار طاهایی

 

تویی تو مادر کوثر، تویی تو شاهد وحی

تو افتخار زمین، فخر آسمانهایی

 

تو مَحرم همۀ آیه های قرآنی

تو اولین زن مؤمن به ماه بطحایی

 

چه میتوان ز شباهات تو به مولا گفت

تو سِرّ ٱم ابیها تو یارِ مولایی

 

به کوری دگران ٱم مؤمنین هستی

تو مادر همۀ شیعیان دنیایی

 

به اوج غربت اسلام و غربت احمد

تو پشتوان رسول خدا به غمهایی

 

میان آن همه دشمن ز مشرکین قریش

تو یار دین پیمبر شدی به تنهایی

 

دلت به شِعب ابیطالب آزمایش شد

نشان به فاطمه دادی که اصل تقوایی

 

تمام کرب و بلا را به تجربه دیدی

تو آشنای عطش، غصه دارِ فردایی

 

تمام هستیِ خود را نثار دین کردی

براستی که کنیز خدای یکتایی

 

به وقت رفتن تو، دستِ خالی اَت میگفت:

نیازمندِ عبای رسول عظمایی

 

کفن برای تو از جانب بهشت آمد

حسین، شد کفنش بوریای صحرایی

 

کنار پیکر پاره نبودی، ای مادر

که داشت زمزمۀ یابُنَیَّ غوغایی

 

هزار و نهصد و پنجاه زخم را زینب

در آن قیامت گودال، دید زیبایی




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ای نور در شب تار  یا حضرت خدیجه

مهر سپهر دوار   یا حضرت خدیجه

 

بر تو سلام جبریل  بر تو سلام احمد

بر تو سلام دادار    یا حضرت خدیجه

 

ای بانوی بهشتی  از دامن زلالت

کوثر شده پدیدار   یا حضرت خدیجه

 

در مادران امت   آن گوهری که خاتم

یاد تو بود بسیار  یا حضرت خدیجه

 

مکه گواه باشد   در یتیم او را

تنها تویی خریدار   یا حضرت خدیجه

 

غار حرا چهل شب   طعم محبتت را

بر لب نمود اظهار  یا حضرت خدیجه

 

پیراهن گل سرخ   جای کفن به تن کن

ای روح سبز گلزار    یا حضرت خدیجه

 

سالی که رخت بستی   کعبه شده سیه پوش

مکه شده عزادار  یا حضرت خدیجه

 

نوحه سرا علی و   افلاک سینه زن شد

چشم نبی است خونبار  یا حضرت خدیجه

 

جای تو بود خالی  شد دختر تو مادر

در بین درب و دیوار  یا حضرت خدیجه

 

جای تو بود خالی   که فضه را صدا زد

خون ریخت چشم مسمار  یا حضرت خدیجه




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ماهی و دلگرمی خورشید از تو بوده

پشت و پناه وحی و توحید از تو بوده

توفیق دین بی شک و تردید از تو بوده

کمتر سخن در مدح و تمجید از تو بوده

بانوی با خیر و فضیلت یا خدیجه!

ای دست و بازوی نبوت یا خدیجه!

 

تو اولین بنیانگذار عشق بودی

عشقت محمد بود و یار عشق بودی

پروانه ای دور مدار عشق بودی

از جان و از دل پای کار عشق بودی

سرمایه ات را در دکان عشق دادی

عاشق شدن را تو نشان عشق دادی

 

زن بودی و "مردی" به مردان یاد دادی

بانو! به زنها دین و ایمان یاد دادی

عاشق شدن را به جوانان یاد دادی

آدم‌شدن را هم به انسان یاد دادی

گویند شغل انبیا آموزگاریست

شأن شما هم کمتر از پیغمبران نیست

 

درظلمت شب می شدی مهتاب بانو

مادربزرگ حضرت ارباب، بانو!

بعد از تو عالم می شود بی تاب بانو

از داغ تو دردانه ات شد آب بانو

بعد از شما دختر شدن هم دردسر داشت

خواهر شدن، مادر شدن هم دردسر داشت

 

رفتی و "عام الحزن" شد هر سال بی تو

احمد شده یک بلبل بی بال بی تو

زهرای تو هی می رود از حال بی تو

روزی همین زهرا ... ته_ گودال... بی تو...

آتش به جان ها می زند با شور و شینش

عالم به هم ریزد از داغ حسینش

 

گودال و زهرا و حسین و شمر و خنجر

یک گام عقب تر چشم های خیس خواهر

شمشیر دارد می برد... الله اکبر

ناگاه بالا می رود از نیزه ها، سر

زینب کنار قتلگاه از دور می دید

از بس تنش را زیر و رو کردند پاشید

 

سر رفته و از این بدن چیزی نمانده

بر پیکرش از پیرهن چیزی نمانده

بس نیزه خورده از دهن چیزی نمانده

جز بوریا جای کفن چیزی نمانده

دار و ندار خیمه ها رفته به غارت

این بچه ها ماندند و یک رخت اسارت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ای زن که سزاوارترین روی زمینی

هیهات که بالاتری و عرش نشینی

 

هم‌سنگر پیغمبر و سرچشمه کوثر

الحق و الانصاف چنانی و چنینی

 

با نام علی نام تو را برد پیمبر

یعنی که تو هم مثل علی حافظ دینی

 

تنها تو به باغ نبوی پای نهادی

تنها به تو گفتند از آن سیب بچینی

 

هر دامن پاکی نشود مامن زهرا

تو پاک‌ترین پاک‌ترین پاک‌ترینی!

 

بعد از تو چه آید به سر فاطمه، مادر!

بهتر که نباشی و در آن لحظه نبینی

 

ای مادر دلخسته ما مادر زهرا

بین در و دیوار چه آمد سر زهرا؟!

 




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


به پیمانی که بستی عهد کردی پای دین باشی

که هم در لفظ هم معنی تو ام المومنین باشی

 

خدا می خواست همراه پیمبر باشی و قطعاً

یکی از رشته های محکم حبل المتین باشی

 

محمد گر امین باشد ، علی روح الامین باشد

و تو مضمون ناب شعر جبریل امین باشی...

 

تمام ثروت تو ، تیغ مولا ، خرج دین میشد

که همراه علی دست نبی در آستین باشی

 

شریک بغص و تنهایی پیغمبر شدی ، باید

که تو الگوی عشق حضرت ام البنین باشی

 

بزرگی یعنی اینکه همسر پیغمبر خاتم

و مادر خانم مولا امیرالمومنین باشی...




✔️ موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


تا سایۀ تو بر سر دردانۀ من است

این خانه؛ ای رسول خدا خانۀ من است

 

دل شوره ام برای غریبیِ فاطمه است

این خود دلیل اشک غریبانۀ من است

 

مادر ندارد و نگرانم برای او

بنگر سرش چگونه روی شانۀ من است

 

وقتی عروس می شود این نور چشم من

آیا کسی ملازم ریحانۀ من است

 

نُه ساله می رود به سوی خانۀ علی

نُه سالِ بعد شعله به کاشانۀ من است

 

گویا کسی به خانۀ من شعله می کشد

آتش مگر حریف به پروانۀ من است

 

اِنسیّه را به کوچه مگر خار می کنند

سیلی مگر نوازش جانانۀ من است

 

ای دخترم برای علی آبرو گذار

یاریِ او دعای صمیمانۀ من است

 

  اَمّن یجیب بر لب من نقش بسته است

ذکر علی دوای طبیبانۀ من است

 

میمیرم و فدای رسول خدا شوم

جبریل همکلامِ حکیمانۀ من است

 

پیراهن رسول خدا را بیاورید

این هدیه بر عطای فقیرانۀ من است

 

این پیرُهن به هفت کفن بر تنم کنید

زیرا گریز روضۀ غمخانۀ من است

 

آیا حسینِ من کفن از بوریا شود؟

این اولین عزا به عزاخانۀ من است




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 546 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic